پس «روشنی انقلاب اسلامی» به خاموشی نشست.
محمد مرسی، رئیس‌جمهور مصر گرفتار یک کودتا شد. برکناری وی نشان دهنده‌ی پایان راهبرد شکست‌خورده‌ی اخوان المسلمین برای همسازی و تعامل با غرب است. هیچ‌کس انکار نمی‌کند که اکثریت مردم مصر حکومتی اسلامی می‌خواهند، هیچ کس انکار نمی‌کند که مرسی در اولین انتخابات آزاد و عادلانه‌ی تاریخ مصر برگزیده شد. اما سرآمدانِ واسطه‌گرِ سکولارِ تحت حمایت غرب در مصر برای یک دموکراسی حقیقی آماده نبوده‌اند. آنان نمی‌خواستند نتایج این انتخاباتِ آزاد و عادلانه را بپذیرند. از این رو با کمک اربابان و سررشته‌‍‌‌‌‌داران غربی خود اقتصاد مصر را فلج کردند و تقصیر را به گردن مرسی انداختند، جوانان تاثیرپذیر مصر را فریفتند و آنان را به خیابان‌ها کشاندند و اینگونه این کودتا را مهندسی کردند. کودتایی که بر ضد مرسی به پا شد، دموکراسی مصر را در نطفه خفه کرده است. این کودتا همچنین تلاش نومیدانه و اشتباهِ اخوان‌المسلمین برای اسلامی کردن جامعه مصر را نیز بی‌ثمر گذاشته است؛ این در حالی است که مصر هنوز هم به دور مدار غرب می‌گردد. مرسی و اخوان‌المسلمین با هم‌پیمانی با غرب و دست‌نشانده‌های منطقه‌ای آن مرتکب اشتباه بزرگی شدند. اخوان المسلمین به ابزار غربِ تحت سیطره‌ی صهیونیست بدل شده است. غربی که می‌خواهد به واسطه‌ی برپا کردن جنگ داخلی بین مسلمانان شیعه و سنی خاورمیانه را تکه تکه کند و بر آن حکم براند. یوسف القرضاوی، که زمانی یکی از اندیشمندان مورد احترام اخوان‌المسلمین بود با حمایت از فرقه‌گرایی ضد شیعه که صهیونیسم مسبب آن بوده و عربستان سعودی نیز به آن کمک کرده، خود را بی‌آبرو کرده است. شاید مرسی گمان می‌کرد که اگر فرمان غربی‌ها را بپذیرد و برای جنگ با سوریه به آنان بپیوندد، مرزهای غزه را بسته نگاه دارد، به «پیمان تسلیم» کمپ دیوید پایبند باشد، نسل‌های آتی مصر را به بردگی صندوق بین‌المللی پول درآورد و به ارتش این کشور اجازه دهد همانند دوران مبارک حکم‌رانی کند، اجازه خواهد یافت اندکی بیشتر شریعت به قانون مدنی مصر بیافزاید. کار از ابتدا با وعده‌‌ی شیطان آغاز شد و شیطان حتی بر سر عهد خود نماند. مرسی و اخوان‌المسلمین باید به عقب بازگرند و درباره کارهای آیت‌الله روح‌الله خمینی، پدر بیداری اسلامی سیاسی که جهان را به لرزه انداخته است مطالعه کنند. آیت‌الله خمینی مصرانه تاکید داشتند که هیچ جایی برای فرقه‌گرایی در بیداری اسلامی وجود ندارد. مسلمان اول و آخر مسلمان است، چه پیرو مکتب حنفی باشد و چه پیرو مکتب ملکی، حنبلی، شفیعی و یا جعفری. اخوان‌المسلمین باید از تحریک فرقه‌گرایی دست بکشد و برای وحدت اسلامی تلاش کند. دوم اینکه آیت‌الله خمینی دریافتند که تمامی مسلمانان برای حمایت از مستضعفین جهان در مقابل ظالمان یک وظیفه‌ی اخلاقی دارند. مقاومت در برابر امپریالیسم، آپارتاید، صهیونیسم، جنگ خصمانه و تمامی اشکال نژادپرستی و بی‌عدالتی