شماره گواهی: ۴۰۴۲۸۴درجه: استوار یکمیگان: لشگر زرهیسال: ۲۰۱۴روزی که همکار ما کشته شد، فرماندهان نزد ما آمده و خبر آن را به ما اعلام کردند. سپس تصمیم گرفتند برای ادای احترام، رگبار آتش به پا کنند. آنها گفتند: برای بزرگداشت یاد و خاطر همکار شما این کار را انجام می دهیم. این حرف برایم خیلی نامعقول و غیر قابل قبول بود.چه رگباری؟رگبار خمپاره. مانند دیگر مراسم های خاکسپاری. با این تفاوت که این بار به جای شلیک تیر هوایی، سه خمپاره به سمت خانه ها شلیک کردند. فرمانده گفت: «دورترین خانه را انتخاب کنید، تا بیشترین آسیب وارد شود.» اینگونه بود که یک خانه را انتخاب کردیم. می توان گفت که این کار نوعی انتقام بود. سپس ما به آن خانه شلیک کردیم. خانه های زیادی در مقابل ما وجود داشت، پس فاصله چندان مهم نبود.سه خمپاره در یک نقطه؟بله. دقیقاً به خاطر ندارم چه زمانی بود، اما می توانم بگویم که نزدیک غروب آفتاب بود.

منبع: Breaking The Silene