در حالی که اکنون غرب و شرکای عربی آن یعنی رژیم‌های بی‌رحم و مستبد عربستان سعودی و قطر آشکارا به پناهگاه القاعده در درعا واقع در جنوب سوریه سلاح‌های سنگین ارسال می‌کنند، وزارت خارجه امریکا و شبکه‌ی گسترده سازمان‌های غیردولتی و ساختگی آن یک سازمان صوری با نام «سیریسلی»(Syriasly) به راه انداخته‌اند.
سیریسلی خود را اینگونه تعریف می‌کند: سیریسلی یک کمپین «مقاومت» (STAND) است؛ کمپین «مقاومت» جنبشی است که تحت رهبری دانشجویان قرار دارد و برای پایان دادن به جنایات به وجود آمده است. این جنبش که در نتیجه مبارزه برای توقف قتل‌عام در دارفور واقع در سودان به وجود آمد، به تشکیل شبکه‌ای از دانشجویان که به طور فعال با قتل عام و جنایات، در هر کجا که باشد، مبارزه می‌کنند اختصاص داده شده است. ما رویای دنیایی را در سر می‌پرورانیم که در آن جامعه بین‌المللی از انسان‌های بی‌گناه در برابر انبوه جنایات محافظت می‌کند. سیریسلی، با فخرفروختن به خاطر آب و رنگِ استعماری‌ که فرانسه به انقیاد غرب به سوریه داده است و با تقلید از اصلِ دروغینِ «حمایت و حفاظت آر تو پی» (R۲P) و آنچه که با بمباران بی‌رحمانه شمال آفریقا از سوی نیروهای ناتو در سال ۲۰۱۱ به قتل عام در لیبی انجامید، سعی دارد خود را یک نهاد «دانشجویی» بنمایاند. با وجود این، سیریسلی که بر پایه ادعاها یک کمپین مقاومت است، صرفا نسخه کاربنی دیگر وزارت خارجه امریکا است، نهاد مردم فریبی که سعی دارد با هیئت یک سازمان حقوق بشری برای جنگ‌های بلند مدت خود که هدفی جز کسب منفعت و تسلط ندارد رضایت عمومی ایجاد کنند. مسلما نابودی سوریه پیش از سال ۲۰۰۷ و با هم‌پیمانی امریکا، عربستان سعودی و اسرائیل طراحی شده بود. اگر «سیریسلی» نیز به اندازه گروه «کودکان نامرئی» باورناپذیر به نظر می‌رسد به آن خاطر است که هر دوی این سازمان‌ها زیر نظر یکی دیگر از نهادهای منفعت طلب با نام «ریزالو» قرار دارند. سازمان‌هایی چون دیده‌بان حقوق بشر که از سوی «جامعه‌ی باز» جنایتکارِ محکوم، جورج سوروس حمایت مالی می‌شود، گروه موسوم به «ایناف» وزارت خارجه امریکا، جامعه باز سوروس، شرکت چند ملیتی تایم وارنر، شرکت چند ملیتی یونیلور، شرکت شورون، دویچه بانک، ماراتن اویل، سازمان «پناهندگان بین المللی» و سازمان «هیومنیتی یونایتد»، همه و همه از شرکای ریزالو هستند. این در حالی است که سازمان هیومنیتی یونایتد به همکاری خود با سرویس جهانی بی بی سی (تراست)، بنتش (Benetech) که از سوی سازمان موقوفه ملی برای دموکراسی، جامعه باز و وزارت خارجه امریکا حمایت مالی می‌شود، موسسه جامعه باز جورج سوروس و مرکز همبستگی که در سال ۲۰۱۱ اتحادیه‌های کارگری مصر را بسیج کرد، می‌بالد. به بیان دیگر همه این سازمان‌ها با شبکه گسترده امپریالیستی در ارتباط هستند و از سوی آن حمایت مالی می‌شوند و سپس خود را به عنوان یک «نهاد حقوق بشری» جا می‌زنند. در حقیقت این شبکه «جامعه مدنی» در پی آن است که دولت‌های ملی را از ریشه درآورد و با «موسسات» جهانی