دستاورد اخیر در مذاکرات ایران و ۶ قدرت جهان، که در نوع خود یک زلزله ژئوپولیتیک بود، پس لرزهای‌های جالبی نیز به همراه داشت؛ پس لرزه‌هایی که می‌توانند طلیعه بخش «نظم نوین جهانی» ِ بسیار متفاوتی نسبت به آنچه در حالت عادی به این عبارت نسبت داده می‌شود، باشد.
درگیری و مبارزه‌ای که پیروزی بزرگ در روز یک شنبه (۳ آذر) را در پی داشت، خطوط نبرد را بیش از همیشه آشکار کرد و بهتر از همیشه روشن ساخت که تهدید و خطر واقعی در تمام این مدت چه کسانی بوده‌اند. اسرائیل جنگ و هجمه‌ای همه جانبه را علیه امریکا و جهان آغاز و تلاش کرد که کودک صلح را در بسترش خفه کند. البته، ما در امریکا فرودستان در کنگره را نیز داریم که به عنوان افرادی دست نشانده سخنوری می‌کنند. مردم امریکا به چنین فرایند حقارت باری در کنگره عادت کرده‌اند. اما این بار لابی صهیونیسم با مجرب و بهترین نیروهای خود وارد عمل شد: سناتورهای سرشناسی که مدت‌ها همدست عوامل اطلاعاتی اسرائیل برای اجرای عملیات جنگ روانی علیه مردم امریکا بوده‌اند. این یک اقدام خیانتکارانه است اما متاسفانه آنها مصونیت دارند. اسرائیلی‌ها، به ویژه نتانیاهو، حدود ۲۰ سال است که دم از این می‌زنند «ایران در آستانه دستیابی به بمب اتم است.» آنها در سال‌های اول این ادعا، در اشتباه بودند، در سال‌های میانی نیز اشتباه می‌کردند و در سال‌های اخیر که مسئله «خط قرمز» را نیز پیش کشیده‌اند، بیش از همیشه در اشتباه بوده‌اند. چرا با وجود اینکه نادرست و اشتباه بودن ادعای آنها بارها و بارها ثابت شده است، همچنان این سخنان پوچ را بر زبان می‌آورند و بر آن اصرار می‌ورزند؟ پاسخ این است: عملیات و عوامل اطلاعاتی آنها آنچنان در رسانه‌ها، دولت و اندیشکده‌های امریکا نفوذ و رخنه کرده‌اند که این نهادهای امریکایی، اسرائیل را در مقابل هرگونه خطر از دست دادن اعتبار مصون و ضد ضربه کرده‌اند. ترویج و اشاعه دروغ‌ها و فریبکاری‌های اسرائیل یک وظیفه کاری و روزمره برای ستون پنجم امریکایی آنهاست. آنها حتی محور این بازی فریبکارانه را برای متهم کردن ایرانی‌ها تغییر داده‌اند. رابرت منندز، سناتور نیو جرسی با روخوانی از یادداشت‌های دستگاه اطلاعاتی اسرائیل اظهاراتی را بیان کرد که مثال خوبی برای فریبکاری و مکر آنهاست. وی در نشریه یو‌اس‌ای تودی (USA Today) نوشت: «با توجه به کارنامه و سابقه ایران در فریبکاری، ما نمی‌توانیم نگاه امیدوارانه را جایگزین نگاه واقع گرایانه کنیم.» وی افزود: «تحریم‌های سخت‌تر منجر خواهد شد که ایران به صورت قابل باوری برنامه نظامی هسته‌ای خود را متوقف کند.» فقط یک مشکل در اینجا وجود دارد. سناتور منندز اطلاعات خود را در مورد «برنامه نظامی هسته‌ای» ایران از اسرائیلی‌ها بدست آورده است. دستگاه اطلاعاتی خود امریکایی‌ها به صورت مکتوب اظهار داشته است که هیچ مدرکی که حاکی از نظامی بودن برنامه