پیوندی عمیق، مهم و جریان ساز انقلاب اسلامی ایران با سایر تحرکات و انقلابات مردم جهان وجود دارد و این امر که آموزه های اسلامی الهام بخش این تحرکات آزادی خواهانه است، مسلم و قطعی است.
به گزارشمسلم پرسو به نقل از خبرگزاری فارس، ماموریت در مصر برای دیپلماتی که در یکی از سرنوشت سازترین و پرحادثه‌ترین مقاطع کشور تاریخی مصر و منطقه و همزمان با بیداری اسلامی، سکان نمایندگی ایران در قاهره را بر عهده داشته است؛ می‌تواند بسیار پرخاطره باشد. خاطرات مجتبی امانی رئیس سابق دفتر حفاظت منافع ایران در قاهره ابعاد مختلفی را در بر می‌گیرد. وی خاطرات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، مذهبی، امنیتی، رسانه‌ای و … خود را در قالبی داستانی روایت می‌کند.

این روزها مصادف با سالگرد انقلاب مصر است. انقلابی که همچون طوفانی عظیم از تونس شروع شد و در پنجم بهمن ۱۳۸۹ مصر را فرا گرفت و در بیست و دو بهمن یعنی هجده روز بعد، مبارک را مجبور کرد از قدرت کناره گیری کند. انقلابی که لیبی، یمن، بحرین، اردن، عربستان، سوریه، کرانه باختری(حکومت محمود عباس) و عمان را نیز تحت تاثیر قرار داد و شاهد اعتراضات مردمی گسترده و یا محدود در آنها بودیم. انقلاب در هر یک از این کشورها دچار سرنوشتی خاص شد و در برخی کشورها رئیس کشور را سرنگون کرد و در برخی دیگر در نطفه خفه شد و در بعضی از کشورها با دخالت کشورهای خارجی انقلاب، منحرف شد و برخی کشورها را در آستانه جنگ داخلی قرار داد.

هنگامی که انقلاب تونس رخ داد و به پیروزی رسید و چند کشور عربی دیگر نیز در معرض سقوط حکومت قرار گرفتند، طبیعی بود که بسیاری از تحلیل گران سیاسی این فرضیه را مطرح کنند که آیا این انقلاب‌ها ادامه انقلاب اسلامی ایران است یا انقلاب‌هایی با اصول و مبانی جدیدی خواهد بود؟ طرح این سوال که بصورت وسیع مطرح شد، نشان می‌داد که انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب زنده است و مقایسه و یا ارتباط دادن انقلاب‌های کشورهای عربی به انقلاب ایران، پویایی نظریه امام راحل(ره) را نشان می‌داد.

صرف نظر از آنکه این انقلاب‌های عربی را اصولاً می‌توان انقلاب نامید و یا آن که شروع یک نهضت مردمی است، طرح موضوعی به نام وابستگی و یا ارتباط و یا پیوستگی این انقلاب‌ها با انقلاب اسلامی ایران، موجی از امیدواری را در ملت‌های عدالت خواه و نگرانی‌های عظیمی را در جبهه استکبار پدید آورد. به ویژه آنکه چند روز بعد از سقوط نظام بن علی در تونس، نظام مبارک در مصر نیز ساقط شد و با سقوط قذافی در لیبی و علی عبدالله صالح در یمن ابعاد گسترده‌ای پیدا کرد.

سخن درباره این انقلاب‌ها و ماهیت آنها زیاد است که مجال بحثآن در این خاطره نیست. آن چه درباره این انقلاب‌ها جالب توجه است، تطابق عجیب زمانی این انقلاب‌ها با تاریخ تحولات انقلاب اسلامی یا همان ایام الله است که حضرت امام فرمودند. برای من که در قاهره شاهد بودم مردم مصر در همان ایام دهه فجر و سی و سومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران، شعار سقوط نظام سی ساله مبارک را سر می‌دهند، خاطره‌های بسیاری از ایام انقلاب اسلامی در ایران را زنده می‌کرد.