نیز از وظایف مسلمانان است. اخوان‌المسلمین باید از تعظیم در برابر حاکمان ظالم غربی، سعودی و یا قطری خود دست بکشد و به نبرد جهانی در برابر استثمار و بی‌عدالتی بپیوندد. آیت‌الله خمینی دریافته بودند که براندازی نظام پیشین و قطع ارتباط کامل با غرب لازمه‌ی یک انقلاب اسلامی حقیقی است. تمامی شخصیت‌های قدرتمند، به ویژه رهبران نظامی که سبب روی کار آمدنِ شاه، دیکتاتور دست‌نشانده غرب شدند نیز باید برکنار می‌شدند و یا به درستی تعلیم می‌دیدند و نهادهای امپریالیستی مانند صندوق بین‌المللی پول نیز باید از ایران طرد می‌شد. اخوان‌المسلمین باید تشخیص دهد که برای یک انقلاب اسلامی تمام عیار و همچنین برکناری تمامی دست‌نشانده‌های غرب از قدرت و گسستن بندهایِ دولت‌ها و بانک‌های غربی باید تلاش کند، البته اگر به واقع خواستار برپایی همان جامعه اسلامی است که اکثر مردم مصر خواستارش هستند. پیروزی در انتخابات، در حالی که قدرت واقعی در مصر هنوز در دست ارتشِ دست‌نشانده‌ی غرب است هیچ فایده‌ای ندارد. اخوان المسلمین باید از شکستش در مصر عبرت بگیرد و درباره اشتباهاتش تامل کند. بزرگترین اشتباه اخوان‌المسلمین رد پیوستن به محور مقاومت یعنی حماس، حزب‌الله، سوریه و ایران بود، هم‌پیمانانی که با موفقیتی چشمگیر در برابر قدرت امپریالیسم و صهیونیسم ایستاده‌اند. اخوان‌المسلمین اجازه می‌دهد پیشینه‌ی غم‌انگیزش در سوریه چشمانش را در برابر فرصت تاریخی‌ای که از سوی محورِ رو به رشد مقاومت پیشنهاد شده است، ببندد. اکنون وقت آن است که کور چشمان را از سر راه برداریم. یک سال پیش چه کسی فکرش را می‌کرد که دو تن از رهبران برجسته‌ی مرتبط با اخوان‌المسلمین یعنی مرسی در مصر و امیر حمد بن‌خلیفه آل‌ثانی در قطر تقریبا هم زمان با هم از قدرت برکنار شوند و دولت اسد در سوریه همچنان پا بر جا باقی بماند و قدرتمندتر نیز بشود؟ رسانه‌های جریان اصلی غرب همواره در گوشمان خواندند که دولت اسد به زودی سقوط می‌کند. به گفته آنان اکنون تقریبا دو سال است که وی به سرنگونی‌اش نزدیک شده است. ظاهرا، اگر بخواهید دیدگاهی صحیح از وقایع خاورمیانه داشته باشید باید به رسانه‌های جایگزین همچون پرس تی‌وی روی آورید؛ رسانه‌ای که همواره به ادعا‌های غرب مبنی بر اینکه تغییر رژیم در سوریه نزدیک می‌باشد مشکوک بوده است. محور مقاومت به زودی در سوریه پیروز می‌شود. چنانچه مردم چشم خود را به روی حقیقتِ رژیم آپارتاید اسرائیل باز کنند، این پیروزی دیر یا زود در فلسطین نیز محقق می‌شود. محور سرسپردگی به صهیونیسم و امپریالیسم در حال شکست است. آینده‌ی با اقتصادهای رو به رشد جهان است، نه غربی که دیگر ویران شده. آیا کودتایی که بر ضد مرسی به راه افتاده به بیداری اخوان‌المسلمین کمک خواهد کرد؟ آیا اخوان‌المسلمین راهی جدید برخواهد گزید؟ راهی که به وحدت و انقلاب اسلامی حقیقی همانند انقلاب ۳۴ سال پیش آیت‌الله خمینی بیانجامد؟