شنبه گذشته در شهر اشویل امریکا واقع در ایالت کارولینای شمالی گویی که اواسط زمستان بود اما در حقیقت چند هفته از روز مالیات(۱۵ آوریل، ۲۶ فروردین) می‌گذشت و ده‌ها تن در مقابل ساختمان فدرال تجمع کرده بودند که در مورد استفاده دولت فدرال از درآمدهای مالیاتی چیزی را بگویند - چیزی غیرمعمول‌تر از آنچه که می‌شد انتظار داشت.
مردم پلاکاردها و پوسترهایی را در دست داشتند که روی آنها نوشته شده بود «جنگ از مردم فقیر می‌دزد» و «هزینه برای تروریسم نظامی را متوقف کنید». این مسئله خود به تنهایی امری غیر عادی نبود. مخالفان جنگ معمولا در فصل مالیات از فرصت استفاده می‌کنند تا به دوستان و همسایگان خود اطلاع دهند که تقریبا نیمی از درآمدهای مالیاتی هزینه تدارک جنگ می‌شود. ما (مخالفان جنگ در امریکا) می‌گوییم، اگر پول خود را در راه ارتش هدر نمی‌دادیم، می‌توانستیم همان آموزش و پرورش، همان نظام درمانی و همان میزان شادی را داشته باشیم که دیگر ملت‌ها دارند. ما به مردم می‌گوییم که می‌توانستیم شغل‌های بیشتر و بهتری داشته باشیم؛ مشاغلی که احساس بهتری به آنها می‌داشتیم. البته اگر صرفا مالیات‌های ما در راه چنین اهداف بد و شریرانه‌ای به کار گرفته نمی‌شد. اما افرادی که از سراسر کشور روز شنبه به اشویل آمده بودند، هدفشان شرکت در نشست کمیته ملی مقاومت در برابر مالیات برای جنگ درد این شهر بود. آنها شنبه صبح گرد هم آمده بودند تا اعطای هزاران دلار به فهرست بلندی از جنبش‌های انسان دوستانه را اعلام کنند - جنبش‌هایی که همه ما آرزو داشتیم مالیات‌هایمان صرف آنها می‌شد. این افراد، در حقیقت مالیاتشان صرف همین مسائل می‌شود. بسیاری از آنها دلارهایی را که بابت مالیات بدهکار هستند، در یکی از چندین صندوقی که برای همین مقاصد تشکیل شده است، هزینه می‌کنند. آنها می‌توانند هر زمان که بخواهند پول خود را پس بگیرند اما در عین حال سود پول آنها برای نهضت‌ها و جنبش‌های ارزشمندی هزینه می‌شود؛ مانند نمونه اخیر ِ اعطای هزاران دلار به جنبش‌های انسان دوستانه به جای تظاهرات معمولی در روز مالیات که مخالفان جنگ با آن آشنایی دارند. بعد از اعلام اعطای این پول در مقابل ساختمان فدرال، جمعیت حاضر صفی را تشکیل دادند و در حالی که پلاکاردهای خود را در دست داشتند به سمت محله‌های فقیر نشین و افراد بی‌خانمان و نیازمند به پول راهپیمایی کردند؛ پولی که هزینه خرید بمب برای اسرائیل می‌شود تا با آنها سوریه را هدف قرار دهد. این امکان وجود دارد که مردم امریکا مالیات خود را پرداخت نکنند و از این مسئله به عنوان اعتراض به هزینه‌های جنگی استفاده کنند. همچنین امکان این وجود دارد که امریکایی‌ها آن بخش از مالیات خود را که صرف هزینه‌های جنگی می‌شود، پرداخت نکنند (البته هیچ کنترلی روی اینکه دولت با بخش پرداخت شده چه کار می‌کند، نخواهند داشت.) این گزینه هم وجود دارد که بخش کوچک و نمادینی در اعتراض به جنگ پرداخت نشود. همچنین امریکایی‌ها می‌توانند، - چه در صورت پرداخت کامل و چه در صورت عدم پرداخت مالیات - نامه‌ای را به اداره مالیات این کشور نوشته و مخالفت خود را با هزینه مالیات‌هایشان در زمینه امور نظامی ابراز کنند. و آری، عده‌ای دست به همه این اقدامات می‌زنند؛ برخی بهایی سنگین می‌پردازند و گروهی نیز بدون