«فقر در قرن ما با قرن‌های گذشته تفاوت دارد. فقر دیگر مانند گذشته نتیجه کمبودهای طبیعی نیست بلکه نتیجه یک سری اولویت‌هایی است که ثروتمندان بر دیگر مردم جهان تحمیل کرده‌اند. در نتیجه، فقرای دوران معاصر مورد ترحم واقع نمی‌شوند بلکه همانند زباله نادیده انگاشته می‌شوند.»
جان برگر جورج ازبورن، وزیر دارایی انگلیس به تازگی پیش نویس هزینه‌های دولتی سال ۱۶-۲۰۱۵ را اعلام کرده است. در این پیش نویست، وی وضعیت وخیم اقتصادی پیش روی نظام سرمایه داری انگلیس را نادیده می‌گیرد و در مقابل به جنگ خود علیه فقرای جامعه این کشور ادامه داده و از کاهش بودجه گسترده‌تر خدمات اجتماعی خبر می‌دهد. یکی از اقدامات پیشنهادی ازبورن، اجبار افراد بیکار به این است که حتی قبل از تقاضا برای دریافت حقوق بیکاری، ۷ روز صبر کنند. در این بازه زمانی، بدون تردید افراد سختی بیشتری خواهند کشید و لاغرتر می‌شوند. دولت نمی‌گوید که چگونه این دسته از افراد بدون هیچ گونه درآمدی به زندگی خود ادامه دهند. ازبورن به روشی ریاکارانه و اورولی می‌گوید، هدف از این برنامه این است که «به مردم کمک شود مجبور به دریافت مزایای بیکاری نشده و همچنین به آنهایی که حقوق بیکاری دریافت می‌کنند کمک شود که هر چه زودتر دوباره شغلی به دست بیاورند.» اقدام پیشنهادی دیگر که علنا حاکی از وجود عناصر نژادپرست در جامعه انگلیس است، این است که متقاضیان حقوق بیکاری که زبان انگلیسی ضعیفی دارند، باید به منظور دریافت اینگونه مزایا زبان خود را تقویت کنند. هزینه خدمات رفاهی و اجتماعی در انگلیس قرار است بیش از این کاهش پیدا کند و به موجب آن دولت خواهد توانست شرایط برای دریاف مزایای مسکن و مستمری مربوط به از کار افتادگی را محدود کند. این بسته کاهش خدمات رفاهی باعث می‌شود دولت تنها ۴۲۵ میلیون پوند پس انداز کند و این در حالی است که دولت میلیونرها در انگلیس در مقابل ۳۰ میلیارد پوند فرار مالیاتی شرکت‌ها و سازمان‌های بزرگ بیکار نشسته است. کاهش هزینه‌های رفاهی دولت میلیونرها میلیون‌ها تن دیگر را به فقر و بدبختی خواهد کشاند و در مقابل شکاف طبقاتی در جامعه انگلیس با همان شدت در حال افزایش است. افراد فوق ثروتمند که یک درصد جامعه را تشکیل می‌دهند از کاهش میزان مالیات شرکت‌ها و مالیات بر در آمد منعفت خواهند برد. منافع و سودهای غیر مشروع آنها در بیشتر موارد به یکی از چندین و چند مامن مالیاتی موجود در شهر لندن فرستاده خواهد شد. ازبورن می‌خواهد ما باور کنیم که سرمایه داران در بخش خصوصی که روی میلیاردها وجه نقد خرج نشده نشسته‌اند و حاضر به سرمایه گذاری در اقتصاد نیستند، انگلیس را از بحران اقتصادی که خود به ایجاد آن کمک کردند، بیرون خواهند کشید. در عین حال، صحبت‌هایی وجود دارد که مارک کارنی، رئیس جدید بانک انگلیس ممکن است از طریق سیاست تسهیل کمی، وجوه رفاهی بیشتری به ثروتمندان پرداخت کند. پرداخت پول بیشتر با نرخ سود صفر درصد به افراد فوق ثروتمند تنها منجر به این خواهد شد