پیروزی نظامی نیروهای دولتی سوریه در شهر راهبردی قصیر در هفته گذشته به دلایل مختلف یک نقطه عطف محسوب می‌شود.
یکی از مسائل مهمی که این اتفاق آن را نشان داد، امری است کاملا آشکار - قدرت‌های غربی، تشنگان امپراطوری در سوریه، در توطئه مجرمانه و شکست خورده خود برای نابودی این کشور دستشان رو شده و برهنه در مقابل جهانیان ایستاده‌اند. کاملا روشن شده است این تشنگان امپراطوری، واشنگتن و متحدان منطقه‌ای آن در کنار فرانسه و انگلیس، قدرت‌های استعماری گذشته، از ذره‌ای اعتبار برخوردار نیستند. امپراطوران لباسی بر تن ندارند و مذبوحانه به دنبال جایی هستند تا تن عریان خود را مخفی کنند. ارتش سوریه اکنون دست برتر را دارد و با سرعت بیشتری به سمت پیروزی کامل در درگیری‌ها پیش می‌رود؛ درگیری‌هایی که بخش زیادی از این سرزمین شرقی را ویران کرده و حدود ۸۰ هزار کشته - بیشتر آنها غیرنظامی- به جای گذاشته و باعث آوارگی ۴ الی ۵ میلیون تن شده است. همزمان با پیشروی سریع ارتش سوریه به سمت آزاد سازی دومین شهر بزرگ این کشور یعنی حلب در شمال سوریه، شورشیان تحت حمایت غرب اکنون در حال نابود یا بیرون رانده شدن از روستاها و شهرهای سراسر این کشور هستند. نبرد برای آزادی حلب جنگی خونبارتر و طولانی تر از نبرد سه هفته‌ای برای آزاد سازی قصیر خواهد بود. اما با توجه به خسارات سنگینی که به شورشیان وارد آمده و همچنین از بین رفتن مسیرهای عمده تجهیزرسانی از قصیر، شکست نهایی شبه نظامیان در حلب امری اجتناب ناپذیر است. عملیات برای کنترل دوباره حلب و بستن مسیر تسلیح شورشیان از ترکیه در شمال سوریه آخرین نبرد جهت شکست مزدوران تحت حمایت خارج خواهد بود. این مزدوران از مارس ۲۰۱۱ به فرمان قدرت‌های عضو ناتو و متحدان منطقه‌ای آنها شامل اسرائیل، اردن، ترکیه، عربستان سعودی و قطر وحشت و ترس را برای سوریه به ارمغان آورده‌اند. دستور کار تغییر رژیم غرب برای خلع بشار اسد، رئیس حمهور سوریه از قدرت دیگر تبدیل به یک حکم باطل شده است. اما شاید یکی از تبعات گویا و روشن‌تر پیروزی در قصیر آشکار شدن چهره زشت امپریالیسم غربی در سوریه و فراتر از آن در منطقه باشد. شکست مزدوران که در یک سال گذشته شهر قصیر را محاصره کرده بودند، بهتر از همیشه نشان داد که عناصر ارتش به اصطلاح آزاد سوریه عمدتا اتباع خارجی هستند و همچنین بنیادگرایان وابسته به القاعده از حمایت حداقلی مردم سوریه برخوردارند. گروه موسوم به ارتش آزاد سوریه از این پس باید با عنوان «ارتش تجهیز شده توسط خارج» نامیده شود. بدون تجهیزات و کمک‌های خارجی، این ارتش قادر نخواهد بود که به حیات خود ادامه دهد و حتی قادر به شکل گیری و تولد نیز نمی‌بود. چرا زمانی که جهاد گران خودخوانده لیبیایی، مصری، تونسی، سعودی، چچنی، یمنی، فرانسوی، انگلیسی و بله، فرصت طلبان جنایتکار سوری طی یک سال گذشته در خیابان‌های قصیر پرسه می‌زدند و غارتگری می‌کردند، ۳۰ هزار ساکن این شهر مجبور بودند در خانه‌های خود پنهان شوند؟ زمانی که این قاتلان و اوباش تحت حمایت غرب بالاخره چهارشنبه گذشته از قصیر بیرون رانده شدند، چرا اهالی قصیر از نیروهای سوریه و همراهان آنها از جنبش حزب الله استقبال کرده و از آنها تشکر و قدردانی کردند؟ چرا برای بازگشت زندگی عادی به این شهر، جشن‌های خیابانی بر پا شد؟ چرا هزاران تن از ساکنین قصیر طی یک سال گذشته از این شهر فرار کردند؟ بدون تردید، هدف آنها فرار از این به اصطلاح «شورشیان» تحت حمایت غرب بود که استبداد مخوف و بنیادگرایانه خود را بر آنها تحمیل کرده ‌بودند؛ استبدادی که از اربابان سعودی و قطری خود فرا گرفته‌اند و این همان استبدادی است که مناطق تحت کنترل شبه نظامیان در حلب هنوز از آن رنج می‌برد. هفته جاری گزارشی از اعدام یک پسربچه ۱۴ ساله در حلب در میدان عمومی این شهر منتشر شد. مردان مسلح غیرسوری وی را به اتهام کفرگویی به دلیل یک فنجان قهوه اعدام کردند. دادگاهی نمایشی این پسربچه را به مجازات مرگ محکوم کرد و سپس وی در مقابل چشم مادر و پدر خود دو بار از ناحیه سر هدف اصابت گلوله قرار گرفت. چه شده است که اکنون ساکنین فرار کرده قصیر - از مسلمان سنی و شیعه گرفته تا علوی و مسیحی - اکنون در حال بازگشت به شهر امن خود هستند تا هم زیستی پیش از این مسالمت آمیز خود را دوباره از سر بگیرند؟ از زمان آزادسازی قصیر، هیچ کدام از این سوال‌ها در رسانه‌های جریان اصلی غرب یا از سیاستمداران غربی پرسیده نشده است. به طور غیر قابل باوری، به نظر می‌رسد از هفته گذشته پوشش رسانه‌های غربی از وضعیت سوریه با یک سکوت ناگهانی روبرو شده است گویی که چوب بزرگی لای چرخ‌های آن گیر کرده باشد. دستگاه خبری غرب به نظر می‌رسد اکنون ترجیح می‌دهد به مسائل دیگر و غیر بغرنج‌تری بپردازد. در این برهه، چیزی که دولت‌های غربی و نظام تبلیغات رسانه‌ای آنها بیش از هر چیز دیگری می‌خواهند، این است که یک حقیقت آشکار و عریان را از چشم مردم در غرب پنهان کنند: اینکه این دولت‌ها و رسانه‌ها طی دو سال گذشته در مورد مسائل جاری در سوریه چیزی جز دروغ بر زبان نیاورده‌اند. کشور سوریه با یک خیزش دموکراسی طلبانه که تحت حمایت مردم این کشور و دولت‌های به اصطلاح نیکخواه غرب باشد، روبرو نیست؛ بلکه این کشور عربی در معرض یک جنگ جنایتکارانه مخفی و تجاوزکارانه از سوی قدرت‌های غربی قرار گرفته است؛ جنگی که انگیزه آغاز آن منافع راهبردی و خودخواهانه غرب در منطقه نفت و گاز خیز خاورمیانه بوده است. این از جنس همان توطئه ‌و جنایتی است که جنایتکاران جنگی محاکمه شده در دادگاه نورمبرگ بخاطر آن به دار مجازات آویخته شدند. قصیر باعث شد که جنایات دولت‌های غربی در خاورمیانه کاملا روشن شود. و به همین دلیل است که رسانه‌های غربی چشمان خود را به روی خبر آزاد سازی این شهر بسته‌اند. دولت‌های غرب به منظور دستیابی به اهداف غیر قانونی و نامشروع خود، به صورت مخفیانه سلاح، پول، نیروهای ویژه و شبکه‌هایی از قاتلان گردنکش را به یک کشور مستقل فرستادند تا با ارعاب مردم سوریه، آنها را وادار به پذیرش دستور کار تغییر رژیم کنند. دست روسای جمهور، نخست وزیران و دیپلمات‌های خارجی غرب به خون ۸۰ هزار تن از مردم سوریه آلوده است: باراک اوباما، دیوید کمرون، فرانسوا اولاند، جان کری، ویلیام هیگ و لورن فابیو. همه آنها متهم هستند و باید در یک دادگاه جنایت‌های جنگی محاکمه شوند. زمانی که نیروهای ارتش سوریه شهر بمباران و ویران شده قصیر را آزاد کردند، چهره و ظاهر سازی و هجمه تبلیغاتی غرب برای همیشه از بین رفت. اکنون، همانند پس مانده‌های شورشیان ِ عقب کشیده، دولت‌های غربی از این عریانی نفرت انگیز به هراس افتاده‌اند. کاخ سفید قرار است هفته جاری یک سری نشست‌های فوق العاده را در مورد سوریه برگزار کند. جان کری، وزیر خارجه امریکا ناچار شده که به منظور حضور در این نشست‌ها، برنامه سفر خود به خاورمیانه را لغو کند. از مسائلی که در این نشست‌ها مورد بحث قرار خواهد گرفت، ارسال علنی سلاح و دیگر تجهیزات مهلک از طرف امریکا به «ارتش تجهیز شده توسط خارج» است؛ تلاشی مذبوحانه که احتمالا اجرایی نخواهد شد زیرا دستور کار جنایتکارانه غرب از هم اکنون شکست خورده است. دولت اوباما، که خود با رسوایی‌های گوناگون در چشم مردم امریکا و جهانیان روبروست، ابدا در جایگاهی نیست که جنایات خود را در خاورمیانه افزایش دهد. خبرگزاری آسوشیتد پرس گزارش داد «رهبران مخالف (دولت سوریه) [که همان دست نشاندگان غرب هستند] به واشنگتن هشدار داده‌اند که شورش آنها بدون حمایت بیشتر و فراگیرتر با خسارات ویران کننده و جبران ناپذیری روبرو خواهد شد.» این یک جمله خود گویای همه چیز است. امپراطوران لباسی بر تن ندارند.