وقایع اخیر در شبه جزیره کره از احتمال روی دادن امری ترسناک خبر می‌دهد، اینکه ممکن است اوضاع از کنترل خارج شود.
کره شمالی که به سبب اقدامات اخیرش برای انجام آزمایش هسته‌ای و پرتاب ماهواره به شدت مورد تحریم‌های امریکا قرار گرفته اکنون دست به تهدید زده است؛ تهدیدهایی همچون فسخ قرارداد ترک مخاصمه در سال ۱۹۵۳ که سبب پایان جنگ کره شد، تهدید به حمله هسته‌ای به امریکا، تهدید به اشغال کره جنوبی و گروگان گرفتن تمامی امریکایی‌هایی که در این کشور ساکن هستند. تحلیلگران نظامی ادعا می‌کنند که کره شمالی با ساخت موشک یا کلاهک هسته‌ای که بتواند به خاک امریکا برسد چندین سال فاصله دارد، اما هیچ جای شکی نیست که اگر دولتِ پیونگ یانگ پیش قدمی کند، عواقب سختی در انتظار مردم کره جنوبی و ژاپن خواهد بود، چرا که هر دوی این کشورها در تیررس موشک‌های کره شمالی قرار دارند. به گزارش منابعِ مطلع، با وجود تهدیدهایِ مکرر پیونگ یانگ و ادعای دولت آن مبنی بر اینکه دو کره شمالی و جنوبی به طور رسمی در وضعیت جنگ هستند، زندگی روزمرّه‌ی مردم حالت عادی خود را حفظ کرده است. البته آشکار است و هیچ جای شکی وجود ندارد که مردمِ هر دو طرف تحت فشارِ تنشِ سناریوی موجود قرار دارند، به ویژه افرادی که ساکن جزایر مورد مناقشه کره و در چند قدمی مرزهای دریایی کره شمالی هستند. چهار هزار ساکن جزیره بائین یونگ که کیم جوگ اون شخصا آن را تهدید به «نابودی» کرده بود، به سبب رزمایش نظامی مشترک امریکا و نیروهای ارتش جمهوری کره در این منطقه از انجام فعالیت‌های روزانه خود همچون ماهیگیری باز مانده‌اند. اگرچه روابط بین دو کره به پایین‌ترین میزان خود رسیده است اما اغلب مردمِ کره جنوبی در نادیده گرفتن لفاظی‌های کره شمالی ماهر هستند، با این حال جانب احتیاط را نیز در نظر می‌گیرند. اما پرسشِ ما هنوز باقی است؛ کیم جونگ اون با این خویِ ستیزه‌جویی خود دقیقا می‌خواهد به چه چیزی دست یابد؟ رسانه‌های کره شمالی مدعی هستند که امریکا «باید به خوبی آگاه شود که در دوره‌ی فرمانده بزرگ، مارشال کیم جونگ اون اوضاع با آنچه پیش از این بود به کلی فرق کرده است.» رویکرد کنونی پیونگ یانگ چند وجه دارد اما مولفه اصلی آن پررنگ کردن تصویر کیم جونگ اون در داخل کشور و همچنین پیدا کردن حامی است، این ایده با انتشار عکس‌هایی از دیدار دوستانه و صمیمی رهبر کره با مردم محلی و همچنین کمپین تبلیغات داخلی که وی را بیش از پیش به کیم ایل سونگ، پدربزرگش یعنی موسس و «رهبر ابدی» کره شمالی شبیه می‌کند، قوت می‌گیرد. پیامی که پیونگ یانگ می‌خواهد چه به لحاظ داخلی و چه خارجی مخابره کند آن است که دوره کیم جونگ اون به کلی با گذشته متفاوت است و بسیاری از ناظران در کره جنوبی نیز اظهار کرده‌اند که این تغییرِ رویکرد به آن خاطر بوده است که پیشبینی اقدامات ِدولت پیونگ یانگ دشوارتر باشد. اغلب تحلیلگران لفاظی‌های کره شمالی را به منزله سبکِ آشنای این کشور در جنگ روانی می‌دانند، جنگی که به موجب آن ابتدا ایجاد تنش کرده و سئول و واشنگتن را تهدید به نابودی می‌کند و پس از آنکه اوضاع را آرام کرد، امتیازاتی دریافت می‌کند، کاری که پیش از این نیز در ماه‌های آوریل و می، یعنی موسمِ برداشت، انجام داده بود. احتمالا کره شمالی سناریوی کنونی را به منزله فرصتی برای سنجیدن اوضاع و گوش به زنگ نگاه داشتنِ دولت‌های کشورهای همسایه‌اش یعنی کره جنوبی، چین و ژاپن می‌داند. با وجود عرض