همواره وضعیت حقوق بشر و ابعاد گوناگون آن در کشور های مختلف اسلامی مورد توجه نهادهای مختلف حقوق بشری، ناظران حقوق بشر و دیگر نهاد های انسانی بوده است. ابعادی مثل: توجه به حقوق شهروندی، حقوق اقلیت های مذهبی، برابری در توجه حاکمیت، عدم اعمال خشونت های اجتماعی، محترم شمردن افراد جامعه و…، اما با وجود تدابیری که در اجرای حقوق بشر در دنیا اعمال شده است و نظارت هایی از طرف نهادهای حقوق بشری انجام می شود. همچنان شاهد نقض حقوق بشر در بعضی از کشورهای پیشرفته و جهان سوم هستیم.

اختصاصیمسلم پرس/ همواره وضعیت حقوق بشر و ابعاد گوناگون آن در کشور های مختلف اسلامی مورد توجه نهادهای مختلف حقوق بشری، ناظران حقوق بشر و دیگر نهاد های انسانی بوده است. ابعادی مثل: توجه به حقوق شهروندی، حقوق اقلیت های مذهبی، برابری در توجه حاکمیت، عدم اعمال خشونت های اجتماعی، محترم شمردن افراد جامعه و…، اما با وجود تدابیری که در اجرای حقوق بشر در دنیا اعمال شده است و نظارت هایی از طرف نهادهای حقوق بشری انجام می شود. همچنان شاهد نقض حقوق بشر در بعضی از کشورهای پیشرفته و جهان سوم هستیم.موسسه آمریکایی «فریدم هاوس» در نموداری به وضعیت حقوق بشر منطقه‌ای جهان پرداخت که در این طبقه بندی کشورهای شورای خلیج فارس با نموداری به رنگ قرمز و رتبه ۵.۹۲ بدترین وضعیت حقوق بشر در جهان را در این رده‌بندی کسب کردند.کشورهای همکاری کشورهای خلیج فارس که[شورای همکاری خلیج فارس(GCC)] نیز نامیده می‌شود، ائتلاف کشورهای حاشیه خلیج فارس و کشورهای عرب منطقه است. ۶ کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس شامل عربستان سعودی، بحرین، امارات متحده عربی، قطر، عمان، کویت هستند.اندیشکده " فریدم هاوس " در تحلیلی نوشت: در حالی که کشورهای حاشیه خلیج فارس مدعی حفظ ثبات در خاورمیانه هستند اما تعاریف آن‌ها از ثبات سطحی بوده و بر اساس سرکوب مخالفان، سختگیری بر بانوان و اقلیت‌ها و انحصار طلبی سیاسی از سوی حاکمان سلسله‌ای از آن جمله هستند.فریدم‌هاوس در خاتمه نوشت: اگر آمریکا در واقع خواهان امنیت کشورهای حاشیه خلیج فارس است باید علاوه بر ضمانت‌های نظامی از آن‌ها بخواهند تا اجرای بهتری را از حقوق سیاسی و آزادی شهروندان به اجرا گذارند.

نگاهی به وضعیت حقوق بشری شیعیان عربستان سعودیعربستان سعودی با ۲,۴۰۰, ۰۰۰ کیلومتر مربع مساحت، بزرگترین کشور غرب آسیا(خاورمیانه) است. این کشور که بخش عمده شبه جزیره عربستان را در بر گرفته ‌است، از شمال با عراق، اردن و کویت، از سوی شرق با امارات متحد ه عربی، قطر و خلیج فارس، از جنوب شرقی با عمان، از سوی جنوب با یمن و از سوی غرب با دریای سرخ هم ‌مرز است. جایگاه‌های مهم دینی مسلمانان هم‌چون کعبه، مسجد پیامبر و آرامگاه پیامبر اسلام در این کشور جای دارد. همچنین دومین کشور بزرگ عرب‌نشین(از نظر مساحت) پس از الجزایر است. این کشور بیش از ۲۷ میلیون جمعیت دارد که ۱۶ یا ۱۸ میلیون آن‌ها(به استناد ویکیپدیا) شهروند این کشور و بقیه از اتباع خارجی هستند.کشور عربستان‌ سعودی متشکل از ۱۳ استان می‏ باشد:۱. باحه۲. مرزهای شمالی۳. جوف۴. مدینه۵. قصیم۶. ریاض۷. منطقه شرقی۸. عسیر۹. حائل۱۰. جیزان۱۱. مکه۱۲. نجران۱۳. تبوک

اسلام وهابی یکی از جنبه‏ های اصلی زندگی در جامعه ‏ی عربستان و تنها دین رسمی آن کشور است. مذاهب دیگر اهل ‏تسنن و مذهب شیعه نیز در عربستان رواج دارد. لازم به ذکر است که ارزش‏های دینی در عربستان سعودی، فرهنگ و سیاست را تحت تاثیر قرار می‏دهد.

