آنها امروز با به خلسه کشاندن انسان ها و بی تفاوت کردن آنها نسبت به امور حیرت آور و فرو بردن آنها به جهل مرکب، همچنان زندگی را یک شوخی معرفی کنند که انسان نباید آن را جدی بگیرد.به گزارشMuslimPress؛ «شادی مفهومی است که در ذهن هر فردی حالت خاصی دارد که برخی با خنده آن را تعریف می کنند و بعضی یک حالت درونی خاص و …. اما باید گفت شادی حالت روحی است که در نتیجه حس رضایت مندی ایجاد می شود یعنی یک حس پیروزی و رضایت مندی از زندگی که نتیجه این حالت، شادی است. به همین دلیل باید نوع نگاه به زندگی را مورد دقت قرار دهیم که آیا در زندگی امروز ما رضایت مندی وجود دارد یا خیر.» این جملات بخشی از سخنانحجت الاسلام رسول حسن زاده،نایب رییس موسسه علمی معنوی بهداشت معنوی در خصوص شادی در زندگی و تاثیر آن بر سبک زندگی است؛ مشروح گفتگوی ما را با این استاد حوزه و دانشگاه و مولف کتاب " نگاهی متفاوت به افکار نیل دونالد " می خوانید:

شادی چه تعریفی دارد و چگونه می توان آن را در روند زندگی ایجاد کرد؟

شادی یک عنصر مورد نیاز جامعه جهانی و بشریت امروز است و عده ای این نیاز فطری و روحی انسان را به طرق مختلف غارت کرده اند که در دوره مدرنیته شاهد این چپاول هستیم. در حقیقت شادی امری است فطری که انسان با آن به دنیا آمده است.

شادی مفهومی است که در ذهن هر فردی حالت خاصی دارد که برخی با خنده آن را تعریف می کنند و بعضی یک حالت درونی خاص و …. اما باید گفت شادی حالت روحی است که در نتیجه حس رضایت مندی ایجاد می شود یعنی یک حس پیروزی و رضایت مندی از زندگی که نتیجه این حالت، شادی است. به همین دلیل باید نوع نگاه به زندگی را مورد دقت قرار دهیم که آیا در زندگی امروز ما رضایت مندی وجود دارد یا خیر.

این مسئله مستند هم دارد: «قُلْ بِفَضْلِ اللّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِکَ فَلْیَفْرَحُواْ هُوَ خَیْرٌ مِّمَّا یَجْمَعُونَ»؛ بگو به فضل خدا و رحمت او شادمان شوند، زیرا این دو از هر چه می اندوزند بهتر است.(آیه ۵۸ سوره یونس)

بنابراین، شادی یکی از مصایق رحمت الهی است که خداوند می فرماید تنها به فضل خداست که باید انسان ها خوشحال شوند که این نوع شادی از همه آنچه جمع می شود بهتر است.

بنابراین شادی در دین باید از اهمیت و جایگاه خاصی برخوردار باشد، آیا در حقیقت این طور است؟

بله، دقیقا؛ شادی در دین مطلوبیت دارد و ممدوح است و ما نمی توانیم شادی را انکار کنیم و برچسبی که جنبش های نوپدید مبنی بر اینکه ادیان مخالف شادی هستند، ادعای کاذبی بیش نیست و آیات قرآنی داریم که این ادعا را رد می کند، از جمله: «وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ مُّسْفِرَةٌ» * «ضَاحِکَةٌ مُّسْتَبْشِرَةٌ»؛ «در آن روز چهره ‏هایى درخشانند* خندان و شادانند»(آیات ۳۸ و ۳۹ سوره عبس)

در واقع غایت دین شادی است که انسان را به مکانی به نام بهشت می رساند. بنابراین، شادی امری فطری و اولیه است که خدا در انسان قرار داده و حزن را از او گرفته است که آیه قرآن به این مطلب اشاره دارد: «قالوا الحمدالله الذی اذهب حزن»

اما شادی ارتباط مستقیم با ارزش های دینی و باورهای ما دارد یعنی دین آن را ارزش گذاری کرده است.