بسیار خاطره انگیز است که شاهد باشی بن علی که یک نظام آمریکایی را در تونس رهبری می‌کرد، درست در سالگرد فرار شاه از ایران، از تونس به عربستان فرار می‌کند. حس و حال عجیبی خواهی داشت و به معجزه می‌ماند که در ۲۲ بهمن همان سال و در پی ازدیاد فشارهای مردمی، عمر سلیمان، یعنی مرد شماره یک امنیتی نظام مبارک به تلویزیون می‌آید و اعلام می‌کند مبارک کناره گیری کرده و سلطنت فرعون مصر فرو می‌ریزد و غریو شادی مردم مصر قلوب مستضعفان جهان را در شب تاریک و ظلمانی ستم روشن می‌کند. بسیار شوق انگیز است وقتی هم زمان با جشن‌های دهه فجر ایران، آسمان قاهره و دیگر شهرهای مصر با آتش بازی مردم شادمان از سقوط این نظام آمریکایی نورباران می‌شود. حضور در خیابان‌های مصر و دیدن این صحنه‌های زیبا شوری وصف ناشدنی در انسان ایجاد می‌کند.

همین خاطره درباره علی عبدالله صالح تکرار می‌شود و او نیز در سالگرد قیام مردمی پانزده خرداد مورد اصابت موشک مخالفین خود(برخی معتقدند موافقین او این کار را کردند) قرار می‌گیرد و برای معالجه به عربستان رفته و از صحنه سیاسی یمن حذف می‌شود.

گویا خداوند که همه امور به دست اوست، اراده کرده با اشاراتی به ما تفهیم کند که بین این شور انقلابی در کشورهای عربی و آن چه در ایران رخ داد پیوندی وجود دارد و همه در راستای یک هدف قرار گرفته‌اند. صرف نظر از افت و خیزهای این انقلاب‌ها، آن چه در نگاه کلان این تحولات به نظر می‌رسد هم راستایی اهداف آن با اهداف انقلاب اسلامی ایران است، هر چند شاهد متغیراتی در آنها باشیم. اگر در تاریخ انقلاب اسلامی ایران نیز دقت شود، این انقلاب علیرغم برخورداری از وجود رهبری صالح و صادق و قدرتمند، در سال‌های اولیه آن با تلاش برخی گروه‌ها برای مصادره آن روبرو بوده است.

رهبر معظم انقلاب در همان روزهای اولیه شروع انقلاب مصر خطبه‌ای دارند که در آن به وجود مشابهت‌ها و همچنین تفاوت‌ها در این انقلاب‌ها اشاره می‌کنند. این خطبه که در نماز جمعه پانزدهم بهمن ۱۳۸۹ در دانشگاه تهران بیان شده، موجب موجی از شادی در بین دوستان انقلاب و غیظ و غضب در دشمنان شد. یکی از عوامل نظام مبارک به نام سرلشگر حسام سویلم در همان روز در مصاحبه با شبکه سعودی العربیه آن چنان با خشم درباره این خطبه صحبت می‌کرد که من گمان کردم عنقریب است که در این مصاحبه سکته کند!؟!

خاطرم هست که این خطبه بصورت زنده از برخی تلویزیون‌هایی که در گوشه و کنار میدان تحریر قاهره که آن روزها مردم در آن گرد آمده بودند، پخش می‌شد. ضمن آن که شبکه‌های دیگری مثل الجزیره و العالم نیز برخی از قسمت‌های آن را در برنامه‌های خبری خود تکرار می‌کردند.

به علت انتشار گسترده این پیام در افکار عمومی، در برنامه‌های گفت‌وگوی تلویزیونی زنده و یا سخنرانی‌های مختلف گاه با این سوال از سوی مجری و یا حاضرین مواجه می‌شدم که چرا شما انقلاب مصر را امتداد و یا همانند انقلاب ایران می‌دانید و می‌گویید انقلاب مصر شبیه انقلاب اسلامی ایران است؟ این موضوع حساسیت این موضوع را نشان می‌داد و اثبات می‌کرد که واقعاً دشمنان از اینکه این انقلاب‌ها با انقلاب اسلامی ایران همگرایی داشته باشد، وحشت دارند.