وضعیت و تاریخ شیعیان در عربستاندر حال حاضر، منابع مختلف، جمعیت شیعیان عربستان را بین ۱۰ تا ۱۵ درصد جمعیت کل این کشور، تخمین می‌زنند. حضور شیعیان در عربستان به قرن اول هجری، یعنی زمانی که شیعیانِ علی(ع)، جانشینی پیامبر توسط ابوبکر را رد کردند، بازمی‌گردد.اکثریت شیعیان عربستان، شیعه دوازده امامی هستند که بیشتر در منطقه الشرقیه، یا همان استان شرقی زندگی می‌کنند.استان شرقی، استانی است که شیعیان به لحاظ جمعیتی اکثریت غالب را تشکیل داده و از نظر اقتصادی، بزرگ‌ترین منطقه نفتی با گسترده‌ترین تأسیسات پالایش نفت و محصولات متعدد کشاورزی در عربستان می‌باشد. درحالی‌که تعداد کمی از شیعیان در دمام، مرکز استان شرقی، ساکن هستند، اکثریت قریب به اتفاق آنها در شهرها و روستاهای بین دو واحه بزرگقطیف و حساء زندگی می‌کنند.استان " القطیف " که در ساحل شرقی کشور عربستان قرار دارد، دارای ۵۰۰۰ سال تاریخ و تمدن است و نمونه‏ ای از همزیستی مسالمت آمیز شیعیان و برادران اهل‏ تسنن به شمار می‏ رود. القطیف تعدادی از شهرها، شهرک ‏ها و روستاها را در برمی گیرد و از برجسته‏ ترین استان‏ های عربستان از حیثتنوع قومی و مذهبی به حساب می ‏آید.درگذشته ه‏ای نه چندان دور منطقه " القطیف " از سه شهر اصلی و بیش از ۱۷ روستای مختلف تشکیل شده بود که این روستاها برخی به شیعیان و برخی دیگر به سنی‏ ها اختصاص داشت. همچنین عمده ساکنان آن را افراد قبیله «بنی خالد» تشکیل می ‏دهند که «البحار، الفلاح، القطاعی» از جمله آنهاست. در دیگر روستاها نیز افراد اهل سنت از هر فرقه و گروه زندگی می‏ کنند که «الطواش، الحضری، البدوی، شافعی، مالکی، حنبلی و حنفی» را می‏ توان نام برد. که در کنار برادران مسلمان خود زندگی می‏ کنند. به گفته بسیاری از پژوهشگران و ساکنان اصیل و قدیمیِ این منطقه، در طول تاریخ در این منطقه هیچ گونه حرکت نژادپرستانه و متعصبانه از سوی یک گروه بر ضد گروه دیگری مشاهده نشده، بلکه مردم آن دست در دست یکدیگر جامعه خود را ساخته و به یک دیدگاه فکری واحد که همانا همزیستی مسالمت آمیز است، دست یافته اند.در خصوص شیعیان این منطقه باید گفت که در واقع شیعیان عرب در اصل به دو بخش تقسیم می ‏شوند که یک بخش به قبایل عرب اصلی قدیم که پیش از اسلام در منطقه سکونت داشتند و قبایل عبدالقیس وقبیله بنوبکربنوائل و بخشی که به اصل و ریشه «بدون» ها که شهرنشین شده و مذهب شیعه را پذیرفتند و از شهرها و مناطق مختلف به خصوص از «نجد» به الاحساء و القطیف آمده بودند و با بقیه ساکنان درهم آمیخته شده بودند و تعصبات خود را کنار گذاشته بودند، تعلق دارند. بیشتر منابع عربی و خارجی براین عقیده اجماع دارند که شیعیان " الاحساء " و " القطیف " از اصل و ریشه عربی هستند و آن ها ساکنان اصلی منطقه، طی قرون طولانی بوده اند.بنابراین شرق عربستان که تراکم جمعیت در آنجا به خاطر آب و هوای بهتر و چاه‏ های نفت بیشتر است کاملا شیعه اثنی عشری(دوازده امامی) هستند[البته به گفته ی برخی منابع]. ضمن اینکه شیعیان اسماعیلی و زیدی در جنوب عربستان اکثریت هستند.(بر پایه ویکیپدیا) ۴ میلیون از جمعیت ۱۸ میلیونی عربستان شیعه(دوازده امامی، زیدی و اسماعیلی) هستند که این مردم علاوه بر شیعه عرب عربستان از جمعیت شیعی کشورهای کویت، قطر، یمن، عمان و امارت متحده عربی نیز می باشند. لازم به ذکر است که عربستان بعد از ایران، عراق و بحرین بزرگترین کشور دارای جمعیت شیعیان است.در سال‏های اخیر تبلیغات زیادی به راه افتاده است که بر مبنای آن شیعیان را غیر عرب نشان دهد. آل سعود مخالفت شیعیان با سیاست‏های حکومت مرکزی را مذهبی جلوه می ‏دهند تا به اغراض سیاسی خود دست یابند. شیعیان در عربستان، همانند ایران، عراق، لبنان و غیره دارای مذهب اثنی عشری هستند و در برخی از موارد به «البحارنه» که نامی است که به بحرین قدیم اطلاق می‏ شود، منسوب می‏ شوند و این موضوع به اصالت و وجود ریشه دار آن ها در این منطقه(عربستان) دلالت می‏ کند. ریشه و نسب شیعه در بحرین و منطقه «الشرقیه» در کشور عربستان یکی است و آن ها به قبایلی تعلق دارند که دارای ریشه عربی و قدیمی هستند که(عبدالقیس) از جمله آن است.هنگامی که آل خلیفه در سال ۱۷۸۳ میلادی بر بحرین تسلط یافت و آن را به اشغال خود درآورد و ساکنان آن را قتل عام و سرکوب کرد، شیعیان مجبور به مهاجرت به الاحساء شدند. «کریستن نیبور» شرق شناسی که در نیمه‏ های قرن هجدهم میلادی در بحرین به سرمی برد در این مورد می‏نویسد: «در بحرین ۳۶۵ قریه(روستا) و شهر وجود داشت، اما پس از اشغال آن توسط آل خلیفه فقط یک شهر بزرگ با برج و بارو و ۴۰ الی ۵۰ قریه که از قتل عام، جان به در برده بودند باقی مانده بود که ساکنان شیعه ی آن دارای وضعیت مناسب و خوبی نبودند.» به عکس در آغاز قرن سیزدهم هجری مهاجرت‏ های زیادی از الاحساء و القطیف به بحرین صورت گرفته است چرا که در آن هنگام وهابی‏ ها بر منطقه شرقی تسلط یافتند.همچنین مهاجرت‏های مشابهی در آن سال(۱۹۱۳) که ملک عبدالعزیز منطقه الشرقیه را اشغال کرد صورت گرفت. البحارنه بدون استثنا برای همه ساکنان منطقه(الاحساء، القطیف و بحرین کنونی) به کار برده می‏شود و ساکنان آن را «بحرانی» می‏گویند. چرا که تقریبا همه البحارنه شیعه هستند، بنابراین کلمه بحرانی با شیعه بودن مترادف شده است و البحرانی در فرهنگ عامیانه منطقه به کسی که شیعه و ساکن منطقه اصلی باشد، اطلاق می‏شود. اما از دیدگاه تحریف شده و نژادپرستانه معنای این را دارد که آنها غیر عرب و بدوی هستند که توانسته‏اند بر منطقه سیطره پیدا کنند.سرزمین بحرین قدیم شامل القطیف، کویت، قطر، امارات و بحرین کنونی می‏شود و تاریخ و تمدن آن به عصر حجر بازمی گردد.

