شرمین نروانی / الاخبار

بیش از سه سال از آغار بهار عربی می گذرد، طوفانی که تمام منطقه را به کلی فرا گرفت اما آنچه که از توجه کارشناسان سیاسی به دور ماند کشمکش های مرزی است؟

این روزها از شرق تا خاورمیانه و تا خلیج فارس اسلحه و مهمات، گروه های شبه نظامی، یگان های ویژه، قاچاقچی ها و هر دزدی می تواند به راحتی مرزهای بین کشورها را در نوردد.

این درگیری ها و نزاع های مرزی در یمن، لیبی، مصر، لبنان و عراق بیش از هر عامل دیگری امنیت و استقرار و دموکراسی را به خطر می اندازد.

می توان از زاویه ایی دیگر این ماجرا را تحلیل و بررسی نمود. اگر مرزهای بین المللی قابل اعتمادی به وجود نیاید یک دولت مقتدر به وجود نخواهد آمد و اگر دولت نداشته باشید موسسات مدنی تاسیس نخواهد شد و اگر موسسات مدنی نتوان تشکیل داد درنتیجه یک حکومت منتخب مردمی به وجود نخواهد آمد.

دولتمردان ابله غربی که فکر می کردند با تهاجم نظامی به افغانستان، عراق و لیبی و بعدها به سوریه((دموکراسی)) را به ملت های این کشورها به ارمغان بیاورند، مهم ترین عناصر تشکیل یک دولت - ملت را به بوته فراموشی سپردند و آن چیزی جز تمامیت ارضی نمی باشد. اگر نیروهای یک کشور خارجی حرمت مرزهای بین المللی یک کشور دیگر را به بهانه مبارزه با استبداد و دیکتاتوری زیر پای گذارد، در واقع روح و بنیان آن دولت را نابود خواهد کرد.

اگر این واقعه تلخ روی دهد ما با یک تراژدی بنام((دولت ناکام و شکست خورده)) همانند آنچه که در سومالی رخ داد مواجه خواهیم شد، که فقط یک قانون اساسی و ارتش پوشالی خواهند داشت.

من به تلاش سیاستمداران لبنانی که قصد دارند کابینه دولت را پس از ماه ها تاخیر تشکیل دهند درحالیکه گروهک های تروریستی که فقط تا بیروت چند کلیومتر فاصله دارند مرزهای رسمی این کشور را نقض می کنند، به شدت می خندم.

من وقتی چشمم به نام اپوزیسیون دست نشانده سوری می خورد تعجب می کنم زیرا آنها قادر نیستند حتی کنترل یک اینچ از خاک سوریه را در دست داشته باشند و یا گاهی که دول غربی از دموکراسی در کشورهایی که دچار بهار عربی شدند دفاع می کنند از خود می پرسم آنها چگونه از استقرار دموکراسی در این کشورها پشتیبانی می کنند اما تروریست ها در مرزهای اینگونه کشورها به شرارت می پردازند؟

از این رو است که عموم ملت های عرب به خوبی دریافته اند که ارتش های ملی در کشورهایشان تنها موسسه ایی است که می تواند وظایف خویش را به خوبی انجام دهد و ضامن بقای دولت و قانون اساسی و مانع از سقوط کشور در هرج و مرج باشد.

سوریه و مصر در این راستا گام برداشتند و ارتش های قدرتمندی را تشکیل دادند ولی عراق، یمن و لبنان نتواستند زیرا مسئولین این کشورها نتوانستند یک دولت مرکزی قدرتمند تشکیل دهند و در نتیجه یک ارتش مقتدر به وجود نیامد و طبیعتا مرزهای امنی را هم نخواهند داشت.

فیلد مارشال عبدالفتاح السیسی بعد از این که با یک کودتای نظامی دولت منتخب را ساقط کرد متوجه گردید که ناامنی و بی قانونی در شبه جزیره سینا و دعوت های مبلغین وهابی برای به اطلاح جهاد در سوریه و لیبی عنقریب مصر را نیز به نابودی خواهد کشید.

زمانی که رئیس جمهور سوریه، بشار الاسد خواستار تقویت تلاش ها برای نابودی تروریسم شد در واقع به طور ضمنی از روسیه، ایران و حزب الله دعوت کرد که امنیت را در مرزهای خود به طوری جدی افزایش دهند.

من در جایگاهی نیستم که حکام عرب را دیکتاتور بنامم شاید هم آنان حکمرانانی مستبد و ستمگر باشند اما هرچه باشند آخرین سنگر دفاع از بنیان دولت - ملت می باشند.