بازار سهام باز هم به صورت کاذب اوج بگیرد. اقتصاد واقعی و طبقه کارگر از این اعانه‌هایی که به فوق ثروتمندان ارزانی داده می‌شود، سودی نخواهند برد. دولت ائتلافی محافظه کاران و لیبرال‌ها جنگی شریرانه را علیه طبقه کارگر آغاز کرده است. این شعار که کاهش هزینه‌های رفاهی برای کم کردن کسری بودجه و پایان دادن به رکود اقتصادی امری ضروری است، با زهری روزانه توسط رسانه‌ صنفی بی‌بی‌سی و گروه‌های فزاینده‌ای از مردم به صورت طوطی وار در حال تکرار شدن است؛ گروه‌هایی که به طور کامل توسط این هجمه تبلیغاتی متحجرانه شست و شوی مغزی داده شده‌اند. نباید هرگز فراموش کنیم که بحران جاری اقتصاد در جهان بواسط قمار عجولانه بانک‌ها و دیگر کیمیاگران مالی بوجود آمد؛ نهادهایی که اعتقاد داشتند از طریق تجارت در ابزار مشتقه اقتصادی (derivatives) ، وام با تعهد وثیقه و وام‌های درجه دو راهی به ثروت بیکران پیدا کرده‌اند. همانطور که مروین کینگ می‌گوید «این بحران نظام بانکی بود که ما به آن اجازه رشد و نمو دادیم.» رهبران حزب کارگر باید به مشکلات و مصائب میلیون‌ها فقیر در انگلیس توجه کرده و وارد بازی دیوید کمرون در سرزنش فقرا برای جنایاتی که طبقه ثروتمند انجام داده، نشوند. این به اصطلاح «مفت خوران خدمات رفاهی» در انگلیس، همان قشر عادی و کارگر است که توسط یک دولت بی‌رحم و بی‌اعتنا جان به لبشان رسیده است؛ دولتی که چشمان خود را به روی موج جنایت که تمام شهر لندن را در بر گرفته، بسته است. جای تعجب نیست که رسانه‌های جریان اصلی حاضر نیستند در این رابطه حقیقت را بگویند و در مقابل این موج جنایت و کلاهبرداری را یک سری «رسوایی‌های» بدون قربانی توصیف می‌کنند. رسوایی مربوط به نرخ بهره استقراض بین بانکی لندن موسوم به لیبور یک نمونه بارز از تقلب و کلاهبرادی بانک‌های بزرگ مانند بارکلیز و آر‌بی‌اس بود. بارکلیز ۴۰۰ میلیون دلار جریمه به دولت امریکا پرداخت کرد و این در حالی است که بانکدارانی که مرتکب این کلاهبرداری بزرگ شده بودند، از مجازات و حبس فرار کردند. آیا هیچ یک از بانکداران بانک آر‌بی‌اس برای این کلاهبرداری چند تریلیون دلاری حتی با یک مجازات کیفری روبرو شدند؟ بعد از آن بانک اچ‌اس‌بی‌سی (HSBC) را داریم که برای باند قاچاق مواد مخدر مکزیک دست به پولشویی زد؛ باندی که دست اعضای آن به خون هزاران نفر آلوده است. بانکداران اچ‌اس‌بی‌سی به دولت امریکا جریمه‌پرداخت کردند ولی با هیچ اتهام کیفری روبرو نشدند. بانک استاندارد چارترد، واقع در لندن نیز سال گذشته میلادی به دلیل پولشویی، به مقامات امریکا جریمه پرداخت کرد. چرا هیچ بانکداری با حتی یک اتهام کیفری روبرو نشد؟ بالاتر از همه اینها رسوایی مربوط به بیمه تضمین پرداخت است که طی آن ۳۴ میلیون بیمه نامه توسط بانک‌های انگلیس و گروه‌های ساختمان سازی به صورت غیرقانونی فروخته شد. مردم پول‌های خود را پس گرفتند اما چرا هیچ اتهام کیفری علیه کسانی که دست به این کلاهبرداری گسترده زده بودند، مطرح نشده است؟ موج جنایت فوق ثروتمندان در موازات کامل با رنج و عذاب میلیون‌ها کارگری قرار دارد که تنها «جرم» آنها فقیر بودن در جامعه‌ای است که روز به روز بیشتر در قبال فقرا بی‌گذشت می‌شود. شخصی به نام مایکل را تصور کنید که اخیرا در یک سوپرمارکت محلی شغل خود را از دست داده است. این سوپرمارکت که همانند دیگر سوپرمارکت‌ها از چرداخت مالیات فرار می‌کند، مایکل را به علت به اصطلاح «سوء رفتار» اخراج کرد. اکنون این جوان ۲۰ ساله «تحت مجازات» قرار گرفته و برای سه ماه هیچ حقوق بیکاری دریافت نخواهد کرد! وی چگونه خواهد توانست برای سه ماه امرار معاش کند؟ فردی به نام جان را در نظر بگیرید که سرپرست خانواده‌ای ۴ نفره است و به دلیل بیماری آرتروز و درد شدید ِروزانه ناچار شده که شغل خود را به عنوان کارگر ساختمانی رها کند. حقوق بیکاری وی به طور مکرر کاهش پیدا می‌کند و در عین حال باید ۵۰۰ پوند آماده کند تا مالیات شورای شهر را پرداخت کند. جان می‌گوید مجبور خواهد شد که به دلیل کاهش گسترده خدمات مسکن، یک خانه دیگر پیدا کند. وی نگران است نتواند برای خانواده خود خوراک فراهم کند. جین را در نظر بگیرید که به یک بیماری عضلانی حاد شونده مبتلاست که در نهایت روزی منجر به این خواهد شد که وی روی صندلی چرخدار بنشیند. جین باید به فرزندان خود توضیح دهد که چرا یخچال خانه خالی از خوراک است و در عین حال وی باید برای پرداخت مالیات‌های مختلف تقلا کند. لفتی ۱۹ ساله را در نظر بگیرید که به دلیل عدم پرداخت ۸۰۰ پوند اجاره‌های عقب افتاده‌اش که ناشی از کاهش خدمات مسکن است، باید آپارتمان خود را تخلیه کند. وی از شورای شهر محل سکونت خود نامه‌های پرخاشگرانه‌ای را برای پرداخت مالیات شورای شهر و مالیات اتاق خواب دریافت کرده است. (مالیات اتاق خواب در انگلیس اصطلاحا به سازوکاری می‌گویند که فرد بابت هر اتاق خواب اضافی در خانه‌اش، از میزانی از مزایای مسکن محروم می‌شود.) وی در صورت بیرون شدن از منزلش، کجا را دارد که برود؟ بانک‌هایی که علنا نقششان در کمک به باندهای جنایتکار قاچاق مواد مخدر، پولشویی برای رژیم‌های سرکوبگر و دست داشتن در اقدامات متقلبانه لو رفته است، از سوی ظابطین با جریمه و اخطار روبرو شدند که این مجازات ِ سبک بیشتر به تنبیهی کودکانه شباهت دارد. از ترس اینکه مبادا معیارهای دوگانه و ماهیت ریاکارانه جنگ ثروتمدان علیه فقرا در انگلیس فاش شود، هیچ پیگرد کیفری صورت نگرفت و حتی اشاره‌ای به رفتار مجرمانه بانکداران نشد. سیاستمداران از تمام طیف‌ها در انگلیس در چنگال و کنترل بانکداران هستند؛ بانکدارانی که به فعالیت‌های انگلی خود با علم به اینکه هیچ چیز جلودار آنها در ویران کردن زندگی میلیون‌ها انسان نخواهد بود، ادامه می‌دهند؛ بانکدارانی که رفتار و فعالیت‌هایشان از سوی اکثریت مطلق مردم این کره خاکی مجرمانه قلمداد می‌شوند و نه تنها آنقدر بزرگ هستند که هرگز ورشکست نخواهند شد، بلکه آنقدر بزرگ هستند که هرگز به زندان نیز نخواهند رفت.