دلایل کمرنگ بودن شیعیان در عربستاندرسال ۱۷۴۴میلادی در پی اتحاد(محمد بن سعود)، حاکم نجد با(محمدابن عبدالوهاب) ایدئولوژی حکومت سعودی شکل گرفت. از آن پس شیعیان استان نفت خیز شرقی عربستان در معرض بی عدالتی‏ ها و رفتار تبعیض آمیز حکومت قرار گرفتند. آنان به عنوان شهروندان درجه دو یا طبقه پایین جامعه محسوب می‏شدند و از حقوق اولیه و مسلم خود محروم شدند.امروزه شیعیان عربستان به نسبت دیگر شیعیان منطقه، از محرومیت بیش‏تری برخوردارند. آنان به جرم شیعه بودن، به گونه‏ های مختلف مورد آزار و اذیت قرار می‏ گیرند. افزون بر این محرومیت ها، حتی در برخی برهه ها، به جان و مالشان نیز تعرض می‏ شده و مفتی‏ های وهابی، حکم ارتداد و قتلشان را صادر می‏کردند. این آزار و اذیت ها، باعثشده شیعیان این کشور تا آن جا که ممکن است، راه تقیه را در پیش گیرند، به ویژه در شهر مکه، شیعیان بدترین وضع ممکن را شاهدند. آنان مجبور بوده ‏اند مراسم مذهبی خود را در خانه ها، دور از انظار و پشت درب های بسته انجام دهند و در محافل عمومی، خود را سنی نشان دهند و این سبک زندگی، باعثشده که آمار دقیق جمعیتی آنان پوشیده بماند. برخی کتاب‏ ها تعداد آن‏ها را در مجموع ۳۰۰ هزار نفر اعلام کرده و بعضی دیگر، تعداد شیعیان امامی را به تنهایی ۲۵۰ هزار نفر برآورده کرده اند. در حال حاضر، شیعیان عربستان حدود ده درصد و به نقلی پانزده درصد جمعیت را تشکیل می‏دهند.

