در پی دزدیده شدن لپ‌تاپ شائول هوریو، رئیس کمیسیون انرژی اتمی اسرائیل، امنیت هسته‌ای تل آویو ضربه‌ای سنگین دریافت کرد. ماموران سانسور تلاش کردند نام وی را از رسانه‌ها دور نگاه دارند اما زمانی که ریچارد سیلورستاین، ویلاگ نویس امریکایی به این موضوع اشاره کرد، دیگر رسانه‌ها نیز به این مسئله پرداختند.
گفته شده که لپ‌تاپ وی طی یک سرقت از منزل ربوده شده است اما این احمقانه است. هوریو با داشتن دسترسی به اطلاعات فوق محرمانه، یک مطلع و گزارش دهنده در امور سلاح‌های هسته‌ای محسوب می‌شود. لپ‌تاپ وی احتمالا مملو از اطلاعات زیادی بوده است؛ اطلاعاتی حساس که یک مقام هسته‌ای باید در مواقع لزوم به آنها دسترسی پیدا کند. چنین لپ‌تاپی را با تمام اطلاعات داخل در آن باید همواره با خود همراه داشت در غیراینصورت فایده وجود چنین لپ‌تاپی در چیست؟ چنین لپ‌تاپی همانند یک توپ فوتبال است که همیشه یک نفر باید در کنار آن باشد و آن را رها نکند. گزارش‌های خبری حاکی از این است که خانه هوریو تحت نظارت دوربین‌های مداربسته که همواره به یک سیستم هشدار متصل هستند، بوده است. پلیس تاکنون اشاره‌ای به این موضوع نکرده است که چطور تاکنون دوبار لپ‌تاپ رئیس کمیسیون انرژی اتمی به سرقت رفته و بعد از ماجرای اول هیچ کس به عنوان مسئول محافظت از لپ‌تاپ وی در نظر گرفته نشده است. گزارش‌های خبری در ابتدا متناقض و ناهمگن بودند - گزارش روزنامه جروزالم پست در ۲۶ فوریه: «پلیس روز سه شنبه گزارش داد، مهاجمان ناشناس به منزل رئیس کمیسیون انرژی اتمی اسرائیل دستبرد زده و با کیفی پر از سند، یک کیف پول و یک دستگاه سیار فرار کردند. خانه سرقت شده متعلق به ژنرال شائول هوریو، رئیس کمیسیون انرژی اتمی و یکی از مقامات ارشد دفتر نتانیاهو است. هوریو مسئول سیاست‌های انرژی هسته‌ای اسرائیل که یکی از حساس ترین پست‌ها در دستگاه امنیتی ست، می‌باشد.» تارنمای یدیعوت اخرونوت گزارش داد، سارقان کیف دستی، کیف پول، رایانه و یک دستگاه ارتباطی متعلق به هوریو را سرقت کردند. با وجود این، کمیسیون انرژی اتمی اسرائیل ادعا کرد که هیچ اطلاعات محرمانه‌ای سرقت نشده و هیچ رایانه‌ای ربوده نشده است. این در حالی است که روزنامه اسرائیلی هایوم گزارش داد «سارقان» احتمالا اطلاعات محرمانه‌ای را از یک مقام ارشد هسته‌ای سرقت کرده اند...یک سخنگوی پلیس گفت: «ما هنوز نمی‌دانیم دقیقا چه چیزهایی به سرقت رفته است و در حال رسیدگی هستیم.» لپ‌تاپ و تمام دستگاه‌های سیار از اهداف اولیه تمام آژانس‌های اطلاعاتی از جمله آژانس‌های جاسوسی اسرائیل هستند. با تمام عملیات جاسوسی و دزدی‌هایی که آژانس‌های اطلاعاتی اسرائیل انجام داده‌اند، می‌شد انتظار داشت که با اقدامی تلافی جویانه روبرو شوند. خواهش می‌کنم این را باور نکنید که سارقان معمولی به خانه رئیس انرژی اتمی اسرائیل زیر نظر دوربین‌های مداربسته دستبرد زده‌اند. در این عملیات رد پای یک آژانس اطلاعاتی دیگر به چشم می‌خورد. اما چرا اکنون این عملیات انجام گرفت؟ اسرائیل بیش از آنچه که تصور شود با مسائل امنیتی نظامی و تسلیحاتی روبرو است. اسرائیل رازهای بسیار مهم‌تری دارد که باید از آنها محافظت کند. بزرگترین راز آن تکثیر سلاح‌های کشتار جمعی اش است که در رابطه با آن از نسخه مسیر دو طرفه استفاده می‌کند. در ادامه منظورم را توضیح می‌دهم. چندین دهه است که اسرائیل نه تنها از استعدادها و منابع داخلی خود استفاده کرده بلکه به کمک یهودیان خارج از اسرائیل که در مراکز هسته‌ای و جایگاه‌های تحقیقاتی محرمانه حاضر هستند، متکی بوده است. آژانس‌های اطلاعاتی عمده خارجی مدت‌هاست که از این مسئله آگاه هستند. اما به دلیل وجود فساد سیاسی نظام‌مند، صهیونیست‌ها مانع از این شده‌اند که در این زمینه حتی هشداری داده شود. آیا مدرک می‌خواهید؟ این هم مدرک: تنها یک کشور غربی را نام ببرید که یک شبکه جاسوسی اسرائیل را که در حال جاسوسی نظامی، سیاسی، آکادمیک یا رسانه‌ای بوده، تحت تعقیب قرار داده و دست آن را افشا کرده باشد. نام یک سازمان رسانه‌ای را نام ببرید که مالکیت موساد بر آن افشا شده باشد. این «مسامحه و اغماض» اطلاعاتی به اسرائیلی‌ها در دسترسی به تکنولوژی ارتقای سلاح‌های اتمی کمک کرده و بدین ترتیب آنها توانسته‌اند در رقابت با کشورهایی که سلاح‌ اتمی از آنها دزدیده‌اند، دست به تولید سلاح‌های اتمی مورد نظر خود بزنند. امریکا در صدر فهرست کشورهایی قرار دارد که اسرائیل فناوری هسته‌ای را از آن سرقت کرده است. در این زمینه که چه چیزهایی دزدیده شده و چه چیزهایی «اجازه» دزدیده شدن پیدا کردند، ابهام وجود دارد. حتی شرکت‌های چند ملیتی خصوصی یا دولتی از جمله یک شرکت بزرگ تولیدات شیمیایی امریکایی از تلاش‌های اسرائیل برای دستن یافت به سلاح‌های کشتار جمعی حمایت کرده‌اند. من به زودی در این باره مقاله‌ای خواهم نوشت. حقیقت زشت و پنهان دیگر این است که اسرائیل هر زمان و هر کجا که خواسته بنا به تصمیم خود سلاح کشتار جمعی تولید کرده است. علی رغم اینکه آژانس‌های اطلاعاتی بین المللی به خوبی از این امر آگاه هستند افکار عمومی تقریبا کوچکترین اطلاعی از این مسئله ندارد. آپارتاید در آفریقای جنوبی تنها نمونه‌ای بود که تا حدی همه گیر شد و افکار عمومی از آن اطلاع پیدا کرد. اما در رابطه با این فاجعه ابهام هسته‌ای دیرینه یک مشکل کوچک وجود دارد. اسرائیل اجازه پیدا کرده که تقریبا بدون روبرو شدن با هیچ مجازاتی دست به تکثیر سلاح اتمی بزند. آیا این برای همه ما یک تهدید امنیت ملی محسوب نمی‌شود؟ البته که اینطور است و باید گفت بسیاری از افراد مسئولیت پذیر در آژانس‌های اطلاعاتی از خیانت مافوق‌های خود از جمله حاکمان سیاسی در این زمینه بهت زده هستند. تایید و پذیرش این مسئله که اسرائیل در حال تکثیر سلاح اتمی است، منجر به تحریم‌های فوری علیه آن از جمله توقف کمک‌های امریکا می‌شود. اما اسرائیل نیز در تلافی می‌تواند با سندهای فراوان فاش کند که چندین دولت، سران کشورهای مختلف، احزاب و دسته بندی‌های متفاوت خود به اسرائیلی‌ها در تکثیر سلاح اتمی کمک کرده‌اند. اسرائیل مدت‌هاست که فناوری مدرن سلاح اتمی خرد یا کوچک را در اختیار دارد. این سلاح‌ها به شدت خطرناک هستند چرا که سیار بوده و به راحتی قابل قاچاق هستند و همچنین مقدار کمی از مواد هسته‌ای در آنها به کار رفته است. زمانی که مسئولان شهر نیویورک دستگاه‌های هوایی ردیاب مواد هسته‌ای را آزمایش می‌کردند، مقدار زیادی از تشعشعات هسته‌ای را بر فراز کنسولگری اسرائیل پیدا کردند. اکنون مدتی است که در کنار گزینه سامسون، سیاستی به نام دنیس خطرناک (اشاره به یک شخصیت کارتونی) نیز اتخاذ شده است. شاید تصور کنید که اسرائیل هر زمان که نیازمند یک «ماجرا و رویداد» است، از این تاکتیک و سیاست‌ها در کشورهای مختلف استفاده می‌کند. باید بگویم در این زمینه تنها نیستید. هر از چندگاهی کاوش‌ها و تحقیقاتی در رابطه با این عملیات صهیونیست‌ها در خارج انجام گرفته است اما در گزارش‌های تلویزیونی ادعا می‌شود