همچون صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی و سازمان ملل متحد ارتباط برقرار کند. سازمان‌هایی که از سوی اشراف‌سالارانِ سرمایه گذار ساخته و به دست آنان حمایت می‌شوند. ارتباط مافیایی بین این زنجیره‌ی سازمان‌های غیردولتی و جنبش‌های «طرفدار عمل» نشان می‌دهد آنان تنها در پی آنند که لفافی انسانی به کارهای خود بپوشانند تا شرکت‌های حامی‌شان بتوانند در کمالِ مصونیت به سرمایه‌گذاری‌های جنایتکارانه خود بپردازند. ناآرامی‌های سوریه از مدتها قبل و از سوی اندیشگاه‌های حمایت شده از سوی شرکت‌های سرمایه گذار طراحی شده بود، سال‌ها پیش از آنکه لفظ «بهار عربی» ابداع شود. این امر بخشی از یک راهبرد ژئوپلتیک و نه برای اعطای «دموکراسی» به مردم سوریه، بلکه برای سرنگونی حکومت کشورِ همسایه‌ی دمشق، یعنی ایران بود. دستیابی به میادین نفتیِ جنوب ایران که پیش از انقلاب اسلامی تحت کنترل آنگلو-امریکایی‎ها بود، یکی از اهداف آنان برشمرده می‌شود. نهادهای پوچ و ساختگی همچون «سیریسلی» نه تنها به ذکاوتِ مخاطبانِ مورد نظر وزارت خارجه امریکا اهانت می‌کنند، بلکه ارتقاء چنین نهادهایی زیر پرچم دروغین مبارزه برای حقوق بشر، تلاش واقعی برای پایان دادن به این بی‌عدالتی آشکار را نیز از جوش و جلا می‌اندازد. به گفته بسیاری حتی معاذ الخطیب، رهبر «مخالفان سوریه»، دولت این کشور با تروریست‌های القاعده می‌جنگد، نه «جنگجویان طرفدار دموکراسی و آزادی». قتل عام حقیقی در سوریه همان است که رابرت بائر، مامور سازمان سیا در سال ۲۰۰۷ و در مقاله سیمور هرش با نام «تغییر جهت» که در نیویورکر به چاپ رسید، پیش‌بینی کرد. وی گفت: «ما عرب‌های سُنی را داریم که خود را برای یک درگیری بزرگ آماده می‌کنند، ما به کسانی نیاز داریم که از مسیحیان ساکن در لبنان محافظت کنند.معمولا فرانسه و امریکا این کار را انجام می‌دادند و اکنون این کار، کارِ نصرالله و شیعه‌ها است.» درگیری فرقه‌ای که بائر از آن سخن گفته بود اکنون آشکار شده است و حتی از آنچه تصور می‌شد بدتر است. این نزاع حاصل پول، تسلیحات و توطئه‌های غرب، رژیم اسرائیل و عربستان سعودی است. اگر قرار بود «سیریسلی» تفاوتی در اوضاع ایجاد کند، می‌توانست سال‌ها پیش این کار را از حامیان ِسرسخت خود آغاز کند و از همان اول جلوی این حمام خون را بگیرد. کلید حل مشکلات و توقف این خشونت‌ها استناد به اصل «حمایت و حفاظت آر تو پی» نیست، موضوعی که آگاهانه در لیبی از آن سوء استفاده شد، راه چاره آن است که حقیقت را آشکار کنیم و از غرب و هم‌پیمانان منطقه‌ای آن بخواهیم آتش بس کنند و از مداخله در سوریه و کشورهای اطراف آن دست بکشند. و از آنجا که به طور قطع کلّاشانی که «سیریسلی» را به راه انداخته‌اند چنین کاری نخواهند کرد، ماباید سرمایه گذارانی که از این دستور کار سود می‌برند را شناسایی کنیم سپس آنان را تحریم و جایگزین کرده تا نفوذ بی‌جایی که آنان برای طراحی و اجرای این نقشه خصمانه علیه مردم سوریه استفاده کرده‌اند، نابود کنیم.