حق وتو یکی از جلوه های نظم بین المللی استقرار یافته پس از جنگ جهانی دوم و شکل گیری سازمان ملل متحد است. حق مزبور مسئله‌ای بسیار مناقشه ‌برانگیز در جریان تصویب منشور ملل متحد در سال ۱۹۴۵ بود و آمریکا و شوروی احتمالاً به تشکیل سازمان ملل بدون وتو رضایت نمی‌دادند. با گذشت ده‌ها سال از حیات سازمان ملل، بحثبر سر وجود و استفاده از این حق هنوز هم ادامه دارد. حق وتو منبعثاز بند ۳ ماده ۲۷ منشور سازمان ملل متحد است، که مى‌گوید:

«تصمیمات شوراى امنیت راجع به سایر مسایل[مسایل مربوط به غیر آئین کار] با رأى مثبت نه(۹) عضو، که شامل آراء تمام اعضاى دایم باشد، اتخاذ مى‌گردد. در تعریف «حق وتو» گفته شده است: هر یک از پنچ عضو دائمى شوراى امنیت(چین، فرانسه، شوروى[روسیه]، انگلستان و آمریکا) مى‌توانند با دادن رأى منفى، از صدور قطعنامه‌اى در شوراى امنیت جلوگیرى نماید. این رأى منفى عضو دائمى شوراى امنیت را که مانع از تصویب قطعنامه مى‌شود، «وتو» مى‌نامند. این رأى منفى فقط هنگامى «وتو» تلقى مى‌گردد، که به مسایل ماهوى و نه مسایل آئین کار مربوط مى‌شود. در تعریف «حق وتو» مى‌توان به طور خلاصه و نیز جامع‌تر گفت: «حق وتو» عبارت است از: رأى منفى هر یک از اعضاى دایم شوراى امنیت سازمان ملل متحد به قطعنامه‌هاى داراى آراء مثبت شوراى امنیت در مسایل ماهوى. به عبارت دیگر، «حق وتو» عبارت است از: رأى غیر مثبت هر یک از اعضاى دایم شوراى امنیت سازمان ملل متحد به قطعنامه های‌ داراى آراء مثبت شوراى امنیت در مسایل ماهوى. حق وتو بر اساس اندیشه برتری صلح بر عدالت در اختیار ۵ عضو دائم شورای امنیت قرار گرفته است».(wikipedia. org)

در منشور سازمان ملل کلمه‌ای به نام وتو قید نشده است، بلکه لزوم جلب ۹ رای موافق از مجموع ۱۵ رای اعضای شورای امنیت که باید شامل ۵ رای موافق اعضای دائم شورا باشد، مطرح است. به این ترتیب، مخالفت یکی از اعضای دائم به معنای عدم تصویب قطعنامه و به اصطلاح وتوی آن است. حق وتو تنها با رأی مخالف تحقق پیدا می‌کند. رأی ممتنع و غیبت در جلسه وتو محسوب نمی‌شود و وتو درمسایل شکلی نیز کاربرد ندارد، هرچند تشخیص اینکه موضوعی شکلی یا غیرشکلی است، خود امری غیرشکلی(ماهوی) است.

حق وتو و قدرت های بزرگ

کاربرد حق وتو را می‌توان به دو دوره تقسیم کرد: - دوره ۱۹۴۶-۱۹۷۲، که درآن اتحاد شوروی بیشترین بهره را از این اختیار برد. - دوره ۱۹۷۲ به این سو، که آمریکا بیشترین تعداد وتو را داشته است

از زمان برداشتن دیوار برلین(در سال ۱۹۸۹) تا پایان سال ۲۰۰۴ میلادی، ۱۹ بار وتو صورت گرفته است، که از آن میان می توان به این موارد اشاره کرد: - آمریکا ۱۳ با وتو کرده است(۱۱ بار برای اسرائیل، ۱ بار در مورد بوسنی و ۱ بار در مورد پاناما)؛ - روسیه ۳ بار وتو کرده است(۲ بار در مورد قبرس و ۱ بار در مورد بوسنی)؛ - چین دو بار وتو کرده است(در مورد مقدونیه).

