زمان حضرت رسول اکرم(ص) لباس ایشان لباس عامه مردم بود، به‌طوری که اگر کسی وارد مسجد می‌شد و ایشان را نمی‌شناخت از لباس نمی‌توانست ایشان را بشناسد؛ در حال حاضر هم اگر کسی بخواهد لباس رسول الله(ص) را به تن کند، باید لباس عامه مردم را بپوشد. در حالی‌که لباس روحانیت به نوعی تمایز گذاشتن بین روحانی و غیر روحانی است، و همین مسئله باعث می‌شود بسیاری از شئون روحانیت (به عنوان جانشین رسول الله) بر زمین بماند. به علاوه؛ پوشیدن لباس شهرت هنگام نماز حرام است و در حال حاضر لباس روحانیت شهرت است و نماز خواندن با لباس روحانیت اشکال دارد؛ به همین دلیل هم نماز خواندن پشت سر روحانی ملبس جایز نیست.

اصل لباس روحانیت از سه رکن اصلی؛ یعنی عمامه، قبا و عبا تشکیل شده است. چنین پوشش‌هایی در زمان پیامبر(ص) و امامان(ع) سابقه داشته و آن بزرگواران نیز از این لباس‌ها استفاده کرده و در مواردی به آنها توصیه نموده‌اند. البته این لباس در امتداد تاریخ تغییر کرده و به شکل‌هاى گوناگون درآمده ‏است.

در صدر اسلام عمامه، عبا و قبا، مختص دانشمندان دینی نبود و عموم جامعه از آن استفاده می‌کردند و لباس دانشمندان و دیگر مردم تفاوتی با هم نداشت، اما بعدها به تدریج - و احتمالاً به دستور ابویوسف قاضی- این لباس به عنوان علامت و نشانه‌ای برای دانشمندان اسلامی به شمار آمد.

بر این اساس؛ لباس روحانیت یک نماد است. این نماد وابسته به یک ایده و رسالت و فرهنگ خاص دینی است. پس از رحلت آخرین پیامبر و غیبت آخرین وصی او( امام عصر) لازم است گروهی به صورت تخصصی وجود داشته باشند تا وظیفه سنگین تبیین مفاهیم دینی را بر عهده گیرند، با این وجود، پوشیدن این لباس به عنوان شرط لازم تخصص در دین نیست، بلکه امروزه لباس روحانیت و طلبگی دارای نمود مشخصی در جامعه است و اجمالاً شباهت‌های بسیاری با لباس پیامبر و امامان دارد که مشاهده آن، انسان را ناخودآگاه به فضای آن زمان خواهد برد.

از طرفی با توجه به افراد زیادی که از چنین لباسی استفاده می‌کنند و معرفی این لباس به عنوان لباس علمای دین، نمی‌توان آن‌را لباس شهرت دانست، با این وصف، همان‌گونه که مثلاً لباس نیروهای مسلح لباس شهرت محسوب نمی‌شود، لباس روحانیت، نمادی است که دارندگان آن خود را ملتزم به تحقیق در مبانی دینی و عمل به آن و نیز آشناکردن جامعه با اسلام دانسته و همین امر برای ارزشمند بودن چنین لباسی کافی است.