مشکل این کار را می‌کنند. جان لوئیس، عضو کنگره امریکا اخیرا طرحی را پیشنهاد داد (و احتمالا دوباره پیشنهاد می‌دهد) که به موجب آن مالیات افرادی که مخالف جنگ هستند، صرفا در مقاصد غیرنظامی هزینه ‌شود. اگر این طرح به تصویب برسد و اگر شمار زیادی از مردم از آن استفاده کنند، ماشین جنگی امریکا سرمایه خود را از دست می‌دهد و هر چیز دیگری غیر از جنگ با سرمایه فراوانی روبرو خواهد شد و این در حالی است که ریسک شخصی کمتری در این زمینه وجود خواهد داشت. در عین حال، مقاومت کنندگان مالیاتی باید قانون را نقض کنند - آنها باید این کار را حتی اگر شده به نام حمایت از یک قانون بالاتر (مانند بسته کلوگ-بریاند) یا یک قانون اخلاقی که بر همه قوانین دیگر برتری دارد، انجام دهند. من اعتقاد دارم کسانی که در مقابل مالیات جنگی مقاومت می‌کنند، شایسته سپاسگزاری و تشکر ما هستند و افراد بیشتری باید به آنها بپیوندند. این یک جنبش عضو پذیر است و افرادی را که در هر سطحی و به هر شکلی، در جنبش مقاومت در برابر مالیات جنگی مشارکت می‌کنند، تشویق کرده و تحت حمایت خود قرار می‌دهد. اعضای این جنبش، آن را به عنوان روشی در رقابت با دیگر راه‌های اعتراض مانند راهپیمایی، آموزش، لابی گری، تظاهرات، مقابله با به کار گیری غیر نظامیان در ارتش و دیگر راه‌ها مطرح نمی‌کنند؛ آنها خود در تمام دیگر روش‌ها مشارکت دارند. اما از کسانی که مخالف جنگ هستند می‌خواهند که گزینه توقف پرداخت مالیات برای جنگ را نیز در نظر بگیرند. جنبش مقاومت در برابر مالیات برای جنگ شامل همه نمی‌شود. عده‌ای صرفا از طریق راه‌های دیگر می‌توانند برای ارتقای صلح و عدالت تلاش کنند. اما با همه اینها، این جنبشی است که خیلی‌ها می‌توانند به آن بپیوندند. بسیاری از مخالفان پرداخت مالیات برای جنگ روش زندگی را بر می‌گزینند که به موجب آن درآمد بسیار کمی داشته و بدین ترتیب هیچ مالیاتی پرداخت نمی‌کنند. چیزی که آنها را از دیگر افراد «زیر خطر فقر» متمایز می‌کند، این است که آنها خودشان به دولت و دیگر افراد اطلاع می‌دهند که نه از روی ناچاری بلکه این روش زندگی را "انتخاب" کرده‌اند و همچنین توضیح می‌دهند که چرا این زندگی را پذیرفته‌اند. بنابراین، شما اگر مخالف زندگی مصرف گرایانه هستید، اگر تمایل دارید زندگی بدون برق را تجربه کنید، اگر می‌توانید بدون هیچ دستمزد زیادی خوراک خود را تهیه کنید و اگر از پیش بدهکار مالیاتی نیستد، می‌توانید این روش زندگی را مورد لحاظ قرار داده و به آن فکر کنید. اگر موافق هستید، اطمینان حاصل کنید که قبل از گفتن به دیگران، کسی از تصمیم شما آگاه نشود. به اداره مالیات و کنگره اطلاع بدهید. به رسانه‌ها اطلاع بدهید. به هر کسی که می‌توانید اطلاع بدهید. این اطلاع رسانی برای شما هیچ هزینه‌ای ندارد اما می‌تواند خیر بزرگی را در پی داشته باشد. دیگر مخالفان مالیات‌های جنگی، بدهکار هستند اما مالیات خود را یا حداقل بخشی از آن را پرداخت نمی‌کنند. من شمار زیادی از این قهرمانان را دیده‌ام. من نام آنها را نمی‌برم زیرا به طور سنتی این مقاومت کنندگان مالیاتی سرشناس و معروف بوده‌اند که اموالشان مصادره شده یا حتی تحت پیگرد قانونی قرار گرفته‌اند. روشن است که وارد شدن به جنبشی که موفق شدن در آن و در عین حال ناشناس ماندن