تدابیر پیامبر اکرم(ص) برای بهبود وضع اقتصادی مردم به گونه ای بود که در سال های بعد، مسلمانان به تدریج صاحب مسکن، شغل و درآمد شدند و علاوه بر تأمین هزینه‌های خود، درآمد اضافی هم داشتند. و این بهبود اوضاع اقتصادی تا آنجا بود که در سال نهم هجری مسلمانان به پرداخت زکات موظف شدند.
به گزارشمسلم پرسبه نقل از تراز نیوز - شاید هیچ دورانی از لحاظ اقتصادی به سختی دوران پیامبر اکرم(ص) نباشد. سخت ترین تحریم ها و مشکلات دیگر از جمله رفتار بد دشمنان فراوان و قدرتمند، نداشتن درآمد و حتی در مقطعی نداشتن خوراک حداقلی(در زمان محاصره در شعب ابیطالب). این مشکلات که از مکه آغاز شده بود همچنان در مدینه نیز ادامه داشت. زیرا پیامبر(ص) به علت پنهان بودن هجرت، هیچ دارایی و اموالی را با خود نبردند. لذا خصوصاً مهاجرین، در مدینه هم کماکان با مشکلات عدیده مالی دست و پنجه نرم می کردند. لذا پیامبر اکرم(ص) برای بهبود وضع اقتصادی مردم اقداماتی انجام دادند. در کتاب " اقتصاد در صدر اسلام " اثر سیدکاظم صدر نوشته شده که این اقدامات حضرت به گونه ای بود که در سال های بعد، مسلمانان به تدریج صاحب مسکن، شغل و درآمد شدند و علاوه بر تأمین هزینه‌های خود، درآمد اضافی هم داشتند.(ص ۳۳ و ۳۴) و در تاریخ طبری نیز آمده که این بهبود اوضاع اقتصادی تا آنجا بود که در سال نهم هجری مسلمانان به پرداخت زکات موظف شدند.سه نمونه از اقدامات پیامبر اکرم(ص) برای بهبود اقتصاد مسلمانان صدر اسلام: * برقراری عقد اخوت بین مهاجران و انصار: این کار باعث تعهداتی شد که از‌ جمله به ملزم بودن هر برادر انصاری در کمک رسانی مالی به برادر مهاجر خویش می توان اشاره داشت. ** بستن قرارداد مساقات و مزارعه میان مهاجران و انصار: با ورود مهاجران به مدینه، انصار قصد داشتند نیمی از دارایی های خود را به آنها بدهند که آن حضرت، آنان را از این کار بازداشت و قرارداد مساقات و مزارعه را میانشان برقرار ساخت. با این کار، علاوه بر اشتغال زایی و فراوانی محصول زراعی و باغی، درآمد عمومی، بالا رفت. *** ترویج و گسترش تجارت و بازرگانی: در آغاز، تجارت فقط در دست قریش بود و به مسلمانان اجازه تجارت داده نمی شد. پیامبر (ص) با به خطر انداختن امنیت تجاری قریش در جنگ بدر و حمله به کاروان آنان توانست غنیمت هایی از جنگ بدر به دست آورد. رسول اکرم(ص) درباره تجارت می­فرماید: «نه قسمت از ده قسمت روزی در تجارت و یک قسمت در دامداری است.» (خصال شیخ صدوق، ص۴)