هسته‌ای ایران باشد، در اختیار ندارد. اما این مشکلی برای منندز نیست زیرا اسرائیلی‌ها همیشه دروغ می‌گویند و رسانه‌های امریکا نیز بدون چون و چرا این دروغ‌ها را منتشر می‌سازند. اسرائیلی‌ها از چند سال پیش به جای اینکه مدرکی در مورد وجود نیروگاه نظامی هسته‌ای ایران ارائه دهند، ادعا می‌کنند که ایران می‌تواند «از مسیر خارج شود» یعنی اینکه هر زمان بخواهد می‌تواند یک بمب تولید کند که این ادعایی کاملا بی‌معنی است. این یک فرایند و ادعایی فریبکارانه بود تا بدون ارائه هیچ گونه مدرکی، کانون توجهات را روی یک تهدید خیالی نگاه دارند. تکرار مکرر اینکه ایران در حالی غنی سازی است آنچنان در رسانه‌ها تکرار شد تا ناخواسته افکار عمومی به این سمت سوق داده شود که ایران در حال تولید بمب است و بدین ترتیب کسی خواستار ارائه مدرک در این رابطه نشود. غنی سازی، و نه فرایند تولید بمب، به عنوان یک اقدام تجاوزکارانه از سوی ایران به مردم جلوه داده شد. و این پیش زمینه‌ای بود برای توجیه یک حمله پیش گیرانه به ایران و سپس اعمال تحریم علیه این کشور به عنوان واکنشی «حساب شده». مردم امریکا تصور کردند که دولت این کشور حتما از برخی انحرافات در برنامه هسته‌ای ایران به سمت اهداف نظامی آگاه است؛ در غیر این صورت چرا باید این چنین به دنبال تحریم ایران باشد. اما مسئله‌ای که رسانه‌های جریان اصلی هرگز به آن اشاره نمی‌کنند، این است که اورانیوم غنی شده ایران تحت نظارت دائمی قرار دارد. کلینتون باستین کارشناس هسته‌ای نشریه وترنز تودی می‌گوید، اگر هرگونه مواد هسته‌ای به صورت نامناسبی جابجا شود، ما ظرف یک روز از آن مطلع می‌شویم؛ و همه می‌دانیم که حتی یک کلمه هم از چنین چیزی حرفی زده نشده است. زمانی که آژانس بین المللی انرژی اتمی آخرین بازدید خود از تاسیسات هسته‌ای ایران را انجام می‌داد، گزارشی در مورد مفقود شدن حتی یک گرم مواد هسته‌ای ارائه نداد. اگر چنین چیزی رخ داده بود تبدیل به سرخط خبرها می‌شد و بحث و مناظره زیادی در مورد اینکه چه انحرافی در برنامه هسته‌ای ایران شکل گرفته، آغاز می‌شد. صهونیست‌ها و حامیان آنها می‌دانستند که با کمک رسانه‌ها می‌توانند یک تهدید غیرواقعی را به ذهن مردم تزریق کنند و در عین حال نیازی به ارائه مدرک نداشته باشند. این یک بازی قدیمی است که در دوران جنگ به اوج خود می‌رسد و در دوران صلح نیز ادامه پیدا می‌کند تا مردم عامی تحت کنترل نگاه داشته شوند. رسانه‌های امریکا در جریان مذاکرات ایران و ۶ قدرت جهان رقت انگیز بودند. آنها فعالانه به جای خبرنگاری واقعی یک هجمه تبلیغاتی را در پیش گرفته بودند. هرگونه اظهار نظر اسرائیلی‌ها در مورد «تهدید ایران» با پوشش گسترده روبرو می‌شد. رسانه‌های خود فروخته ما در امریکا هرگز مواضع اسرائیل یا صحت هیچ یک از ادعاهای مضحک آنها را به چالش نکشیدند. همچنین ترجمه‌های غلط