۱– هر مقاله‌ای که در آن عنوان «۱۰ مورد اصلی» به کار می‌رود، به طور گسترده‌ای خوانده می‌شود. ۲ –یک نظرسنجی از مردم در ۶۵ کشور جهان از جمله ایالات متحده امریکا نشان می‌دهد که این کشور به طور گسترده‌ای بزرگترین تهدید و خطر برای صلح جهانی به شمار می‌رود. اگر این نظرسنجی در خود امریکا انجام نمی‌شد، مطمئنا نتیجه آن در این رابطه قطعی‌تر بود زیرا ۵ درصد بشریت که در امریکا زندگی می‌کند به طور عمده بر این باور است که ۹۵ درصد دیگر جمعیت جهان – یعنی همان گروهی که از جانب ایالات متحده امریکا احساس خطر می‌کند – در اشتباه است. فراموش نکنید که دولت ما در امریکا به ما مردم این کشور می‌گوید که حامی صلح است. و حتی وقتی شهرهای جهان را بمباران می‌کند، این کار را برای صلح انجام می‌دهد. اما رسیدن به این باور برای مردمی که مورد بمباران قرار می‌گیرند، چنان آسان نیست. ما ظاهرا در امریکا دید بهتری داریم.۳ –نظرسنجی‌ها در امریکا بین سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۱ یعنی در جریان جنگ عراق نشان داد که اکثریت مردم امریکا بر این باور بودند که عراقی‌ها در نتیجه این جنگ که به شدت به عراق خسارت وارد کرد – و به عبارت دیگر آن را ویران کرد – زندگی و وضعیت بسیار بهتری نسبت به قبل از آن جنگ دارند.(احتمالا آخرین نظرسنجی در این رابطه نظرسنجی گالوپ در آگوست ۲۰۱۰ است.) در مقابل، اکثریت مردم عراق بر این باورند که وضعیت آنان بسیار بدتر شده است.(نظرسنجی زوگبی؛ ۲۰ دسامبر ۲۰۱۱) اکثریت در امریکا بر این باورند که عراقی‌ها ناسپاسند.(آخرین نظرسنجی در این رابطه احتمالا نظرسنجی سی‌بی‌اس نیورز در آگوست ۲۰۱۰ است.) این در حقیقت اختلاف نظر در مورد واقعیت‌ها و مسائل مسلم است نه اختلاف در مورد عقیده و باور. اما مردم عموما خود انتخاب می‌کنند که چه واقعیت‌هایی را بپذیرند یا از آن آگاه شوند. کسانی که سخت به افسانه‌ی «تسلیحات کشتار جمعی» عراق باور داشتند، وقتی واقعیت‌ها پیش روی آنها گذاشته شد، از باورشان نه تنها کاسته نشد بلکه ایمان آنها به آن افسانه شدت گرفت. واقعیت‌ها در مورد عراق خوشایند نیست اما بسیار پر اهمیت است. باور به اینکه مردمی که هدف جنگ آوری دولت کشور شما قرار گرفته‌اند، علیرغم اعتقاد خود آنان، زندگی بسیار بهتری نسبت به قبل از جنگ دارند، حاکی از نوع شدیدی از تکبر و غرور است. و البته تکبری نابجا زیرا همین افراد ثابت کرده‌اند که چند سیاستمدار مکار می‌توانند به آنان بقبولانند که روز، شب و شب، روز است.۴ -به اعتقاد امریکایی‌ها، بزرگترین تهدید برای صلح در کره خاکی ملتی است که هیچ کشور دیگری را تهدید نکرده و قرن‌هاست که به کشور دیگری حمله نکرده است؛ ملتی است که از حملات با سلاح‌های شیمیایی متحمل رنج و درد بسیاری شده اما حاضر نشده که در پاسخ از سلاح شیمیایی استفاده کند؛ ملتی است که حاضر به تولید سلاح اتمی نیست اما چندین دهه است که به نادرستی از سوی امریکا به انجام چنین کاری متهم می‌شود. درست است: یک هجمه تبلیغاتی مزخرف و مضحک که برای ۳۰ سال است به انواع و اقسام مختلف ادامه پیدا کرده است؛ و متفکران هوشمند در «سرزمین آزادی» ایران، کشوری را که بودجه نظامی آن کمتر از ۱ درصد بودجه نظامی کشور خود آنهاست، بزرگترین تهدید برای صلح قلمداد می‌کنند.