در بررسی آیات مربوط به وعده مجازات بنی اسرائیل، چنین فهمیده می شود که قرآن از دو نبرد پیوسته بر ضد اسرائیل سخن می گوید که هر دو نبرد…

در بررسی آیات مربوط به وعده مجازات بنی اسرائیل، چنین فهمیده می شود که قرآن از دو نبرد پیوسته بر ضد اسرائیل سخن می گوید که هر دو نبرد در یک دوره، ولی در مراحل مختلف صورت می پذیرد که در طول این نبردها دو طرف حمله و گریزهایی خواهند داشت، صحنه پردازی نبرد به گونه ای است که گویا هر دو جنگ با یک فرماندهی و در یک نسل، در هر دو اردوگاه اداره می شود. شاید حضور مشخص فرمانده نظامی ایرانی؛ یعنی شعیب بن صالح، در هر دو نبرد تاکید بر این معنا باشد که این رویارویی بین ایرانیان و اسرائیلی ها در یک عصر واحد، ولی به صورت حملات متعدد که با شکست و پیروزی هر دو طرف توأم است انجام می شود و پیروزی نهایی از آن لشکریان امام مهدی(ع) خواهد بود.پیشی گرفتن یهودخداوند متعال به غلبه ی یهود بر دشمنان خود در مرحله ی دوم درگیری ها اشاره کرده و فرموده است: «ثُمَّ رَدَدْنَا لَکُمُ الْکرَّةَ عَلَیهِمْ وَ أَمْدَدْنَکُم بِأَمْوَلٍ وَ بَنِینَ وَ جَعَلْنَاکُمْ أَکْثرَ نَفِیراً» اسرا، آیه ۶ این آیه با عبارت «وَ جَعَلْنَاکُمْ أَکْثرَ نَفِیراً» «و شمارتان را بیشتر سازیم» نشان می دهد که پس از نبرد اول، یهود از جهت مال و نفرات و از نظر نظامی و جنگی بر دشمنانشان برتری می یابند، اما این معنا از آیه برداشت نمی شود که دستیابی یهود به نفرات و امکانات بیشتر، با نیروی ذاتی و امکانات و تجهیزات خودشان صورت می گیرد، بلکه می توان گفت که این اموال و نفرات از ناحیه هم پیمانان رومی(اروپایی) آنان در اختیارشان گذاشته خواهد شد. و شاید به همین دلیل باشد هنگامی که اخبار غیبی به موضوع مبارزه با افساد های اول و دوم یهود می پردازند، از آن به عنوان مبارزه مسلمانان و یهود نام نمی برند، بلکه آن را نبرد میان مسلمانان و رومیان(اروپایی ها) که در منطقه فلسطین واقع می شود، می نامند. در فلسطین دو واقعه برای روم وجود دارد: یکی را قطاف(چیدن) می نامند و دیگری را حصاد(درو کردن). الفتن ابن حماد ۳۱۷/۱۲۰۴ برخی احادیثغیبی، مبارزه با افساد اول یهود را ملحمه صغری(کشتار کوچک) نامیده اند و مبارزه با افساد دوم را ملحمه کبری(کشتار بزرگ) اما آنها را به یهود نسبت نداده اند بلکه به روم مربوط ساخته اند. در روایت حسان بن عطیّه آمده است که: «رومیان در ملحمه صغری بر صحرای اردن و بیت المقدس مسلط می شوند.» الفتن ابن حماد ۳۴۵/۱۲۹۶ سوالی که در اینجا پیش می آید این است که: پس از جنگ اول با افساد بنی اسرائیل، اروپایی ها چگونه می توانند نیروهای ایرانی و یاران شامی آنها را از فلسطین بیرون کنند؟ غرب مستکبر نمی تواند این توطئه خصمانه جدید را بر ضد اسلام و امت اسلامی اجرا کند مگر با برافروختن آتش فتنه داخلی بین شیعه و سنی و عرب و عجم. سه نفر در شام پیدا می شوند که هر کدام خواستار حکومتند: مردی ابقع(سیاه و سفید) و مردی اصهب(سرخ و سفید) و مردی از خانواده ابوسفیان… و کار به حکومت سفیانی می رسد. الفتن ابن حماد ۱۹۸/۸۰۵ از روایات شیعه و سنی چنین فهمیده می شود که سرانجام در این درگیری، کار به نفع سفیانی که حاکمی عرب و طرفدار غرب است خاتمه می یابد و مهم ترین هدف سیاسی و ماموریت نظامی او عبارت است از بیرون کردن نیروهای ایرانی از بیت المقدس، پایان دادن به مقاومت اسلامی در فلسطین و دیگر نقاط شام و در نهایت، باز گذاشتن دست ارتش اشغالگر یهود برای تثبیت برتری خود و گسترش فساد هر چه بیشتر آنها در آن سرزمین مقدس. در احادیثی که از طریق اهل سنت روایت شده، بیشتر به حقایق سیاسی و وقایع نظامی که از ناحیه سفیانی بروز خواهد کرد، اشاره رفته است و نقش سفیانی در حمله نظامی به مبارزان ایرانی و دیگر نیروهای مبارز هم پیمانشان، با هدف بیرون راندن آنان از فلسطین، پس از آنکه موفق می شوند آن را از دست یهود تبهکار در جریان نبرد عقوبت افساد اول آزاد کنند، مشخص شده است، در روایتی آمده است: مردم شام با سفیانی بیعت می کنند و او با اهل مشرق می جنگد و آنها را از فلسطین منهزم می کند. الفتن ابن حماد ۲۰۱/۸۱۹ روایت دیگری می گوید: در فلسطین مردی خروج می کند که بر هر کس با او درافتد غلبه می کند، به دست او اهل مشرق کشته می شوند و او به انازه حمل یک زن(نه ماه) حکومت می کند. الفتن ابن حماد ۱۹۷/۸۰۲ در روایت سومی آمده است: مردی از فرزندان صخر خروج می کند… به جماعت مشرق و شام روی می آورد و مابین «جابیه» و «خربه» بر آنها پیروز می شود، چنان که اسب در خون فرو رود. الفتن ابن حماد ۱۶۳/۷۶۱ «صخر» یکی از بارزترین اجداد امویان است و منظور از جماعت مشرق و شام، واحدهای نظامی مستقر در فلسطین هستند که از اهالی مشرق؛ یعنی صاحبان پرچم های سیاه و واحدهای مقاومت اسلامی هم پیمان با ایرانیان در سرزمین شام، تشکیل شده اند. در روایت ارطاة می گوید: سفیانی… با اولین چیزی که می جنگد پرچم های سیاه است… دو بار این گروه را شکست می دهد. الفتن ابن حماد ۱۸۹/۷۷۵ روایات دیگری هستند که مراحل نبرد سفیانی را برای بیرون راندن اهل مشرق از فلسطین شرح می دهند، بر اساس این روایات، گام اول اخراج آنها از فلسطین است که در روایات پیشین گفته شد و گام دوم اخراج آنها از اردن و سوریه است؛ همچون این روایت: «اهل مشرق در محاصره قرار می گیرند تا به اردن می رسند.» الفتن ابن حماد ۱۸۶/۷۶۱ و معنای حدیثاین است که سفیانی بر اهل مشرق چیره می شود و آنها را وادار می سازد تا از فلسطین به اردن کوچ کنند. و نیز روایاتی وجود دارند که می گویند سفیانی در سرزمین عراق با اصحاب پرچم های سیاه روبرو می شود؛ از جمله روایتی از عبدالله بن مسعود: «و سفیانی در عراق با اهل مشرق می جنگد.» الفتن ابن حماد۱۴۶/۶۰۴ کسی که در تفسیر اهل بیت از آیه افساد بنی اسرائیل تامل کند، تصویر تاریخی آخرین حلقه های نبرد خون بار سیاسی را بین دو جریان مختلف، در تاریخ امت اسلامی