پاسخ‌هایی که به این سوالات می‌دادم غالباً حول این محور بود که کشورهای متمدن همواره با یکدیگر تبادل فرهنگی دارند و نمی‌توان نقش نخبگان مصر و ایران را در داخل کشورهایشان محدود کرد. انقلاب‌ها که محصول فکر نخبگان و خیزش مردمی است، نیز از این قاعده مستثنی نیست. البته همه اذعان دارند که انقلاب‌های منطقه و انقلاب اسلامی ایران، ضمن داشتن تفاوت‌هایی، دارای مشابهت‌های زیادی هستند. معمولاً این موضوع را مطرح می‌کردم که مگر خواسته شما در انقلابتان کرامت و عزت نبود و مگر این خواسته در انقلاب اسلامی ایران وجود نداشت؟

احساس می‌کردم که نظر برخی مصری‌ها آن است که نمی‌خواهند مصر را تابع دیگر کشورها بدانند. آنها مصر را " ام الدنیا " و مادر همه تمدن‌های بشری می‌دانستند و به علت غرور کاذب ناشی از این جایگاه، می‌خواستند همیشه اول باشند. در یکی از این مصاحبه‌ها نیز گفتم اگر کسی هم در ایران بگوید انقلاب مصر همانند انقلاب ایران است، این نشانه علاقه آنان به ملت مصر است. همچون فردی که به فرزند شما بگوید تو شبیه پسر من هستی. این چیزی از انقلاب شما کم نمی‌کند. ما شما را عین خودمان می‌دانیم و این از علاقه ما به شماست.

در کنار همه نکات مثبت این انقلاب‌ها، نداشتن رهبری و عدم دشمن شناسی و اعتماد ناشیانه به دشمن توسط چهره‌های انقلابی و یا منتخبان ملت، باعثشد که دشمنان این انقلاب‌ها در مقابله با آن در برخی از جبهه‌ها موفق شوند. نظام استکبار جهانی به رهبری آمریکا و نوکر منطقه‌ای آنان یعنی سعودی‌ها که شاهد سقوط هم پیمانان خود در منطقه راهبردی خاورمیانه بودند، به مقابله با این جریان برخاستند و به اعتقاد من نیروی خود را در موضوعات زیر متمرکز کردند تا چهار خصوصیت این انقلاب‌ها یعنی اسلام گرایی، ضد آمریکایی بودن، ضد استبدادی و ضد صهیونیستی بودن را از آنها بگیرند:

۱ - ارتباط گیری و در لباس دوست در آمدن و جایگزینی در کنار رهبران انقلابی برای انحراف خواسته‌های آنان. ۲ - تشویق رهبران این کشورها برای آنکه انقلاب‌های عربی را در مقابل انقلاب اسلامی ایران قرار دهند. ۳ - مواجه کردن کشورهای انقلاب کرده با مشکلات امنیتی و اقتصادی. ۴ - تشدید اختلاف‌های داخلی در این کشورها. ۵ - شعله ور کردن اختلاف شیعه و سنی برای ایجاد ظرفیت ضد ایرانی در این انقلاب‌ها. ۶ - ساقط کردن حکومت‌های کشورهای مخالف آمریکا مثل سوریه از طریق مشابه انگاری وضعیت سوریه با کشورهای انقلاب کرده.(نظام سوریه بر خلاف نظام‌های دیگری که از آنان نام برده شد، ضد آمریکا و ضد صهیونیسم بود) ۷ - تشدید اختلاف‌های بین کشورهای انقلاب کرده

اعتقاد دارم با وجود همه این تلاش‌ها و موفقیت استکبار جهانی و دنباله‌های آن در تحقق برخی از اهداف فوق، ظرفیت اسلام گرایی و ضد آمریکایی و ضد صهیونیستی این انقلاب‌ها موج‌های عظیم و بلند دیگری را خواهد آفرید که نتیجه درازمدت آن در خدمت اسلام و هم راستا با اهداف انقلاب اسلامی ایران بوده و تغییراتی جدی در منطقه و به طبع آن در جهان به وجود خواهد آمد.