اکنون بیش از یک هفته است که از تظاهرات ترکیه می‌گذرد و هزاران تن از مردم در شهرهایی چون استانبول، آنکارا، ازمیر، موغله و دیگر شهرها گرد هم آمده‌اند.

بر پایه گزارش‌های اولیه، این تظاهرات در اعتراض به طرح ویرانی پارک گزی برگزار شد، مکانی که از دیرباز محل برگزاری اعتراض‌ها بوده است و یکی از جاذبه‌های توریستی و همچنین آخرین فضای سبز عمومی استانبول به شمار می‌رود.

روز به روز که می‌گذرد بر شمار معترضان افزوده می‌شود و میدان تقسیم در استانبول نیز به مرکز این اعتراض‌ها بدل شده است. چیزی که در ابتدا به شکل یک تحصن مسالمت‌آمیز آغاز شد، اکنون به واسطه دخالتِ پلیس برای متفرق کردن معترضان تحت دستور مستقیم دولت، به خشونت انجامیده است. ناظران سازمان عفو بین‌الملل استفاده از آب پر فشار و گاز اشک‌آور بر ضد معترضان صلح‌جو را شاهد بوده‌اند. اواخر هفته گذشته ۶۰۰ هزار تن از اعضای دو اتحادیه تجاری نیز برای حمایت از معترضان و اعتراض به سرکوب بی‌رحمانه آنان از سوی نیروهای پلیس دست به اعتصاب زدند.

شهادت معترضان، وکلا، ناظران و متخصصان امور پزشکیِ حاضر در صحنه و همچنین مدارک ویدئویی موجود حاکی از آن است که پلیس همچنان از تاکتیک‌های بی‌رحمانه بر ضد معترضان استفاده می‌کند.

بر پایه گزارش‌ها، هزاران تن از معترضان مجروح شده‌اند و دست کم سه تن نیز در این بین جان باخته‌اند. طبق بیانیه‌ای که در سوم ژوئن سال ۲۰۱۳ از سوی سازمان عفو بین‌الملل منتشر شد «انجمن پزشکی ترکیه اعلام کرده است که در طول دو روز گذشته نزدیک به چهار هزار و صد تن در جریان حملات پلیس به معترضان در بیمارستان بستری شده‌اند. دو تن از این افراد به شدت زخمی شده‌اند و زندگی‌شان در معرض خطر قرار دارد و پنج نفر از آنان نیز به سبب جراحاتی که در تظاهرات برداشته‌‌اند تحت مراقبت‌های ویژه‌ی پزشکی قرار دارند.»

مردم برای چه اعتراض می‌کنند؟

در ظاهر این حرکتِ اعتراضی اقدامی است در جهت حفظ آخرین فضای سبز عمومی استانبول، با وجود این اصل قضیه از آنچه در ظاهر دیده می‌شود مفصّل‌تر است. به گزارش رسانه‌های ترکیه، تخریب این پارک راه را برای ساخت مرکز خرید «مگا» و قدیر توپباش از حزب عدالت و توسعه هموار می‌کند، وی شهردار استانبول است و به سبب مالکیت یک فروشگاه زنجیره‌ای نقش مهمی در این مرکز خرید ایفا می‌کند. افزون بر این، گفته می‌شود داماد رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه نیز کسی است که قرارداد ساخت این مرکز را بر عهده دارد. حزب حاکم عدالت و توسعه به دلیل دوستی با تامین‌کنندگان مالی کمپین‌های انتخاباتی‌شان و حمایت از این افراد به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است. پیوند بین سیاستمداران و تاجران از اعتماد مردم به دولت کاسته است.

افزون بر این، اقتصاد ترکیه در دو سال اخیر با نقصان مواجه بوده است. به گفته مجله وال استریت، «نرخ رشد اقتصادی ترکیه در سال ۲۰۱۲ به سبب تقاضای داخلی ضعیف و همچنین سرایت بحران بدهی اروپا به این کشور ۲.۲ درصد کاهش یافت.»

