در موضوع زنان، چه از وجه تئوریک و نظری و چه از زاویه عملی واجرایی «نگاه منصفانه» مهم ترین شاخص و عامل به حساب می آید. این نگاه که برچرخ اعتدال و انصاف می چرخد نیاز امروز جامعه ماست و تنها به واسطه جریان یافتن آن در سطوح مختلف اجتماع است که می توان برای بهبود وضعیت زنان گام های موثری برداشت.

به گزارش مسلم پرس، به نقل از اندیشکده روابط بین الملل، منشاء نگاه ما به زن بی شک می بایست متاثر از نگاه پیامبر(ص) باشد که فرمود: «ما اکرم النساء الاالکریم و ما اهانهن الا الئیم- احترام نمی کند زنان را مگر فرد بزرگوار و اهانت نمی کند به آنان مگر فرد پست».

کرامت واژه شریف و بسیطی است که نمی توان آن را در مجموعه کوچکی از برخوردهای ظاهری و تشریفاتی خلاصه کرد. بلکه کرامت را باید از جنبه های نظری و اجرایی مورد ملاحظه قرار داد، به ویژه اینکه امروزه با تکیه برتجارب موجود می توان در این باره قضاوت کرد.

پس از انقلاب اسلامی، موضوع زنان و کرامت ایشان از وجه نظری صاحب توفیقاتی شد که بر منصفان پوشیده نیست، اگر چه با چالش هایی هم روبرو بوده ایم. شخصیت های تاثیرگذاری مانند امام راحل و مقام رهبری از ابعاد نظری در این زمینه پیشگام بوده و راههای طی نشده ای را پیش روی خانم ها در قالب موازین اسلامی گشودند. در واقع این اتفاق به پشتوانه اجتهاد جسورانه امام رخ داد و بسیاری ازعرصه هایی را که قبلا محدودیت فقهی ونظری در آنها وجود داشت، باز کرد. در زمینه مسایل زنان و در ابعاد نظری آن، مقام رهبری نیز درامتداد این راه گام برداشتند. به طوری که این وضعیت زمینه ساز مباحث متنوعی پیرامون مسایل زنان درایران، جهان اسلام و حتی جامعه بین الملل شد. خوشبختانه با شکل گیری آکادمیک این مبحث در قالب رشته مطالعات زنان و رشته های دیگری که به موضوع زنان می پردازند، همچنین شکل گیری مراکز تحقیقاتی دولتی و غیردولتی و حتی حوزوی بانوان، شاهد جهش های قابل تاملی در این عرصه بوده ایم.

بنابراین در روندی کم و بیش رو به پیشرفت و طی فراز و نشیب هایی که طبیعت حرکت به سوی آینده است، موضوع کرامت زنان در ابعاد نظری دنبال و جنبه های عملی نیز می یافت. اما این حرکت در مسیر خود، تلقی های متفاوتی را شاهد بوده و از آن جمله زمزمه هایی که ایجاد و توسعه رشته مطالعات زنان را همسان با بسط فرهنگ فمینیستی تلقی می کند. این نوع نگاه متاسفانه به جای استفاده از فرصتی کم نظیر برای بهره مندی و رقابت با مراکز آکادمیک جهانی در طرح دیدگاههای مترقیانه انقلاب اسلامی ایران و حضرت امام راحل در مورد الگوی پیشرفت زنان در اسلام، با نگاهی محافظه کارانه و محدودکننده سعی در القای شبهه بر اصل ضرورت اینگونه بحث ها دارد. این نگاه با القاء اینکه منشاء بحث حقوق و مطالعات زنان لیبرالیسم و فمینیسم است، این حیطه را مانند بسیاری حیطه های دیگر سیاست زده کرده، به نحوی که در فضای فرهنگی و اجتماعی کنونی طرح مباحثی دراین زمینه سبب برچسب و انگ و پرداخت هزینه های فراوان سیاسی و حیثیتی برای طرح کننده موضوع خواهد شد.

البته این وضعیت را نباید نا امید کننده پنداشت. زیرا راهی که زن ایرانی در مسیر پیشرفت طی کرده و نیز واقعیات اجتماعی امروز، حقیقت را به گونه دیگری محک می زند.