در آن باید یکجا باشد، کار سختی است. عده‌ای عدم پرداخت مالیات برای جنگ را در بوق و کرنا می‌کنند و عده‌ای آن را به صورت راز برای خود نگاه می‌دارند. اما ما باید بدانیم که چنین افرادی وجود دارند. عده‌ای صرفا مالیات برای جنگ را به منظور راحتی وجدان خود پرداخت نمی‌کنند و اهمیتی نمی‌دهند که افراد دیگر از این مسئله آگاه باشند یا نه. عده‌ای از اعضای این جنبش امریکایی تمایل دارند که ساعات زیادی را صرف بحث و گفت‌وگو با ماموران اداره مالیات بکنند. در بعضی موارد نتیجه حیرت انگیز و فوق العاده این است که کارکنان اداره مالیات خود به این جنبش پیوسته‌اند. باقی اعضای این جنبش تمایلی به صرف وقت زیادی برای این مسئله ندارند. عده‌ای اداره مالیات را نادیده می‌گیرند اما هر روزه تمام وجوه خود را از حساب‌های پی‌پال (PayPal) به حساب‌های بانکی انتقال می‌دهند و سپس حساب‌های بانکی خود را خالی می‌کنند. اعضای جنبش مقاومت در برابر مالیات برای جنگ، هیچ امر مشترکی با کلاهبرداران و فرارکنندگان از مالیات ندارند. آنها آشکارا دولت را از درآمد و دارایی خود آگاه می‌کنند اما در مقابل تلاش زیادی به خرج می‌دهند که دست دولت به دارایی‌های آنها نرسد. خطرهایی در مقاومت مالیاتی وجود دارد. این خطر وجود دارد که افراد علاوه بر بدهی مالیاتی با مجازات روبرو شوند. اگر افراد گزارش درآمدهای خود را به اداره مالیات ندهند، این خطر وجود دارد که اداره مالیات درآمد بالاتری از میزان واقعی برای آنها در نظر بگیرد. اما اگر افراد گزارش درآمد بدهند و سپس در اعتراض به جنگ، از پرداخت مالیات خودداری کنند، بدهی آنها بعد از ده سال از بین می‌رود. و بیشتر مقاومت کنندگان مالیاتی هرگز پولی برای جنگ‌های امریکا نمی‌پردازند و هرگز به دلیل اتخاذ چنین موضعی دچار مشکل جدی نمی‌شوند. با وجود این، مشکلات عمیق تری وجود دارد. با وجود اینکه بخشی از مالیات ما صرف جنگ، نظامی گری، قاچاق مواد مخدر، جاسوسی غیرقانونی، خشونت پلیس، زندان‌ها و ... می‌شود، بخشی از مالیات ما نیز هزینه کارآفرینی و مسائل ارزشمند می‌شود. زمانی که ما از پرداخت پول به دولت دست می‌کشیم، تامین سرمایه برای خیر و شر را یکجا متوقف می‌کنیم. ما با عدم پرداخت مالیات نمی‌توانیم به راحتی از مفهوم مقاصد جمعی و عمومی که یک جامعه را متحد نگاه می‌دارد، حمایت کنیم. همچنین مخالفت با پرداخت مالیات از یک سو و حمایت از بستن مالیات بیشتر بر ثروتمندان از سوی دیگر مسئله دشواری است. با همه این نگرانی‌ها، من فکر می‌کنم در حال حاضر مقاومت مالیاتی بخش عمده‌ای از روند ساخت یک جنبش گسترده مقاومت است. من همه مردم امریکا را تشویق می‌کنم این گزینه را مورد نظر قرار دهند. و همچنین به حمایت از افرادی که در این جنبش حضور دارند، فکر کنند؛ حتی اگر خود قصد پیوستن به آن را ندارند. جنبش‌ها علیه توقیف منازل و بازپرداخت وام‌های دانشجویی سالانه در حال افزایش است. جنبش مقاومت در برابر پرداخت مالیات جنگ -- ماشینی که سالانه نیمی از هزینه‌های احتیاطی دولت را می‌بلعد و در مقابل به ثروت ثروتمندان می‌افزاید - باید بخشی جدایی ناپذیر از یک جنبش گسترده‌تر برای رسیدن به عدالت مالی باشد. کسانی که اکنون دهه‌هاست در حال انجام این کار هستند، می‌توانند چیزهای زیادی به ما بیاموزند.