(کتاب آتی گرت پرتر تحت عنوان بحران ساختگی: داستان ناگفته هراس از ایران هسته‌ای را مطالعه کنید.) اکنون تن ادوارد برنیز(از پیشگامان روابط عمومی و هجمه‌های تبلیغاتی) در گور در حال لرزیدن است.۵ -از آنجا که به هیچ شخصیت کارتونی و خیالی نام ادوارد برنیز داده نشده است، کسی چیزی از وی نمی‌داند.۶ -۷۵ الی ۸۵ درصد مردم در امریکا در نظرسنجی‌های مختلف و گوناگون گفته‌اند که نظام دولت آنها منسوخ و از کار افتاده است. با این حال، توصیه اصلی حامیان و مدافعان تغییر در امریکا چیست؟ درست است: «در داخل سیستم کار کنید». و توجیه همیشگی و نهایی برای آغاز یک جنگ یا ادامه آن چیست؟ بله: «ما باید سیستم دولتی خود را بر کشورهای دیگر نیز اعمال کنیم.»۷ -زمانی که هزینه‌های ارتش امریکا ذره‌ای کمتر از ۱ تریلیون دلار در سال می‌شود، خبرنگاران حامی ارتش لابی‌های سلاح را مرده اعلام می‌کنند. زمانی که هزینه‌های ارتش به بالاتر از ۱ تریلیون دلار در سال می‌رسد، خبرنگاران می‌گویند تشکیلات و عناصر مجموعه نظامی زنده‌اند اما برای بقای خود در حال مبارزه هستند. در هر دو سناریو، سطح هزینه‌های نظامی تقریبا همان ۱ تریلیون دلار در سال است و تفاوت بین هزینه‌ حداکثری و هزینه حداقلی(که در هر حال بیشتر از دیگر برنامه‌های عمومی و رفاهی دولتی است) کمتر از میزانی است که پنتاگون به طور میانگین در یک بازه زمانی ۱۲ ماهه «از دست می‌دهد».۸ -روزهای سه شنبه، باراک اوباما رئیس جمهور امریکا به فهرستی از مردان، زنان و کودکان نظری می‌اندازد و انتخاب می‌کند که کدام یک از آنها باید به قتل برسد. آگاهی از این موضوع با تنفر از جامعه ستیزان و روان پریشان در تضاد است و به همین دلیل مردم تصمیم می‌گیرند که از این امر اطلاعی نداشته باشند.۹ -اگر عراق واقعا تسلیحات کشتار جمعی داشت، و اگر سوریه واقعا با تسلیحات شیمیایی شمار محدودی از مردم این کشور را به آن صورت علنی کشته بود، و اگر ایران حقیقتا به دنبال ساخت سلاح اتمی بود… باز هم اعمال جنگ علیه آن کشورها غیر قانونی، غیر اخلاقی و فاجعه بار محسوب می‌شد. همه ما در مورد سوالی که جنگ افروزان به دنبال پرسیده شدن آن هستند، عقایدی داریم اما نه در مورد دیوانگی و جنونی که پشت آن سوال وجود دارد.۱۰– از مدت‌ها قبل از تاریخ مدون، مردم می‌مردند و با این حال، کسانی که وانمود می‌کنند کسی نمی‌میرد افرادی صادق و جدی قلمداد می‌شوند. شاید این مسئله که هیچ کس حقیقتا نمی‌میرد و یک زندگی طولانی تری بعد از مرگ وجود دارد، به مردم کمک می‌کند که آنچنان نگران زندگی نابسامان خود در این دنیا نباشند. و از سوی دیگر ممکن است این باور به مردم امریکا کمک کند تا به «نمایندگانشان» اجازه دهند که روزانه زندگی بسیاری از افراد خارجی را بگیرند.