پراکندگی جمعیت شیعیان عربستاندر مورد پراکندگی جغرافیایی شیعیان عربستان، می ‏توان به طور کلی دو منطقه مهم را به عنوان مناطق تمرکز آن ها شناسایی کرد:شیعیانی هستند که در منطقه حجاز(شامل مکه و مدینه) ساکن‏ اند و آن گونه که از روایات برمی آید، از فرقه‏ " زیدیّه " می‏ باشند و قبایل مختلفی را چون قبایل بنوجهم، بنو علی، بعضِ بنی عوف و شیعیان نخاوله تشکیل داده اند.مهم‏ترین این قبایل، قبیله نخاوله می ‏باشند. شمار نخاوله فراوان، و مردان رزمجویی هستند. با این حال مردم شهر، آن ‏ها را تحقیر می ‏کنند و از رتبه اجتماعیِ پایینی برخوردارند. آن‏ ها احکام قاضی سنی شهر را می‏ پذیرنداکنون در مدینه تعداد سه حسینیه وجود دارد که شیعیان، حضوری فعال در آن‏ ها دارند و این علی رغم وجود فشارهای وهابیون به آن هاست. در مکه نیز چندین هزار نفر شیعه‏ زندگی می‏ کنند که آزادی کم‏تری نسبت به شیعیان مدینه دارند، بیش‏تر در حال تقیه به سر می‏برند. همچنین در در جده نیز تعداد کمی از شیعیان حضور دارند که حتی مکان اختصاصی و امام جماعت برای خودشان دارند.استقلال شیعیان منطقه‏ شرقی و اصرار آن‏ها بر معتقداتشان، سبب شده است تا آن‏ها از تقیه خودداری کنند و حتی در کنار بقیع نیز به طور مکرر به صورت جمعی به خواندن دعا مشغول شوند. روایت شده حدود نیمی از جمعیت منطقه‏ احساء، شیعه هستند که عموماً در شهر الهفوف و به ویژه در محله‏ نعاثل و در شهر العمران متمرکز می‏ باشند. هم چنین طبق آنچه در بخش تاریخ شیعیان گفته شد بیش‏تر مردمان قطیف شیعه هستند.افزون بر این گروه ها، در جنوب و نزدیک مرز یمن نیز گروه کوچکی از شیعیان زندگی می‏کنند که آنان نیز وضع مشابهی دارند. در هر حال، بیش‏تر این شیعیان دوازده امامی هستند.موج اصلاح طلبی موجود در عربستان، در حال حاضر باعثشده است که مسئولین عربستان در قبال شیعیان نیز به نرمش‏ های ظاهری بپردازند.هم چنین به دنبال تشدید اختلاف‏ های داخلی میان مقامات رژیم سعودی، شیعیان از آزادی عمل بیشتری برخوردار شده‏ اند و سخت گیری کم‏تری در مورد آنان صورت می‏ گیرد. البته این نرمش ها، در سطح و مسئولان و مقامات دولتی است و فرهنگ جامعه که مبتنی بر مذهب وهابیت است، بر تعالیم خود پای بند می‏ باشد و شیعیان هم چنان با تبعیض‏ های فراوانی روبه رو هستند، به گونه‏ای که گاه «به شیعیان، احساس شهروند درجه‏ دوم دست می‏ دهد.» ولی علی رغم این سخت گیری‏ ها هرگز نتوانستند احساس شیعه بودن و شیعه ماندن و محبّ خانواده عصمت و طهارت بودن را از دل آنان بیرون کنند.شیعیان در عربستان هر سال با ورود به ماه محرم الحرام و با فرا رسیدن ایام سوگواری اباعبدالله الحسین(علیه السّلام)، علی رغم اشکال تراشی‏ ها و مخالفت ‏ها تاکنون سعی کرده‏ اند با برگزاری مراسم ویژه و عزاداری‏ های حسینی، جلوه‏ای از خشم خودشان را به نمایش بگذارند، آل سعود همواره به این دلیل که برگزاری این گونه مراسم، احتمالاً سبب تحرک وهابیان می ‏شود، رسماً آن‏ها را ممنوع کرده اند، ولی هرگز نتوانسته‏ اند این احساس را در آن‏ها بخشکانند و شیعیان دست از عزاداری نکشیده اند.

جایگاه شیعیان در عربستاناز بعد سیاسی، این گروه‏ها هیچ جایگاهی در حکومت ندارند و از دید حاکمان سعودی، تفکر شیعه ایدئولوژی خطرساز برای تداوم حاکمیت آنان به شمار می‏ آید. البته این محدودیت فقط برای شیعیان نبوده و حاکمان سعودی تمام مشاغل کلیدی را در انحصار خاندان خود دارند. در این میان، شیعیان از سایر فرقه‏ ها محروم ترند. نه تنها از حضور آن‏ها در ارتش، نیروهای امنیتی و مؤسسات خارجی و دفاعی جلوگیری می‏ کنند، بلکه حتی برای استخدام در شرکت ‏ها و بخش‏های مهم دولتی یا شغل‏ هایی چون خلبانی، با موانع متعددی دست به گریبان اند.از جنبه‏ اقتصادی نیز علی رغم این که شیعیان بر روی بزرگ‏ترین ذخیره‏ نفت جهان در منطقه‏ شرقیه زندگی می‏ کنند، لکن به دلایل عدیده ای، این ناحیه از محروم‏ترین نواحی عربستان به شمار می‏ رود. شیعیان معتقدند اگر ایالات شرقی به دست خاندان سعودی فتح نمی شد، ثروت سرشار نفتِ این منطقه، آن را ایالتی بسیار ثروتمند می‏ ساخت؛ یعنی آبادتر و ثروتمندتر از هر کشوری در اطراف خلیج فارس. سیصد هزار نفر مسلمانان شیعه این منطقه، در مقایسه با شرایط زندگی سایر نقاط سلطان نشین، در فقر نسبی به زندگی ادامه می ‏دهند.قابل ذکر است که عملاً بخش اعظم کارهای اجرایی نفت را شیعیان انجام می‏ دهند تا جایی که چهل درصد کارگران شرکت آرامکو شیعه هستند و سرنوشت حکومت سعودی، یعنی تولید ثروت سلطان نشین در دست شیعیان رقم می‏ خورد، ولی عدم توزیع عادلانه ثروت در مناطق شرقی نسبت به سایر مناطق، مظهری از خشم و غضبی است که وهابیان نسبت به شیعیان اعمال کرده اند.کتاب ژئوپولتیک شیعه، میزان کارکنان شیعه‏ میادین نفتی عربستان را حدود هفتاد درصد کل کارکنان برآورد کرده که رقم قابل توجهی است. اگر این آمار درست باشد، تبعیض‏ های ناروایی بر شیعیان شاهدیم. در حالی که شهرهای سعودی «دمام» و «الخیبر»(واقع در الاحساء) طی پانزده سال اخیر، به مراکز پرورش صنعتی مبدل شده است، شهرک‏ های شیعه نشین مجاور آن‏ها واقع در «قطیف» و «الهفوف»، به حال خود رها شده است.

