یکی از افسران عملیاتی سابق دستگاه جاسوسی آمریکا، در کتاب جنجالی خود به موضوع نحوه پیدایش تروریسم تکفیری در منطقه خاورمیانه پرداخته است.
" رابرت بایر " مؤلف کتاب " خوابیدن با شیطان " از افسران عملیاتی سابق دستگاه اطلاعات مرکزی آمریکا است. وی پست‌های مختلفی را در " سی. آی. ای " برعهده داشت که از جمله آنها ریاست تیم این سازمان در لبنان در سال ۱۹۸۳ و انفجار بئر العبد است. وی در این کتاب فصلهایی را به عملیات تعقیب " شهید عماد مغنیه " از فرماندهان مقاومت اختصاص داده است. بایر پس از ناکامی در ترور مغنیه در لبنان، مسئولیت پرونده عراق را برعهده گرفت. این مسئول سابق سیا در کتابش، به مسائلی در خصوص همکاری عربستان و آمریکا در ایجاد تروریسم تکفیری و هدایت آن اشاره می کند. با وجود انتشار این کتاب در سال ۲۰۰۳، ترجمه‌ای از آن به زبان عربی منتشر نشد. البته این کتاب در بین خبرنگاران با نام " کاخ سفید و طلای سیاه " نیز شناخته می‌شود.تجارت سلاح در عربستاندر سال ۱۹۹۰ منبع اصلی امداد رسانی به اسامه بن لادن فردی به نام " ویکتور بوت " بود. وی از افسران سابق ارتش روسیه بود که در انگولا خدمت کرد و پس از آن وارد قاچاق سلاح و نفت شد. ویکتور بوت به سرعت به فرد مشهوری تبدیل شد زیرا قادر بود که از طریق شرکت خودش که " ایرسیس " نام داشت، هر چیزی را قاچاق کند. با وجود افشای فعالیتهای غیرقانونی بوت در رسانه ها، عربستان سعودی همچنان اصلی ترین محل برای معاملات قاچاق و ممنوع بود. دبی نیز مکانی بود که بیشترین دارایی های بوت در بانکهای آن برای حملات یازده سپتامبر سپرده گذاری شده بود. در سال ۱۹۸۷ یکی از ثروتمندترین بانکهای عربستان تأسیس شد؛ بانکی که به فعالیتهای جمعیت های خیریه کمک می کند و برای سعودی های افراطی مانند بن لادن پول می فرستد. نایف کسی بود که هیچ کسی توانایی مقابله با او را نداشت. نایف وزارت کشور را اداره می کرد و مانند ملک فهد مصونیت داشت و هیچ کس نمی توانست او را اخراج کند. او در حال شدت بخشیدن به " جنگ ویژه " خود با آمریکا بود و برای وهابی های افراطی پول می فرستاد. دلیل این همه نفرت " نایف " از آمریکا همیشه جای سئوال بود.قطر و القاعدهدر نیمه های سال ۱۹۹۰ قطر میزبان ۱۰ تن از تروریستهای القاعده بود که از سوی آمریکا تحت تعقیب بودند. پس از افشای این موضوع که " خالد شیخ محمد " از خطرناکترین اعضای القاعده در میان دعوت شدگان دولت قطر قرار دارد، " لوییز فرییه " رئیس پیشین " اف. بی. آی " در نامه ای به وزیر خارجه قطر از او خواست به تعهدات خود عمل کرده و این فرد را به دفتر تحقیقات فدرال آمریکا تحویل دهد. " خالد شیخ محمد " عموی " رمزی یوسف " بود. رمزی یوسف کسی بود که حمله کامیون بمبگذاری شده به مرکز تجارت جهانی در سال ۱۹۹۳ را طرح ریزی کرد بود. وی همچنین برنامه‌ای را برای منفجر کردن ۱۱ هواپیمای آمریکایی بر فراز اقیانوس آرام طراحی کرده بود. یکی از عملیات خالد شیخ محمد، حمله به هواپیمایی فیلیپینی در سال ۱۹۹۴ بود که در جریان آن یکی از سرنشینان ژاپنی این هواپیما به قتل رسید. در نامه رئیس پیشین " اف بی آی " به وزیر خارجه قطر، تأکید شد که " خالد شیخ محمد " برای منافع دولت قطر خطرناک است و " او به دنبال ساختن بمی است که احتمالا زندگی شهروندان قطری را به خطر می اندازد " و " خالد شیخ محمد بیش از ۲۰ گذرنامه جعلی در