در جهان کنونی، سازمان ملل متحد یکی از نمادهای مهم جامعه بین المللی است و نوع رفتار بازیگران در قبال آن شاخص حائز اهمیتی در سنجش مقاصد تجدیدنظر طلبانه آنان است. در مورد اعضای دائم شورای امنیت، بررسی موارد وتوی قطعنامه ها می تواند نشان دهد که، هر عضو به چه میزان با جامعه بین المللی همدلی دارد، یا بالعکس با روندهای بین المللی در تخالف است. شوروی سابق تا دهه ۱۹۷۰ بیشترین موارد وتوی قطعنامه های شورای امنیت را به خود اختصاص داد، ولی از این مقطع ایالات متحده به بزرگ ترین اعمال کننده حق وتو تبدیل شد. ایالات متحده از ۱۹۷۶تا ۲۰۰۴،۶۳ مرتبه از حق وتو استفاده کرد، در حالیکه چین در این مدت تنها دو بار قطعنامه های شورای امنیت را وتو کرد. این شواهد چندان با این ادعا که چین خارج از جامعه بین المللی رفتار می کند و آمریکا نماینده شایسته این جامعه است، انطباق ندارد(Chan, ۲۰۰۴:۱۴۹-۱۵۰).

اصلاح ساختار سازمان ملل و جایگاه حق وتو در آن

پایان نظام دو قطبی و از میان رفتن رقابت های سیاسی و ایدئولوژیک شرق و غرب، بستر افزایش همکاری قدرت های بزرگ را در قالب شورای امنیت مهیا کرد. این وضعیت به کاهش موارد توسل به حق وتو و هم اندیشی فزون تر پنج قدرت بزرگ در باب مسایل مرتبط با صلح و امنیت بین الملل منجر گردید. در کنار این روند، ظهور قدرت های جدید با مطالبات نوین و سهم خواهی آنها سبب شد، تکاپویی برای اصلاح سازمان ملل و از جمله افزایش اعضای دائم شورای امنیت در گیرد. قدرت های نوظهوری چون هند، برزیل و آفریقای جنوبی از مدعیان این عرصه بودند و همزمان دو قدرت شکست خورده جنگ جهانی دوم ولی ادغام شده در نظم لیبرال موجود، یعنی آلمان و ژاپن، خواسته های خود را برای ورود به جرگه اعضای دائم شورای امنیت مطرح کردند. پیشنهادی هم برای عدم برخورداری اعضای جدید دائم از حق وتو ارائه شد، که منجر به نتیجه نگردید. در این میان،برخی بر این باور بودند که مناسب تر است به جای افزایش اعضای دائم، اعضای غیر دائم شورای امنیت افزایش یابد، تا کشورهای جهان سوم بتوانند به شکل رساتری، مواضع خود را در نظم موجود بین المللی اعلام کنند! به رغم این تکاپو، در عمل ساختار شورای امنیت تغییر نکرد. منافع پنج قدرت موجود در انحصار حق وتو یک جمع محدود است

سخن پایانی

رقابت هایی که میان قدرت های بزرگ وجود دارد مانع اصلاح ساختار شورای امنیت شده است. نباید فراموش کرد که اصلاح ساختار سازمان ملل و شورای امنیت نیازمند رای مثبت دو سوم اعضای سازمان ملل و عدم مخالفت پنج عضو دائم شورای امنیت با برنامه اصلاح است. هر یک از این پنج عضو، رقبا و دشمنانی در بین قدرت های مدعی دارد، که می توان به رقابت چین با ژاپن و هند و رقابت های آلمان با فرانسه و بریتانیا اشاره کرد. لذا درک منطق سنگ اندازی قدرت هایی که در نظم موجود جایگاه رفیع تری دارند، چندان دشوار نیست. فراتر از این استدلال می شود که حذف حق وتو ممکن است ثبات و صلح بین المللی را تهدید کند. به هر حال، به نظر می رسد مادامی که نظم حاکم بین المللی و ترتیبات و نهادهای منبعثاز آن با چالش های جدی مواجه نگردد، تغییر یا حذف حق وتو هم غیر ممکن باشد. با این وجود، قدرت های نوظهور و آن دسته از کشورهای در حال توسعه ای که از قدرت های بزرگ نارضایتی دارند، می توانند با اعمال فشار بر قدرت های بزرگ، امکان نظری تحول را فراهم کنند و حداقل در عرصه هایی دیگر امتیازگیری نمایند