شیعیان عربستان سعودی بنا به سه دلیل اساسی از جایگاه مهمی برخوردارند:۱ - شیعیان در منطقه‌ای نفت‌خیز سکونت و اشتغال دارند و میادین نفتی قوار و قطیف در حوزه مناطق شیعه‌نشین قرار گرفته‌اند.گفتنی است که میدان قوار بیش از ۶۰ میلیارد بلکه(تقریباً دو برابر کل ذخایر نفتی امریکا) ذخیره قطعی نفت دارد و هزینه استخراج نفت از این منطقه کمتر از سه دلار است.۲ - جهان تا حدود چشمگیری به این مناطق شیعه‌نشین عربستان سعودی، خلیج فارس وابسته است؛ به این دلیل روشن که ۹۰تا۹۵ درصد درآمد ارزی عربستان سعودی و ۱۵ درصد نفت مصرفی جهان از این منطقه تأمین می‌شود، همچنین ۴۰ تا ۶۰ درصد نیروی کار شاغل در صنعت نفت عربستان، شیعه هستند.۳ - منطقه شیعه‌نشین عرسبتان سعودی با کشورهایی همجوار است که اکثریت جمعیت آنها شیعه می‌باشند.۶۵ درصد جمعیت بحرین، ۹۰ درصد جمعیت ایران و ۶۰ درصد جمعیت عراق شیعه هستند و این سه کشور با منطقه شیعه‌نشین عربستان همسایه هستند. باید به این سه مورد نیز نگرش ویژه شیعیان به اصل حکومت را اضافه کرد که قابلیت سیاسی مذهبی خاصی به آنها بخشیده است.

نگاهی به زندگی رهبر شیعیان عربستانشیخ " نمر باقر النمر " رهبر شیعیان عربستان است. شیخ نمر پس از سال‌ها تحصیل به درجه اجتهاد دست یافت و در ایران و سوریه به تدریس علوم دینی پرداخت. وی پس از بازگشت به عربستان مرکز مذهبی " الإمام القائم(عج) " را نیز در العوامیه تأسیس کرد که در واقع سنگ‌بنای " مرکز اسلامی " در سال ۲۰۱۱ میلادی بود. همچنین اقامه نماز جمعه در العوامیه از برنامه‌های هفتگی آیت‌الله نمر تا پیش از دستگیری آخر ۸ جولای ۲۰۱۲ میلادی که هنوز منجر به آزادی نشده، بوده است.

[KGVID align = " center " width = " ۵۰۰ " height = " ۳۵۰ "] http: / / www. fa. moslempress. com / content / uploads / ۲۰۱۵/۰۵ / شیخ - نمر. mp۴[/ KGVID]

شیخ نمر تاکنون چندین بار توسط رژیم آل سعود بازداشت شده است. سال ۲۰۰۶ پس از بازگشت از همایشی قرآنی در بحرین به اتهام نوشتن بیانیه‌ای که خواستار توجه حکومت عربستان به حقوق شیعیان، به رسمیت شناختن شیعه، رسیدگی به قبرستان بقیع بود، بازداشت شد. بار دیگر در سال ۲۰۰۸ به اتهام تحریک شیعیان علیه حکومت بازداشت شد که تنها یک روز بعد به دلیل ترس از اعتراضات و قیام مردم شرق عربستان آزاد شد.

توجه به مسئله فلسطین:آیت الله نمر در یکی از سخنرانی‏ های خود درباره روز جهانی قدس چنین گفت: «گرامیداشت روز جهانی قدس، گامی در راستای آزادی بیت المقدس است، هر چقدر هم که توطئه بچیدنند اما در نهایت نخواهند توانست که پرونده فلسطین را از بین ببرند تا رژیم صهیونیستی را پا بر جا نگه دارند. حتی اگر همه حکام آن را بپذیرند اما ملت ‏ها با آن مخالفت خواهند کرد.» وی که دست حکام عربستانی را در جنایات علیه فلسطینیان با رژیم صهیونیستی همراه می‏ دانست در اعتراض به حضور نیروهای نظامی سعودی در بحرین نیز اینگونه سخنرانی کرده بود: «نظام عربستان نظامی طغیان گر است، چرا نظامیان آل سعود مردم بحرین را می‌کشند، اگر راست می‌گویند بروند و فلسطین را از دست صهیونیست‌ها آزاد کنند. نه آنکه علیه نیم میلیون بحرینی اقدام کنند، مردمی که پاک بوده و بادست‏ های خالی و سینه‌های برهنه به مبارزه می‏ پردازند.»