پیش روی خود می بیند: یکی جریان انحراف از اسلام و برگشت از اصول آن و خیانت به اهداف و مقدسات اسلامی است که حرکت سفیانی نمایشگر آن است و دیگری جریان اسلام ناب محمدی(ص) که صاحبان پرچم های سیاه؛ یعنی ایرانیان و یاران مبارزشان در اطراف بیت المقدس آن را تداوم می بخشند و به همین دلیل هنگامی که از اهل بیت(ع) درباره تفسیر آیه «ثُمَّ رَدَدْنَا لَکُمُ الْکرَّةَ عَلَیهِمْ» سوال می شود پاسخ می دهند: «یعنی پیروزی بنی امیه بر آل محمد(ص)» بحارالانوار ۵۱/۴۵ / ۳ و تفسیر نورالثقلین ۳/۱۳۸ / ۸۱ و زمانی که از امام علی(ع) تفسیر قول خداوند که فرمود «غُلِبَتِ الرُّومُ»(سوره روم، آیه۲) سوال می کنند می فرماید: «این آیه درباره ما و بنی امیه است.» تفسیر البرهان ۷/۴۲۸ / ۸۳۱۴ و تاویل الآیات ۱/۴۳۴ / ۱ بر خلاف تصور برخی، پیوند مثلثشیطانی میان اسرائیل، دولت های استکباری و بیماردلان حاکم بر جهان عرب، منحصر به یک حاکم عرب و آن هم سفیانی نیست، بلکه ارتش های عربی دیگری نیز در جبهه سفیانی از اسرائیل دفاع خواهند کرد که ارتش برخی دولت های مغرب عربی پیشتاز آنها خواهند بود، اینها کسانی هستند که اولین ضربه نظامی را در پایان جنگ افساد اول، به صاحبان پرچم های سیاه وارد می آورند، این مطلب در حدیثزیر آمده است: پادشاه مغرب و بنی مروان و قضاعه، در مرکز شام، علیه پرچم های سیاه جمع می شوند. الفتن ابن حماد ۱۸۰/۷۳۱ همچنین در حدیثابن عمر می گوید: آنگاه که پرچم های سیاه از مشرق و پرچم های زرد از مغرب، به حرکت درآیند و در مرکز شام؛ یعنی دمشق، مقابل هم قرار گیرند، مصیبت آنجاست! بلا آنجاست! الفتن ابن حماد ۱۸۴/۷۵۰ بر اساس مفاد حدیثزیر، اولین ارتش های مغرب عربی برای ضربه زدن به صاحبان پرچم های سیاه، از سوی مصر وارد فلسطین می شوند: میان اهل مغرب و اهل مشرق، بر روی پل فسطاط، هفت روز نبرد خواهد بود تا به عریش می رسند و اهل مشرق محاصره و تحت فشار قرار می گیرند و به اردن عقب نشینی می کنند، سپس سفیانی به آنها حمله می کند. الفتن ابن حماد ۱۸۶/۷۶۱ خبرهای غیبی، به وقوع جنگ بین سپاهیان ایران و برخی ارتش های عربی هم پیمان با دولت های استکباری اشاره دارند. از آن جمله در روایتی از رسول خدا(ص) آمده است: یا امر به معروف و نهی از منکر می کنید و یا خداوند آنها(عجم) را مامور شما خواهد کرد، که گردنتان را بزنند، آنها بسیار سرسختند و هیچ گاه نمی گریزند. مصنف۱۱/۲۰۸۱۱ و کنزالعمال ۳/۵۵۶۳ در حدیثدیگری از آن حضرت: شما با عجم بر سر تنزیل قرآن جنگیدید و آنها با شما بر سر تاویل(فهم درست) آن خواهند جنگید. بحارالانوار ۶۷/۱۷۴ / ۷ از عباد بن عبدالله نیز روایت شده است که: در یک روز جمعه علی(ع) بر فراز منبر خطبه می خواند و ایرانیان گرد او حلقه زده بودند، اشعثبن قیس برخاست و گفت: این سرخ ها - منظور او پارسیان بود - به خاطر تو بر ما مسلط شده اند، حضرت فرمود: چه کسی مرا معذور می دارد، به خدا سوگند از پیامبر خدا(ص) شنیدم که می