از آنجا که تامین شروط و خواسته های مقاومت می توانست شکست سیاسی دیگری را برای دولت نتانیاهو رقم بزند و در عین حال فشارها و اعتراض های داخلی را علیه این افزایش دهد لذا هیات اعزامی این رژیم در مذاکرات قاهره همواره در پی وقت کشی بوده است.

دور جدید حملات هوایی و موشکی بین رژیم صهیونیستی و گروههای مقاومت از عصر سه شنبه و ساعاتی قبل از پایان مهلت آتش بس ۲۴ ساعته از سرگرفته است. بنیامین نتانیاهو با متهم کردن حماس به پرتاب موشک و نقض آتش آبس هیات اسرائیلی را از مذاکرات قاهره فراخواند و دستور از سرگیری حملات هوایی را به اهداف مقاومت در غزه صادر کرد.

در مقابل هر چند حماس ادعای نتانیاهو مبنی بر نقض آتش بس از سوی این گروه را رد و اعلام کرد که از پرتاب سه موشک مورد ادعای نتانیاهو از غزه خبر ندارد اما به محض اینکه هواپیماهای اسرائیلی حملات هوایی خود را به غزه از سرگرفتند با پدافند موشکی خود به این حملات پاسخ گفتند و بار دیگر پایتخت اداری و سیاسی رژیم صهیونیستی را در تل آویو و غرب بیت المقدس مورد هدف قرار دادند.

حال سوال این است که چه عواملی موجب از سرگیری این حملات بخصوص از سوی تل‌آویو شد؟ از این دید اگر رژیم صهیونیستی برای ادامه مذاکره اراده و انگیزه می داشت حتما می توانست پرتاب موشک از غزه را - حتی اگر به وسیله حماس صورت گرفته باشد - ندیده بگیرد و از شکست مذاکرات جلوگیری کند اما همچنانکه روند تحولات نشان می دهد این رژیم در پی خروج از مذاکرات قاهره بوده و در پی بهانه و پوشش لازم برای آن بود.
عوامل و متغیرهای تاثیرگذار بر خروج اسرائیل از مذاکرات آتش بس
این عوامل را می توان به سه بخش تقسیم کرد:
بخش نخست به تحقق نیافتن انتظارات رژیم صهیونیستی از مذاکرات آتش بس مربوط می شود. به نظر می رسد این رژیم با چند هدف وارد مذاکرات آتش بس شد. از جمله اینکه شکست های نظامی خود را در مذاکرات سیاسی جبران کند و در عین حال از انزوای جهانی و منطقه ای خود جلوگیری کند که با گستره روز افزون تظاهرات ضد جنگ دامنگیر این رژیم شده بود. اما هر چند در طول مذاکرات آتش بس قاهره تا حدودی از حجم اعتراضات ضد جنگ کاسته شد اما به دلایل مختلف این رژیم به هیچ یک از اهداف سیاسی خود نرسید. از جمله اینکه گروههای مقاومت با صدای واحد در مذاکرات ظاهر شدند و تا آخرین لحظه وحدت خود را حفظ کردند و در عین حال با توجه به اینکه خود را پیروزی نظامی جنگ می دانستند نه تنها از مواضع قبلی خود در خصوص پایان کامل محاصره غزه، آزادی زندانیان و برخورداری از حق ماهیگیری در ۱۲ مایلی ساحل غزه کوتاه نیامدند بلکه خواسته ها و مطالبات جدیدی نیز مطرح کردند.

در این میان مواضع برخی از کشورهای عربی مانند مصر و عربستان نیز که در طول جنگ به نفع رژیم صهیونیستی بود تا حدودی تعدیل شد و پس از درخواست کمک خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی حماس از ملک عبد الله پادشاه عربستان به نفع هیات مذاکره کننده فلسطینی تغییر یافت. با توجه به این تغییر و تحولات اخباری که از مذاکرات آتش بس در قاهره به بیرون درز کرد حاکی از این بود که این مذاکرات به نفع مقاومت پیش می رود. سایت دبکا نزدیک به منابع امنیتی اسرائیل با ارائه یک چنین ارزیابی از پیش نویس طرح توافقنامه قاهره مفاد این توافقنامه را به شرح زیر انعکاس کرد:

۱. حقوق ماهیگیری فلسطینیان در آب‌های ساحلی غزه از سه مایل به دوازده مایل افزایش می‌یابد.
۲. اسرائیل ظرفیت قدرت برق غزه را ظرف یک سال به حالت اولیه‌ی خود بازخواهد گرداند.
۳. تشکیلات خودگردان فلسطین، مستقر در رام‌الله، نظارت و مدیریت عملیات بازسازی را که قرار است در نوار غزه انجام شود، عهده‌دار خواهد بود.
۴. ساز و کاری بین‌المللی برای نظارت بر انتقال مصالح ساختمانی که به غزه تحویل داده می‌شود، در نظر گرفته و تعیین خواهد شد.
۵. اسرائیل محدودیت‌هایی را که برای بانک‌های غزه قائل شده است، برخواهد داشت.
۶. اسرائیل و حماس مباحثات و مذاکرات درباره تأسیس بندر دریایی عمیق و فرودگاه بین‌المللی را برای باریکه غزه ظرف یک ماه آتی آغاز خواهند کرد.
۷. دو طرف همچنین به مذاکرات موازی برای آزاد سازی فلسطینیان از زندان‌های امنیتی اسرائیل خواهند پرداخت.
۸. مدت زمان آتش‌بس و ترک مخاصمه میان دو طرف، تمدید خواهد شد.
دبکا در پایان با بیان اینکه اگر پیش‌نویس توافقنامه آتش‌بس به تأیید کابینه امنیتی اسرائیل برسد، مشتمل بر چهار مورد امتیازدهیِ عمده و بزرگ از سوی اسرائیل خواهد بود در تشریح این امتیازات نوشت:
اولین عقب‌نشینی و امتیازدهی اسرائیل براساس مفاد توافقنامه پیشنهادی مصر این خواهد بود که در حال حاضر(تا اطلاع ثانوی) اسرائیل از خواسته‌ی خود مبنی بر لزوم غیرنظامی شدن نوار غزه، خلع سلاح موشکی حماس و تخریب تونل‌های این گروه، دست بردارد.
دومین امتیازدهی اسرائیل، لغو محاصره باریکه غزه است که به معنای پایان دادن به محاصره اقتصادی این منطقه و تأسیس بنادری در نوار غزه خواهد بود.
سوم، قبول این توافقنامه به معنای برگشت از تصمیم کابینه اسرائیل مبنی بر اجتناب از مذاکره درباره آزاد سازی فلسطینیان تروریست محکوم شده، از زندان‌های اسرائیل خواهد بود، که البته هرگز مورد توافق اسرائیلی‌های معمولی قرار نخواهد گرفت.
چهارم، بازسازی نوار غزه پیش از آن‌که هیچ گامی در جهت خلع سلاح حماس برداشته شود.
این سایت در پایان خاطر نشان کرد خطر چشم‌پوشی اسرائیل از حقوق خود و دادن این همه امتیازات به حماس، از همین الان مشخص شده است، زیرا برخی از جناح‌های بعضا محبوب و مردمی، اما افراطی در نوار غزه اعلام کرده‌اند، به تعهدات حماس در رابطه با تعلیق حملات موشکی به اسرائیل، لزوما پایبند نخواهند بود. با حاکم شدن یک چنین ذهنیتی بر محافل صهیونیستی مشخص بود که این رژیم در پی راهی برای خروج از مذاکرات آتش بس بوده است.
بخش دوم به تحولات منطقه ای مربوط می شود. از این دید در خلال مذاکرات آتش بس موقت ۵ روزه که مذاکرات سیاسی در قاهره در جریان بود چند رخداد در ارتباط با تحولات امنیتی منطقه روی داد که به نظر می رسد در کاهش انگیزه رژیم صهیونیستی به مذاکرات سیاسی موثر بوده است. از جمله این تحولات ورود نظامی گام به گام کشورهای غربی و در راس آنها امریکا به جنگ داعش و همچنین افزایش تهدیدهای تلافی جویانه داعش علیه این کشورهاست که دامنه این درگیری ها(با توجه به تصویب قطعنامه ۱۷۲۰ شورای امنیت سازمان ملل در جمعه گذشته) می تواند از عراق به سوریه نیز کشیده شود. از اینرو با توجه به جبهه جدیدی که بین غرب و داعش باز شده و سوء استفاده های احتمالی که در این زمینه وجود دارد، به نظر می رسد رژیم صهیونیستی به این امیدوار شده که از فضای حاصل از این درگیری ها می تواند برای برگرداندن ورق تحولات در جنگ غزه و کسب امتیازات سیاسی در مذاکرات سیاسی استفاده و بهره برداری کند.
اما بخش سوم دلایل دلسردی رژیم صهیونیستی از مذاکرات سیاسی را می توان در ناآرامی های داخلی آمریکا بخصوص درشهر فرگوسن پیدا کرد که البته احتمال نقش لابی های صهیونیستی را نیز نمی توان در دامن زدن به این ناآرامی ها نادیده گرفت. بخصوص آنکه پیش از آغاز این ناآرامی ها دور جدیدی از تنش بین دولت اوباما و دولت نتانیاهو به علت اقدام این رژیم در دریافت سلاح از پنتاگون بدون اطلاع کاخ سفید بروز کرده بود. از این دید به نظر می رسد ناآرامی های فرگوسن چند نفع برای این رژیم به همراه داشته است که در کاهش تمایل آن به مذاکرات سیاسی نیز موثر بوده است. نخست اینکه گستره این ناآرامی ها توجه دولت آمریکا را تا حدود زیادی به داخل این کشور معطوف کرده است دوم اینکه به هر میزانی که آمریکا و یا حتی سایر کشورهای غربی در وضعیت مشابه رژیم صهیونیستی قرار می گیرند که به سیاست های سرکوب گرانه متوسل می شوند به همان میزان روابط و همکاری های امنیتی نزدیکتری بین غرب و رژیم صهونیستی شکل می گیرد و از این نظر صهیونیسم بین الملل در فراگیر کردن تروریسم در غرب نقش اساسی بازی کرده است.
نتیجه گیری
در مجموع بر اساس آنچه که گفته شد می توان گفت هر چند گروههای مقاومت به از سرگیری حملات هوایی رژیم صهیونیستی پاسخ داده اند اما ناقض آتش بس نبودند چرا که بر اساس شواهد موجود روند مذاکرات در مسیر تحقق اهداف مقاومت پیش رفته است اما از آنجا که تامین شروط و خواسته های مقاومت می توانست شکست سیاسی دیگری را برای دولت نتانیاهو رقم بزند و در عین حال فشارها و اعتراض های داخلی را علیه این افزایش دهد لذا هیات اعزامی این رژیم در مذاکرات قاهره همواره در پی وقت کشی بوده است تا شاید در آینده بتواند شرایط مذاکراه را به نفع خود تغییر دهد. از جمله عواملی که امکان دارد امیدواری رژیم صهیونیستی را به تغییر اوضاع افزایش دهد گستره چالش های امنیتی آمریکا در داخل و همچنین خطرات ناشی از درگیری نظامی این کشور با داعش در عراق و سوریه است که در هر دو نمی توان نقش رژیم صهیونیستی را در این چالش سازی ها نادیده گرفت.