زن ایرانی، کرامت خویش را آن چنان که در بعد نظری مطرح می شد باور و براساس آن حرکت کرد. اما هنوز ابعاد اجرایی وعملکردی این کرامت آن چنان که اسلام می خواهد تحقق نیافته است. امروز پس از گذشت ۲۸ سال از استقرار نظام اسلامی، سیاست زدگان غیرمنصف برای مقاصد سیاسی خود دستاوردهای متعلق به انقلاب اسلامی را که به پشتوانه خون شهیدان به دست آمده – به خصوص دستاوردهای ۱۶ سال گذشته را – به سادگی زیر سوال می برند و با انواع انگ ها تخطئه می کنند. در این میان موضوع زنان نیز بی نصیب نمی ماند. در حالی که از افتخارات دوران معاصر، پیشرفت چشمگیر زنان ایرانی به ویژه در عرصه علمی و آموزشی بوده و البته اراده زن ایرانی در استفاده بهینه از شرایط فراهم شده و تلاش برای طی مدارج و کمالات عالیه نقش مهمی در این پیشرفت داشته است؛ اراده ای برخواسته از احساس کرامت و شخصیت.

افزایش شاخص های مدیریتی زنان و حضور آنان در دولت های گذشته گواه این است که نظام تصمیم بر بهره مندی از این ظرفیت اجتماعی دارد. اما با توجه به راه طی شده و با نگاهی از دریچه انصاف و عدالت باید سوال کرد که از وجود زنان با توجه به توانمندی هایشان استفاده بهینه می شود؟ آیا بهره مندی از حضور زنان در مناصب و جایگاههای سیاست گذاری یا مدیریتی و به کارگیری تدبیر و حکمت زنانه در سطح تصمیم گیری های ملی، متناسب با توانمندی و ظرفیت موجود زن ایرانی است؟

در این میان نقش دیدگاهی که هر حرکت خارج از پذیرش خویش را به لیبرالیسم و فمینیسم نسبت می دهد و تا آنجا پیش می رود که از کلمه «زن» گریزان و فقط از کلمه «مادر» یا «خانواده» استفاده می کند، چه خواهد بود؟ متاسفانه این دیدگاه سیاست زده – که البته سایر دیدگاهها را متهم به سیاست زدگی می کند- از شبهه القاء دیدگاههای فمینیستی در طرح مباحث زنان در مسیری افتاده که ما را در بسیاری از شعارها و مطالبات از سال های اول انقلاب عقب تر می راند… و چه برای نسل آینده می ماند؟

با دیدی منصفانه باید گفت طرح موضوع دیه از سوی جمعی از خانم های اصولگرا و مسئله ارث همسر از طرف جمعی از نمایندگان مجلس اقدام مطلوبی است که البته بسیار دیر صورت گرفته و خطر این نیز می رود که همچنان در حد حرف باقی بماند. زیرا عملکرد کمیسیون مربوطه در مجلس شورای اسلامی قوی ارزیابی نمی شود. چنانچه این شائبه به ذهن متبادر می شود که اصولگرایان در مواجهه با چالش های نوین، انتظارات جامعه و احکام مستحدثه قادر به ارایه راهکار نبوده و دارای جسارت لازم برای حل معضلات اجتماعی نیستند. کارشناسان و متخصصین علوم اجتماعی و بهداشتی بر این باورند که بی توجهی کنونی به معضلات زنان، جوانان و آسیب های اجتماعی مترتب بر آن که گاه با برخوردارهای ضربتی و صرفا انتظامی مدتی به انزوا می رود و پنهان می شود، پس از سر بر آوردن مراحل پیشرفته تری از درد و بیماری را تجربه خواهد کرد. بی تردید این نوع مقابله با معضلات اجتماعی ناشی از فقدان تدبیر و حکمت زنانه است که جای خالی آن به وضوح در نوع تصمیمات جریان حاکم دیده می شود. همچنین جای خالی شرح صدر مادرانه که امور را با ظرافت محبت و عاطفه هدایت می کند.

اما خوبست به عنوان تنها کشور شیعه جهان که افتخار پیروی از حضرت صدیقه طاهره (س) را دارد و در کلام و ظاهر به آن مباهات می کند، به ذات این پیروی نیز بیاندیشم. به شخصیت تحول آفرین زهرا (س) که نفوذ ذات و روح زنانه اش انکار ناپذیر است. زهرا الگوست، ولی نه فقط در مادر بودن؛ او سید النساءالعالمین است. جای تعجب است آنان که این قدر به او ارادت می ورزند، از حکمت و تدبیر زنانه چنین غافل و گریزانند.