شیخ نمر باقر النمر در سخنرانی خود پس از مرگ " نایف بن عبدالعزیز " ولیعهد متوفای عربستان گفته بود: «ارتشِ نایف کجاست تا مانع از آن شوند که فرشته مرگ، جان وی را بگیرد، ‌ نیروهای اطلاعاتی و سرهنگ‌های وی کجایند تا جلوی ملک الموت را بگیرند اما هم اکنون کرم‌ها در حال خوردن جسد وی هستند و دچار عذاب جهنم شده است.» وی افزود: «قرآن کریم آیه‌ای دارد که می‏گوید " روزی که در آن مومنان خوشحال می‌شوند "، ما چگونه از مرگ نایف[ولیعهد سابق عربستان] خوشحال نشویم. چگونه از مرگ کسی که فرزندانمان را به زندان برد خوشحال نشویم. کسی که باعثایجاد رعب و وحشت شده بود چگونه از مرگش خوشحال نشویم. خدا را[به دلیل مرگ نایف] شکر می‌گوییم و ان‌شاءالله که عمر همه آنها، آل سعود و آل خلیفه، یکی پس از دیگری گرفته شود.»به دلیل همین مخالفت های علنی با حکومت وهابی، در جولای ۲۰۱۲م. نیروهای امنیتی سعودی با حمله مسلحانه به اتومبیل " آیت الله شیخ نمر آل نمر " پس از مجروح کردن وی، او را ربوده و به مکان نامعلومی انتقال دادند. پس از دستگیری شیخ نمر اعتراضات زیادی در مناطق شرق عربستان انجام شد. شیعیان بلافاصله به خیابان‌ها ریختند. تنها در روز اول بازداشت سه نفر از معترضان کشته شدند. همچنین یک گروه هکر به نام " مجاهدون الاحرار " پایگاه های اینترنتی پلیس منطقه الشرقیه، دادستانی الباحه و شورای شهر در استان الدقیق عربستان را در اعتراض به بازداشت و احتمال حکم اعدام شیخ نمر هک کردند.این عالم برجسته در طول مدت بازداشت، دست به اعتصاب غذا زد و به دلیل جراحات ناشی از اصابت گلوله وضعیت جسمی بسیار وخیم از وی گزارش شده بود. همچنین به گفته برخی از نزدیکان در طول مدت بازداشت، تحت شکنجه شدید قرار گرفته که منجر به شکستن پا و دندان‌های او شده بود و متأسفانه تاکنون نیز این عالم و مبارز برجسته‏ عربستانی در بازداشت به سر می ‏برد. دادستانی عربستان ایشان را به اتهام " کمک به تروریست‌ها "، " تحریک به اغتشاش " و " محاربه " در زندان نگه داشته؛ اتهامی که مجازات آن مرگ و اعدام است. این در حالی است که عفو بین‌الملل آزادی شیخ نمر باقر النمر را خواستار شده است و تلاش ‏ها و اعتراضات مردمی برای آزادی ایشان همچنان ادامه دارد.