متاسفانه امروز ارزش گذاری شادی امری است که در سبک زندگی ما مغفول مانده و از این فرصت عرفان های کاذب سوء استفاده کرده و ظلم بزرگی را نسبت به انسان مرتکب می شوند. در این میان باید توجه داشت یکی از عواملی که شادی و حس رضایت را از زندگی انسان می رُباید، و موجب می شود غبار حزن بر دل او بنشیند، احساس عدم رضایت مندی است.

این حس عدم رضایت مندی چگونه حاصل می شود و چگونه سبک زندگی را تحت الشعاع خود قرار می دهد؟

مهم ترین مساله ای که احساس رضایت مندی را در فرد به وجود می آورد، آن است که واقعیت زندگی را بپذیریم و با فلسفه آن مشکلی نداشته باشیم. اما متاسفانه یکی از اتفاقاتی که در دوره مدرنیته به وقوع پیوست، به چالش کشیدن فلسفه زندگی بود و انسان ها در نتیجه آن دچار تردید شده و از اینکه چرا به دنیا آمده اند و فلسفه زندگی چیست، سوال پرسیدند و به تدریج با بحران هویت و حیران و سرگشتگی روبه رو شدند در نتیجه آمار خودکشی در غرب بالا رفت و این نتیجه القائات فلسفه مدرن و گرفتن حس رضایت مندی از زندگی بود. در همین راستا جنبش های نوپدید نیز با دامن زدن به این مساله افراد را دچار بحران های شدیدتری کردند.

چگونه؟

یکی از ادعاهای عرفان های کاذب و جنبش های نوپدید این است که می توانند شادی را به زندگی انسان باز گردانند. آنها با برگزاری کلاس های خاص و چاپ کتاب های متعدد، ظلم بزرگی به انسان کردند. القاء این موضوع که زندگی یک شوخی بیش نیست و نباید زندگی را جدی گرفت. آنها امروز با به خلسه کشاندن انسان ها و بی تفاوت کردن آنها نسبت به امور حیرت آور و فرو بردن آنها به جهل مرکب، همچنان زندگی را یک شوخی معرفی کنند که انسان نباید آن را جدی بگیرد و با خنده و رقص و آواز و … باید شاد باشد!

در این راستا جنبش های نوپدید و عرفان های کاذب پول بسیاری به جیب زده و از این احساس نیاز مردم سوء استفاده کرده و با رونق بخشیدن به بازار کلاس ها و چاپ کتاب های خود، وضع اقتصادی خاصی برای خود رقم زدند. مثلا اوشو رهبر عرفان اوشویی می گوید منظور من از خنده همان رقص است و تفاوت انسان با حیوانات در همین است. اگر به معبد رفتید و خیلی جدی شدید، بدانید معبد را اشتباه گرفته اید و تنها برای لذت و شادی و رقص باید به معبد رفت.

بنابراین، شادی نتیجه رضایت از زندگی است و در بستر زندگی اتفاق می افتد. در روایات وارد شده فردی به نزد امام صادق(ع) مراجعه کرد و از حل شدن مشکل چند ساله خود خبر داد و از ایشان خواست که بفرماید پاسخ کدامیک از دعاها و اذکار خود را گرفته است که امام(ع) به او فرمودند: «آن عمل تو که واسطه عدم جدایی یک زن و شوهر شدی و در نتیجه آن لبخند رضایتی بر لبان فرزند آنها نقش بست، موجب شادی دل تو و حل شدن مشکل ات شد نه اذکاری که قرائت کردی.»

بنابراین، شادی در بستر زندگی و در راستای انجام کارهای نیک اتفاق می افتد. در همین زمینه امام صادق(ع) می فرمایند: «شادی در سه زمان به دست می آید؛ یک آنکه انسان اهل وفا باشد دوم آنکه حقوق دیگران را رعایت کند و سوم در برابر سختی ها پایداری کند.»(تحف العقول، ص ۳۲۳)

منبع: شبستان