که این‌ها عملیات آموزشی یا آزمایشی هستند. همه شما خوب می‌دانید که در گذشته چندین حمله تروریستی عمده در جریان همین «عملیات‌های آموزشی» رخ داده است. هنوز دقیقا مشخص نیست که دولت‌ها تا چه حد در این عملیات‌ها به طور مستقیم نقش داشته‌اند. احتمال دیگر این است که جاسوس‌هایی به دولت‌ها رخنه کرده‌ و به موازات و همزمان با عملیات‌های آموزشی کشورها عملیات خود را ترتیب داده‌اند؛ حربه‌ای مکارانه‌ای که تنها تعداد معدودی از سازمان‌‌های اطلاعاتی عمده قادر به انجام آن هستند. از سوی دیگر، در حالی که همه ما به طور مداوم در سایه تهدید سلاح‌های کشتار جمعی اسرائیل قرار داریم، از لفاظی‌ها در مورد تهدید هسته‌ای ایران بهره برداری و سوء استفاده کامل می‌شود و در حالی که نتانیاهو در تقلاست تا با ایجاد ائتلافی دیگر یک دولت جدید تشکیل دهد، اسرائیلی‌ها تلاش می‌کنند مشکل دیرینه خود در راستای متحد کردن مردمشان را که از نظر تاریخی دچار اختلاف هستند، بوسیله یک دشمن همیشگی خارجی که اکنون ایران است، حل کنند. این سیاست دشمن سازی آشکارا در اظهارات اخیر نتانیاهو قابل مشاهده است. وی در جلسه کابینه اسرائیل با این اینکه ایران در مذاکره با شش قدرت جهانی به دنبال «خریدن زمان» است، افزود تنها یک ایران هسته‌ای اسرائیل را تهدید نمی‌کند بلکه دیگر سلاح‌های مرگبار آن کشور نیز برای اسرائیل تهدید به شمار می‌روند. این اولین بار است که من دیدم نتانیاهو اعتراف کرده که تحریم‌ها اثر معکوس داشته‌اند زیرا باعث شده‌اند که ایران با ایجاد یک پروژه شبه منهتن در داخل، سلاح‌های متعارف پیشرفته تولید کند. این سلاح‌ها نه تنها می‌توانند در مقابل یک حمله پیش گیرانه مورد استفاده قرار بگیرند، بلکه شرایطی را فراهم می‌کنند که ایران می‌تواند بواسطه آن و بدون نیاز به هیچ گونه سلاح هسته‌ای و فرصت دادن به اسرائیل برای حمله متقابل، پاسخ هرگونه حمله‌ای را بدهد. سیاست حمله پیش گیرانه به لطف اوباش نومحافظه کار به عنوان یک فاجعه در تاریخ ثبت شده است. هر کشور غربی اگر جای ایران بود دست به همان اقداماتی می‌زد که این کشور اکنون برای محافظت از خود انجام می‌دهد. چندین منبع این موضوع را به صورت محرمانه تایید کرده‌اند. اگر جنگی رخ دهد، ایران قطعا شروع کننده آن نخواهد بود. شاهد این امر این است که ایران مدت‌هاست در دام اقدامات تحریک آمیز غرب از جمله تروریسمی دیرینه علیه خود که ۱۷ هزار کشته بر جای گذاشته، نیفتاده است. ایران به خوبی می‌داند که دست به اقدام تلافی جویانه زدن دقیقا همان چیزی است که عده‌ای در غرب خواستار آن هستند. اما تحقیقات و بررسی‌های ما نشان داده که اگر جنگی رخ دهد، یک بحران و ویرانی عظیم اقتصادی نتیجه محتوم آن خواهد بود. ایران با سلاح‌های متعارف خود پاسخ هر حمله‌ای را خواهد داد. مسئول تمام خسارات و تلفات جانبی چنین جنگی نه ایران بلکه آن دیوانگانی هستند که به حمله به اصطلاح پیشگیرانه اعتقاد دارند. اما نتیجه مطلوب چنین جنگی این خواهد بود که ما نهایتا از شر سیاست‌های صهیونیستی خلاص خواهیم شد و خیزش‌ها در سراسر جهان به کار افرادی همچون جان‌مک‌کین، لیندزی گراهام و دیگر نوکران لابی‌های صیهونیست پایان خواهد داد. اما ویرانی اقتصادی بهای سنگینی است که برای چنین جنگی باید پرداخته شود. تحریم‌های گسترده علیه اسرائیل به دلیل تکثیر سلاح‌های کشتار جمعی راه را برای آزادی هموار خواهد کرد..و چنین تحریم‌هایی هر چقدر زودتر اعمال شود، بهتر است...حتی برای خود اسرائیلی‌ها.