وضعیت جنبش شیعیان عربستانشکل‌گیری جنبش اصلاح طلب شیعیان در عربستان طی دو دهه هشتاد و نود قرن گذشته از جمله رخ‌دادهای مهم در عربستان سعودی است، چون این جنبش به نوعی معروف‌ترین و قوی‌ترین جنبش سیاسی است که در میان کشورهای عرب حوزه خلیج فارس پا به عرصه وجود گذاشت و از این حیثبدست آوردن شناخت لازم از آن در تحلیل و بررسی اوضاع حاکم بر عربستان و شرایط منطقه کمک بسیاری می‌کند." سلمان محمد العید " نویسنده و روزنامه‌نگار سعودیِ مخالف با سیاست های ریاض، در مقاله‏ ای با اشاره به اینکه نزاع با طرف دیگر یا رقابت با هدف غلبه بر آن همواره تفسیری است که برای شکل‌گیری جریان اسلام سیاسی در میان شیعیان عربستان ارائه شده، می‌نویسد: «این جریان در حقیقت در ابتدا به صورت یک جریان روشنگری پای به عرصه وجود گذاشت و سپس آن چنان با قدرت شکل گرفت که تا به نوک پیکان برخورد با خاندان حاکم و منادی تغییر و تحول ریشه‌ای در نظام سیاسی و اجتماعی عربستان تبدیل شد.»از همان ابتدا یعنی اواسط دهه هفتاد جریان اصلاح طلب عربستان اگرچه خود را به عنوان یک سازمان سیاسی - مذهبی علنی و شناخته شده مطرح نکرد، اما بنای مخالفت با جریان مذهبی سنتی را پایه‌گذاری کرد که گروهی از روحانیون و مردان دینی آن منطقه رهبری آن را بدست داشتند، به همین دلیل جریان اصلا‌ح‌گرا به رهبری روحانیون جوان و روشنفکر اعلام کرد که به مقوله‌هایی غیر از مقولات سنتی، از جمله ادای مراسم دینی، عبادی و مقولاتی چون احکام شرع و ارثو میراثمی‌پردازد و بدین وسیله تاکید کرد که طرح‌های اجتماعی و فرهنگی جدیدی برای جامعه‌ای دارد که تغییر آن را بسیار مشکل می‌نمود. با وجودی که بسیاری از روحانیون سنتی این جریان را رد کرده و آشکارا مخالفت خود را با فعالیت آن و عضویت در آن اعلام کردند، اما این جریان تاحدود زیادی موفق بوده موجب روشنگری‌هایی در جامعه سعودی شود.پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و ارائه تعریف جدید از اسلام که پا را از حوزه سنتی خود فراتر می‌نهاد و وارد عرصه سیاست می‌شد، اثر خود را بر جریان‌ اصلاح طلب عربستان هم گذاشت و در اولین بازتاب موجب گردید، ده‌ها شهروند شیعی عربستانی با برگزاری تظاهراتی خواستار اسلام سیاسی غیرسنتی از حاکمان خود شوند و این در واقع تحولی بزرگ در جریان اصلاح طلب بشمار می‌آمد، از این جهت که نزاع میان اصلاح طلبان با روحانیون سنتی را به نزاع میان اصلاح طلبان با قدرت سیاسی تبدیل می‌کرد.در واقع انقلاب اسلامی در ایران عاملی شد تا رهبران این جنبش تلاش نمایند بیش از پیش با اسلام سیاسی آشنا شوند و خود را به عنوان یک جنبش سیاسی در عربستان مطرح کنند که خواهان تغییر رژیم و قدرت حاکمه هستند، به همین منظور نام «سازمان انقلاب اسلامی در جزیره العرب» را برخود نهاد و اقدام به انتشار مجلات و منشوراتی کرد که در آن عنوان شده بود: ‌ «راه حل تمام مشکلات و بحران‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در رهایی از رژیم حاکم نهفته است.» این سازمان با گسیل کردن مخفیانه مبلغان و فعالان خود به سراسر منطقه شرق عربستان(یعنی قطیف و احساء) تلاش کرد، ضمن اطلاع رسانی بر جمع یاران و اعضای خود بیفزاید.با وجودی‌ که خاندان حاکم تلاش بسیار کرد تا به اوضاع جدید سرو سامانی بدهد و سازمان انقلاب اسلامی در جزیره العرب را سرکوب کند، با این حال این سازمان نه تنها در معرض خطر زوال و فروپاشی قرار نگرفت بلکه در دهه هشتاد با قدرت بیشتر به فعالیت خود در عرصه سیاسی ادامه داد.شاید بتوان از جمله دلایل تاثیرگذار بر ادامه روند فعالیت و شکوفایی جریان اصلاح طلب در عربستان را در به روز بودن آن ملاحظه کرد، به این معنی که رهبران سازمان با توجه به شرایط روز اطلاعیه‌ها، دعوت‌ها، منشورات و اطلاع‌رسانی‌ها خود را تغییر می‌دادند و با توجه به شرایط حاکم پیش می‌رفتند و همچنان بر تغییر نظام سیاسی تاکید داشتند و همین عاملی شد تا هر روز بیش از پیش بر جایگاه مردمی آنها افزوده شود، به همین دلیل هرگاه رهبرانی از سازمان بازداشت یا دستگیر می‌شدند، به سرعت رهبرانی جوان جای آن ها را می‌گرفتند و حملات تبلیغی سازمان بر اساس سیاست‌های جدید پایه‌ریزی می‌شد تا مردم را بیش از پیش به استقامت و پایداری و مبارزه دعوت کند.در دهه هشتاد و با افزایش نفوذ این جریان در میان شیعیان و شرق عربستان، آل سعود در ترفندی جدید با جذب جریان اسلامگر‌ای سنتی ضمن این که از این جریان خواست وفاداری خود به حکومت را اعلام کند، خواستار این شد که‌ از جریان اصلاح طلب اعلام برائت و اقدامات و فعالیت‌های آنها را تحریم کند.بازداشت ۳۰۰ فعال سازمان و استفاده از مشت آهنین و فشار بیش از حدی که در زندان‌ها بر اعضای بازداشت شده وارد می‌آمد عاملی شد تا برخی از رهبران سازمان انقلاب اسلامی در جزیره العرب منادی مبارزه مسالمت‌آمیز شوند تا بدان وسیله ضمن کاستن از فشار وارده بر سازمان از راه‌های سیاسی خواسته‌های خود را دنبال کنند.از دهه نود جنبش شیعیان عربستان شاهد تحولی جدید در رابطه خود با قدرت حاکمه بود، بدین معنی که در این دهه شاهد بروز جریانی در جنبش شیعیان عربستان هستیم که خواستار تحقق خواسته‌های خود از طرق مسالمت‌آمیز از جمله مذاکره و گفت‌وگو بودند. در واقع از زمانی که کشور عربستان سعودی در سال ۱۹۳۲ شکل گرفت، تاکنون شیعیان عربستان در حاشیه قرار داشته و بسیاری از گزارش‌های سازمان‌های مدافع حقوق بشر بر این نکته تاکید دارند که شیعیان عربستان همیشه مورد تبعیض و ظلم توسط دستگاه حاکمه واقع می‌شوند.سیاست سرکوب و مشت آهنینی که رژیم آل سعود در اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود علیه جنبش شیعیان اتخاذ نمود، موجب گردید تا این جنبش دریابد، مبارزه با رژیم تا قدرتمند نشدن شیعیان حاصلی به همراه ندارد، این درحالی است که آل سعود نیز دریافته بود، چاره‌ای جز پذیرش شیعیان به عنوان یک جریان سیاسی در کشور ندارد و این عاملی شد تا دو طرف اندکی از خصومت‌های خود در برابر طرف دیگر بکاهند.ره آورد رسیدن به نتیجه فوق آن شد که در سال ۱۹۹۳ آل سعود و جنبش شیعیان عربستان درپی دیدار " فهد بن عبد العزیز " با چهار تن از رهبران شیعیان در عربستان به توافقی دست یابند که در قبال توقف فعالیت‌های جنبش در خارج، دولت نیز به صدها نفر از معارضان اجازه ورود به مملکت را می‌داد و زندانیان سیاسی شیعی را آزاد و متعهد می‌شد، سیاست‌های تبعیض‌آمیز خود در برابر این گروه از مسلمانان را به کنار نهاده و اعمال نکند.جدای از سازمان انقلاب اسلامی جزیره العرب، اگر بخواهیم از مهمترین جریان‌های شیعی در عربستان نام ببریم باید از جنبش «اصلاح طلب اسلامگرای شیعیان» یاد کرد که «شیخ حسن الصفار» از جمله برجسته‌ترین رهبران آن است و نمایندگان جنبش موفق شدند، در سال ۲۰۰۵ کرسی‌هایی را در شوراهای شهرها و شهرک‌های منطقه شیعه نشین شرق عربستان بدست آورند. از دیگر سازمان‌های شیعی باید از «جماعت حزب‌الله حجاز» یاد کرد که در سال ۱۹۸۷ بدست روحانیون شیعی پیرو خط امام خمینی(ره) تأسیس شد، این جنبش همچنین به اصل ولایت فقیه آن هم با مرجعیت آیت الله خامنه ای اعتقاد دارد.کسانی که از اوضاع عربستان پیش از ظهور جنبش‌های شیعی اطلاع داشتند، آگاهند که وضع شیعیان پس از ظهور این جنبش‌ها چه تغییرات ملموسی داشته است و شاهد مثال آن هم حرف ها و فتواهایِ بی ربط و اساس مفتی های وهابی در این سال هاست که علیه شیعه و فقه شیعه و اهل بیت(علیهم السّلام) عنوان می کنند و جریان مذهبی سنتی صرفا مذهب و تامل سطحی در مذهب را تبلیغ ‌کرده و می کنند، و این در حالی است که جریان شیعی خواستار تغییر و نوگرایی در مذهب بوده و موفق شد برداشت جدیدی از مذهب به شیعیان عربستان ارائه دهد.اما در بعد خارجی جنبش‌های شیعی عربستان به لطف فعالان خود در خارج کشور موفق شدند، تصویری واقعی از شیعیان و مشکلاتی که با آن مواجه بودند به جهانیان ارائه دهند، این درحالی است که تا پیش از این تصور جامعه بین المللی از عربستان، کشوری ثروتمند و سرشار از ذخایر نفت و آباد بود، اما با روشنگری‌های جنبش‌های شیعی جهانیان دریافتند، تبعیض طایفه‌ای مهمترین خصوصیت حاکم بر جامعه عربستان است.