اختیار دارد. " با وجود اینکه خالد شیخ محمد در آن زمان کارمند دولت قطر بود(کارمند خدمات عمومی) قطر مدعی شد که نمی تواند او را بیابد. این در حالی است که وی به صورت مخفیانه به خارج از قطر منتقل شد، درحالیکه اف بی آی در یکی از هتل های دوحه انتظار او را می کشید. نارضایتی رئیس پیشین اف بی آی از قطر در سالهای ۱۹۹۷ تا ۱۹۹۹ به شدت افزایش یافت زیرا قطر شرکتی را در خیابان " کی " با سرمایه ‌ ۶۸۹،۸۰۵. ۱۶ $ و همچنین یک شرکت وکلا در واشنگتن و نزدیک کاخ سفید با سرمایه ۲۳،۹۳۸، ۹۹۴.۲۰ تأسیس کرد که هدف از تأسیس این دو شرکت بهبود چهره قطر بود؛ درحالیکه این شرکتها منبعی برای خطرناکترین افراد در دنیا بودند. دولت کلینتون هیچ شکایتی را به وزیر خارجه قطر که به کاخ سفید رفت و آمد داشت تحویل نداد و یک بار از من خواسته شد تا از دفتر مشاور امنیت ملی خارج شوم تا الگور معاون رئیس جمهور با وزیر خارجه قطر دیدار کنند.آل سعود و القاعدهنایف خودش به تنهایی مشکل نبود. آل سعود از آغاز سال ۱۹۹۰ حکومت را به چنگ آورده و در سال ۱۹۹۶ عربستان سعودی به سادگی درخواست سودان برای تحویل بن لادن را رد کرد. ریاض تأکید کرد که بن لادن از محبوبیت بالایی در عربستان سعودی برخوردار است و بازداشت او موجب انقلاب می شود. از زمان حوادث۱۱ سپتامبر حتی یک اتهام یا اقدام مفیدی از سوی عربستان سعودی برای تحویل بن لادن صورت نگرفت. نایف تظاهر می کرد که عربستان سعودی نمی تواند در خصوص حملات یازده سپتامبر انجام دهد. به صورتیکه یک سال و نیم بعد از این حادثه، حتی یک سعودی نیز در راستای کمک عربستان به تحقیقات در حصوص ۱۱ سپتامبر بازداشت نشد. مسأله بدتر آن است که در عربستان سعودی چیزی تحت عنوان " حاکمیت قانون " وجود ندارد. وقتی که به گذرنامه عربستانی نگاه می کنیم متوجه می شویم که صاحب گذرنامه وابسته به خاندان حاکم است. یک شهروند عربستانی شبیه به بخشی از دارایی‌های این خاندان است و تفاوتی با کاخ جده یا رولزرویسی که متعلق به آل سعود است ندارد.. هیچگونه حق و حقوقی و پارلمان و یا قانون اساسی در عربستان وجود ندارد. البته اگر عربستان را عده ای افراد عاقل اداره می کردند اوضاع بهتر بود، ولی اینطور نیست. خرفتی، توطئه ها و تعصب فقط آغازی برای داستان آل سعود است. خاندان حاکم در عربستان در برابر هرگونه تغییری مقاومت می کنند و نمی خواهند به تعفن خود در این کشور اعتراف کنند. داستانهای بسیاری در خصوص فحشای خاندان آل سعود در روزنامه های آمریکایی منتشر شده است. این روزنامه ها بر ضرورت حقوق زنان در این کشور تأکید کردند ولی هیچ کسی به این مسأله توجه نکرد: در عربستان سعودی مقدار بسیار زیادی از درآمدهای ملی برای عقده های جنسی صرف می شود. خاندان حاکم بیشتر درآمدهای کشور را در اختیار دارند و می توانید آنان را در کاخ هایشان در دریای مدیترانه بیابید. کاخ هایی که برای خوش گذرانی با " زنان هرزه " بنا شده است. هنگامی که در مغرب بودم خبری به آژانس اطلاعات مرکزی رسید که یک شاهزاده سعودی درحالیکه بسیار مست بود به یک دختر مغربی آسیب جدی وارد کرد، ولی پادشاه مغرب به سرعت بر این موضوع سرپوش گذاشت و به خانواده آن دختر پول داد. به خانواده آن دختر گفته شد که یا دهانشان را می بندند و یا اینکه دخترشان بقیه عمر خود را در زندان می گذراند. این تاکتیک موفقیت آمیز بود و این مسأله فاش نشد.