مرزهای پرمنفذ مشروعیت هر حکومت مرکزی را در طول زمان زیر سوال خواهد برد و ایجاد مناطق مرزی ناامن تمامیت ارضی اینگونه کشورها را خدشه دار خواهد کرد.

بله، عدم وجود یک دولت مرکزی مقتدر بزرگ ترین خطر برای((دموکراسی)) به حساب می آید.

ناامنی در مرزها: خطری برای امنیت بین الملل

چندی پیش که در مورد دخالت نظامی در سوریه مشغول به نوشتن مقاله ایی بودم به سخنانی از هنری کسینجر، وزیر امور خارجه اسبق ایالات متحده آمریکا برخوردم که می گفت: در غیاب یک مفهوم واقع گرای استراتژیک، نظم جهانی حاصل از این پدیده مرزهای بین المللی را نابود خواهد کرد و باعثبه وجود آمدن نزاع های سرزمینب و منطقه ایی خواهد گشت.

کسینجر در واقع با طرح این سخن قصد دارد بگوید که دخالت های بی پایان نظامی آمریکا که به بهانه مسائل انسانی رخ می دهد نظم جهانی که بعد از معاهده(وست فالیا) که در قرن ۱۷ میلادی در اروپا منعقد شد را زیر پای نمی گذارد.

نظام حاصل از معاهده(وست فالیا) ارتش های اروپایی را از اینکه عقاید مذهبی خویش را به یکدیگر تحمیل کنند بر حذر می داشت و این امر اولین سنگ بنای دولت - ملت در معنای مدرن آن را پایه گذاری کرد.

ایجاد دولت - ملت ها دو عنصر حیاتی را با خود به همراه دارد:

یک. سیادت ملی

دولتمردان غربی زمانی که از تریبون های تبلیغاتی خود خواستار خروج معمرقذافی یا کناره گیری بشار الاسد شدند در حقیقت سیادت ملی آن کشورها را زیر سوال بردند زیرا این ملت ها هستند که می بایست طی یک رفراندام آزاد رژیم سیاسی و رهبران آن را مشخص نمایند.

دو. تمامیت ارضی

تمامیت ارضی جز لاینفک قوانین و روابط بین الملل می باشد. دیگر کشورها نمی توانند با قوه قهریه مرزهایی که به رسمیت شناخته شده است را تغیر دهند. اما امروزه کشورهای غربی و در راس آنان ایالات متحده آمریکا با مطرح کردن موضوعات بشردوستانه سعی بر تغییر ثغور بین المللی در جهت تامین منافع نامشروع خویش هستند.

خرابکاری = جهاد

همزمان که دول غربی با دخالت نظامی خود در خاورمیانه روح دموکراسی را می کشند، جنگ تبلیغاتی، خرابکاری، و فتنه انگیزی نیز دموکراسی را نابود می کند.

به عنوان مثال جمهوری اسلامی ایران با بهره گیری از یک قانون اساسی مدرن می بایست یک کشور ثروتمند و شکوفا می شد اما به علت جنگ روانی، جنگ تبلیغاتی و تحریم های اقتصادی قادر نشده است استعدادهای نهفته خود را بالفعل نماید.

در این میان سلفی های جهادی به صورت طبیعی هرگاه که خلاء قدرتی را در نقطه ایی از جهان احساس کنند برای به دست گرفتن قدرت و برپایی قانون شریعه دست به هرکاری می زنند و سوریه ودیگر کشورها از این امر مستثنی نمی باشد.

این روزها عناصر جهادی از چچن، لیبی، تونس، مصر و عربستان سعودی برای جهاد به سوی منطقه قلمون در سوریه، صحرای سیناء در مصر یا استان انبار در عراق روانه شده اند تا رویای تشکیل خلافت اسلامی شان را محقق سازند.

ما در محاصره کشورهای عضو همکاری شورای خلیج فارس که توسط دول غربی و ترکیه حمایت می شوند و خواهان تغییر نظام های سیاسی مخالف خویش هستند و تروریست های جهادی دست پرورده شان در آمده ایم.

بله من خواهان تاسیس یک دولت مردم سالار هستم که بتواند عدل و داد را در جامعه جاری سازد اما در ابتدا باید یک ارتش قوی و سیاستمدارانی شریف داشته باشیم که بتوانند امنیت مرزهای ما را برقرار سازند.

دموکراسی…فعلا فراموشش کنید!!!

ترجمه شده توسط سایت خبریمسلم پرس