[KGVID align = " center " width = " ۵۰۰ " height = " ۳۵۰ "] http: / / www. fa. moslempress. com / content / uploads / ۲۰۱۵/۰۵ / zas _ ۱. mp۴[/ KGVID]

بیداری اسلامی در شبه جزیره عربستانبا روی کارآمدن آل خلیفه در بحرین و آل سعود در عربستان و اقدامات آنها در ایجاد فتنه مذهبی در منطقه و آغاز جنبش بیداری اسلامی طی سه سال گذشته، توجه جهانیان به منطقه الشرقیه و القطیف بیش از گذشته جلب شده است. متأسفانه حکام مرتجع عرب با استدلال‏ های سخیف خود، و تحریک روحانیون درباری، حملات خود را علیه شیعیان ادامه داده اند، آنها در این مورد پا را فراتر گذاشته و ساکنان این سرزمین را که هزاران سال در آن به سر می‏ برند را غیر عرب عنوان کرده و با ارتباط دادن اعتراض‏ های مردمی در منطقه به ایران تلاش می‏ کنند تا سیاست سرکوب خود را توجیه کنند.مردم بحرین که ارتباطات عمیقی با شیعیان شرق عربستان دارند، همگی با توجه به توطئه ‏های رژیم‏ های سرکوبگر خود با هدف به دست آوردن آزادی و رهایی از قیود استبداد از آغاز جنبش بیداری اسلامی، مبارزات خود را شدت بخشیده‏اند و برادران شیعه و سنی همراه یکدیگر به تظاهرات می ‏پردازند و به زندگی مسالمت آمیز خود نیز ادامه می‏ دهند.اعتراضات مردمی در شرق عربستان نیز طی دو سال گذشته باعثشد تا نام «استان القطیف» به عنوان مرکز انقلاب در عربستان بر سر زبان‏ها بیفتد. بنابراین با توجه به سانسورهای صورت گرفته در اخبار و رسانه های جمعی جهان، شیعیان عربستان جسورانه در راهپیمایی ها و اعتراضات خیابانی شرکت کرده و با پیروی از رهبران خود، حمایت از اعتراضات مردمی در بحرین و دیگر کشورهای اسلامی به مبارزه با رژیم وهابی عربستان ادامه می دهند. مداومت مبارزه شیعیان عربستان علیه حکومت ریاض نکته‌ای است که حرکت‌های شیعی در منطقه را مهم و تعیین‌کننده ساخته است. همچنین جایگاه اقتصادی و نیز ایدئولوژی پویای شیعیان از پتانسیل‌های دینی مذهبی شیعیان در تعارض با وهابی‌ها می باشد.