هدفمند را که تا به امروز نیز با وجود ارزش زدایی همیشگی از آنها ادامه دارد، نباید از یاد ببریم. بدترین مورد این ترجمه‌ها مطلبی بود که طی آن ادعا شده بود ایران به دنبال از بین بردن تمام اسرائیلی‌هاست. رسانه‌های ما مانند یک تریبون و پیام رسان برای صهیونیست‌ها عمل می‌کنند. مقامات اطلاعاتی اسرائیل به امریکا می‌روند و به کنگره این کشور گزارش می‌دهند و اعضای کنگره نیز تک تک کلمات آنها را باور می‌کنند گویی که اسرائیلی‌ها هرگز برای دستیبابی به منافع خود دروغ نگفته‌اند. توجیهات ارائه شده از سوی اوباما برای ادامه مذاکرات با ایران، با تردید و بدبینی گسترده رسانه‌های جریان اصلی روبرو شد. رسانه‌های ما تبدیل به یک مامور جاسوسی سیاسی شده‌اند. جان کری در کنفرانس خبری خود در روز دوشنبه گفت، دلیل اینکه دولت اوباما به دنبال پیگیری مذاکرات با ایران بوده، این است که هیچ کدام از کارشناسان کشورهای شرکت کننده در مذاکرات عقیده نداشتند که افزایش یا ادامه تحریم، ایران را به تسلیم در برابر غرب وا می‌دارد. اظهارات کری در واقع مخالفت کامل با افزایش تحریم‌ها بود؛ افزایشی که اسرائیلی‌ها می‌دانستند ایران را از مسیر مذاکرات خارج می‌کند. و کری در ادامه توضیح داد که چگونه رژیم بوش/چنی در سال ۲۰۰۳ زمانی که ایران تنها ۱۶۴ سانتریفیوژ داشت، فرصت حل مسئله را از دست داد و این در حالی است که ایران اکنون با وجود تحریم‌ها، ۱۹ هزار سانتریفیوژ دارند. چیزی که رسانه‌ها به آن اشاره نمی‌کنند این است که ۱۶۴ سانتریفیوژ ایران خود مدرکی قاطع است مبنی بر اینکه ایران هرگز «برنامه نظامی هسته‌ای» نداشته است. من بعید می‌دانم که هیچ یک از رسانه‌ها از مقامات اسرائیل در مورد ادعاهای گذشته آنها که می‌گفتند ایران تنها یک سال از ساخت بمب اتمی فاصله دارد، سوال کرده باشند. اسرائیلی‌ها در آن زمان دروغ گفتند چون به نفع آنها بود و بسیاری از افرادی که خود را شرافتمند می‌دانند به اسرائیل اجازه دادند که دروغ پردازی کند. در حالی که کشورهای مختلف از سراسر جهان بابت این توافق هسته‌ای در ژنو تبریک گفته‌اند، اسرائیل همچنان فریبکاری خود را انکار می‌کند. اکنون زمان آن رسیده است که ما آنهایی را که به دنبال تحمیل یک جنگ بی‌مورد دیگر بر جهان بودند، مجازات کنیم. تمام کسانی که به دنبال راه انداختن این جنگ جعلی با ایران بودند، با مجازات مناسب حال خود روبرو شدند. ما مردم امریکا نیز اگر آندسته از گروه‌های داخلی را که به دنبال چنین جنگی بودند، مجازات نکنیم همچنان در معرض جاسوسی سیاسی باقی خواهیم ماند. ما می‌توانیم زندان گوانتانامو را بارها با توطئه گران اصلی در امریکا پر کنیم. بیایید در ۶ ماه آینده با آن کسانی که به دنبال جنگ بودند برخورد کنیم و کمی هم از داروی تجویزی شان را به خورد خودشان بدهیم. تا زمانی که آنها در بین ما هستند، ما امنیت نخواهیم داشت.