سقوط چشمگیر اقتصاد ترکیه با عواقبی همچون تورم، بیکاری و اوضاع نابسامان بازار همراه بوده است. اقتصادی که روزی به سبب رشد بالا مورد ستایش قرار می‌گرفت اکنون به لطف عوارض جانبیِ بحران بدهی اروپا رو به نقصان گذاشته است.

سرکوب خبرنگاران و فعالان حقوق بشر

یکی دیگر از عواملی که نارضایتی گسترده مردم را در پی داشته است، سرکوب بی‌رحمانه خبرنگاران، فعالان حقوق بشر و وکلاست. ترکیه در صدر فهرست کشورهایی قرار دارد که به سبب سرکوب بی‌رحمانه آزادی خبری و بازداشت خبرنگاران در جهان شناخته شده هستند.

صدها تن از خبرنگاران ترکیه‌ اکنون در زندان‌ها به سر می‌برند و بیش از یک هزار تن نیز به حمایت از تروریست‌ها و دیگر جرایم نامشخص متهم شده‌اند. هرگونه اقدامی که از سوی خبرنگاران انجام شود و دولت، سیاست و رسوایی‌های مربوط به آن را مورد انتقاد قرار دهد به شدت سرکوب خواهد شد. شماری از خبرنگاران ناچار به تغییر شغل خود شده‌اند و تعدادی دیگر نیز به سبب فشار وارد شده از سوی دولت اخراج شده‌اند. ارطغرل ماوی اوغلو، یکی از خبر‌نگاران سرشناس ترکیه گفت: «شما آزادید هرآنچه می‌خواهید بنویسید، اما باید خطر اخراج، جریمه، بازداشت و یا بدتر از این‌ها را به جان بخرید.»

آتش شرارت اردوغان در سوریه دامن خودش را می‌گیرد

طمع اردوغان برای کسب قدرت و منصب چشم او را به روی ظلمی که بر مردم خود و کشور سوریه روا می‌دارد بسته است. اگرچه وی مدعی است که از سوری‌ها حمایت می‌کند اما نیت حقیقی او دیگر بر کسی پوشیده نیست.

دولتِ تحت رهبری اردوغان یکی از بزرگترین موافقان عملیات تغییر رژیم در سوریه است؛ طرحی که تحت رهبری غرب، حمایت مالی برخی کشورهای عربی و همکاری مستقیم اسرائیل قرار دارد. از آغاز درگیری‌های خونین در سوریه مقامات ترکیه هر آنچه در توانشان بود را برای حمایت از این عملیات تروریستی به کار بستند.

ترکیه در تعلیم تروریست‌های در حالِ نبرد با دولت سوریه، حمایت از این افراد و انتقال تسلیحات برای آنان نقشی اساسی ایفا کرده است. افزون بر این، آنکارا چندین نشست را که در حمایت از گروه موسوم به مخالفان سوریه برگزار شده، میزبانی کرده است. اکنون این مردم ترکیه هستند که با دست داشتنِ دولت کشورشان در این بی‌رحمی‌های خونین مخالفت می‌کنند. برپایه نظرسنجی‌ها «نزدیک به ۷۰.۸ درصد از پاسخ‌دهندگان براین باورند که سیاست‌های حزب عدالت و توسعه در قبال سوریه نادرست است.»

سیاست اردوغان در قبال سوریه اکنون به بدترین وجه ممکن دامن خودش را گرفته است؛ امروز به نظر می‌رسد وی به درون همان قبری افتاده است که روزی برای اسد کنده بود. اردوغان آرزوی بدل شدن به قدرتمندترین رهبرِ خاورمیانه را در سر می‌پروراند اما با توجه به شرایط موجود به نظر می‌رسد رویای او بر باد رفته است.

شاید هنوز برای پیش‌بینی‌ سقوط اردوغان زود باشد اما با نگاهی دقیق به وقایع اخیر در خاورمیانه این سوال به ذهن خطور می‌کند که آیا میدان تقسیم به التحریری دیگر بدل خواهد شد؟

امیدوارم اردوغان و امثال وی از مبارک در مصر، صالح در یمن و زین‌العابدین در تونس عبرت بگیرند، پیش از آنکه به سرنوشت قذافی در لیبی دچار شوند.