اندام و تهدیدهای نابخردانه پیونگ یانگ، اقدام اخیر واشنگتن برای اعزام ۲ بمب‌افکن رادار گریز بی-۲ از نادرستی سیاست امریکا نسبت به کره شمالی خبر می‌دهد، چنین اقدامی صرفا بر خصومت‌ها می‌افزاید و در حقیقت به لفاظی‌های پیونگ یانگ مبنی بر اینکه امریکا قصد تحمیل جنگ هسته‌ای به شبه جزیره کره دارد، مشروعیت می‌بخشد. افزون بر مانورهای نظامی ِ پی در پی و بی‌پایان امریکا و کره جنوبی در مقابل چشمانِ کره شمالی، اعزام بمب‌افکن‌های پر زرق و برق بی‌، به بیانی یک نمایشِ خطرناکِ غیرضروری است که هم گستاخانه است و هم فتنه‌انگیزی می‌کند. در واقع پرواز این بمب‌افکن‌ها به کیم جونگ اون در تحیکم قدرت سیاسی‌اش کمک می‌کند، چرا که تهدید امریکا حمایت مردم کره شمالی و همچنین دور شدن توجه آنان از مشکلات اقتصادی کشورشان را در پی خواهد داشت. تمامی این اقدامات این سوال را به ذهن می‌آورد که آیا امریکا آماده است که یک جنگ تمام عیار علیه کره شمالی آغاز کند؟ باوجود نارضایتی عمومی از کمپین‌های جنگ‌طلبانه‌ای که از زمان دولت بوش آغاز شد، تصویر هولناکی که رسانه‌های جریان اصلی امریکا از کره شمالی و کمونیست بودن این کشور ارائه کرده‌اند کافی است تا متوسطِ مردم امریکا از حمله به پیونگ یانگ حمایت کنند. با وجود این حقیقت که قبولاندن جنگ به مردم کار نسبتا آسانی است اما امریکا با توجه به مشکلات مالی خود در جایگاهی نیست که بتواند با کره شمالی درگیر شود و بار دیگر تلفات بسیاری را در ارتش خود متحمل شود، از اینها گذشته خطر کشیده شدن پای چین به ماجرا نیز وجود دارد. از این رو، ممکن است واشنگتن استفاده از تسلیحات اتمی را مقرون به صرفه‌ترین راه برای مقابله با تهدید کره شمالی بیاید، سناریویی که به هیچ وجه قابل قبول نیست. در چنین موقعیتی کره شمالی برای تاسیسات صنعتی ارتش و صنایع دفاع امریکا همانند یک فرشته نجات خواهد بود و کره جنوبی نیز جایگاه خود به عنوان تنها و بزرگترین واردکننده تسلیحات امریکایی را حفظ خواهد کرد. در حالی که دولت اوباما همچنان به دنبال نقطه اتکای خود در منطقه آسیا-اقیانوسیه می‌گردد، کج خلقی‌های رنگارنگ کره شمالی دقیقا همان چیزی است که واشنگتن برای محکم کردن جای پای خود و ادامه به حضور نظامی ناخوشایندش در کره جنوبی و ژاپن نیاز دارد، البته در این بین بهانه‌ای نیز برای عرض اندام نظامی امریکا در برابر چین پیدا می‌شود. اگرچه تهدیدهای کره شمالی پوچ است، اما نباید این احتمال را دست کم گرفت که ممکن است پیونگ یانگ به این تحریکات پاسخ دهد، همانگونه که در سال ۲۰۱۰ به رزمایش نظامی کره جنوبی در جزیره یان پیانگ پاسخ داد، لازم به ذکر است که کره جنوبی در این رزمایش و در حریم آبی کره شمالی از گلوله‌های واقعی استفاده کرد. ممکن است این آتش بازی‌های به ظاهر کوچک اوضاع را به شرایطی خطرناک و وخیم تر بکشاند، بنابراین آنچه در اینجا اهمیت بسیار دارد آن است که افراد خردمند و واقع‌گر در هر دو طرف پا پیش بگذارند و این عرض اندام‌های نظامی نیز کاهش یابد. مردم کره در طول تاریخ همواره خود را به نوعی گوشت قربانی دیده‌اند، مردمی که دیروز مورد سوء استفاده امریکا و شوروی قرار گرفتند و امروز از تکرار همین سناریو از سوی امریکا و چین می‌ترسند. اگر دولت اوباما مراقب نباشد، دولت پیونگ یانگ را به انجام کاری عجولانه خواهد کشاند و در این صورت کار از کار خواهد گذشت و دیگر مجالی برای مرتب کردن اوضاع باقی نخواهد ماند.