فرمود: به سختی شما را خواهند زد تا شما را به دین بازگردانند، همان طور که شما در ابتدا برای آوردن دین آنها را زدید. کنزالعمال ۴/۱۱۷۷۲(آن را از ابن جریر روایت کرده و صحیح دانسته است.) نه سفیانی و نه هیچ یک از ارتش های عربی هم پیمان او، توان بیرون کردن ایرانیان از فلسطین و اجرای این نقش خائنانه و توطئه بزرگ ضدفلسطینی را مگر زیر چتر حمایت ارتش های اروپایی که وارد فلسطین می شوند، نخواهند داشت. در حدیثعمار یاسر آمده است: پس، آن حکومت سفیانی است و پیش از آن کسی قیام می کند که به آل محمد(ص) فرامی خواند… و روم نیز وارد فلسطین می شود. بحارالانوار ۵۲/۲۰۷ / ۴۵؛ بشارة الاسلام ۲۰۷ و غیبت طوسی ۲۷۸ امام باقر(ع) در حدیثی به شاگرد خویش، جابر جعفی فرموده است: «ای جابر بر زمین بمان و دست و پای مجنبان تا نشانه هایی که می گویمت ببینی.» سپس نشان ها را برشمرد تا فرمود: مژده پیروزی را از سمت دمشق می شنوید… و شورشیان روم پیش می آیند و در رمله مستقر می شوند، پس اولین جایی که از غرب(غرب بلاد اسلامی) خراب می شود، سرزمین شام است. الاختصاص ۲۵۵؛ غیبت شیخ طوسی ۲۶۹، بحارالانوار ۵۲/۲۱۲ / ۶۲؛ غیبت نعمانی ۲۷۹/۶۷؛ تفسیر البرهان ۲/۲۱ / ۶۸۸ و عقدالدرر ۸۷ بنابراین قوای روم(اروپا) پس از نبرد(اول) ایرانی ها با اسرائیل و آزاد شدن فلسطین، وارد این سرزمین می شوند، چرا که تعبیر «مژده پیروزی را از سمت دمشق می شنوید»، اشاره به نتایج جنگ افساد اول است که به فرماندهی ایرانی ها علیه یهود صورت می گیرد و خبر پیروزی آن از سمت دمشق به امت اسلام می رسد.شرح نبرد افساد دومسقوط اسرائیل در نبرد افساد دومقرآن کریم درباره مجازات بنی اسرائیل پس از افساد دوم آنها می گوید: «فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الاَخِرَةِ لِیَسئِئُوا وُجُوهَکمْ وَ لِیَدْخُلُوا الْمَسجِدَ کمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ لِیُتَبرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِیراً» اسرا، آیه ۸ با توجه به اینکه قرآن، مجازات افساد اول بنی اسرائیل را با تعبیر «فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولَهُمَا»(چون زمان اولین افساد فرا رسید) ذکر کرده بود، انتظار می رفت که برای مجازات افساد دوم از تعبیر «فاذا جاء وعد ثانیهما»(چون زمان دومین افساد فرا رسید) و یا به جای ثانیهما، اخریهما(افساد دیگر) استفاده شود، اما برخلاف این تصور، قرآن فرموده است: «فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الاَخِرَةِ»(چون زمان افساد پایانی فرا رسد). کلمه «الآخرة» از تعابیر نادر قرآنی است که جز برای بیان «حیاة الآخرة»(زندگی پس از مرگ) به کار نرفته است، این خود قرینه ای است بر این که افساد دوم، آخرین حلقه تبهکاری و ویرانگری در تاریخ بنی اسرائیل است، به گونه ای که پس از آن، قد علم نخواهند کرد. تعبیر «پس آنگاه که وعده ی پایانی فرا رسد، از اندوه چهره تان را زشت گردانند» که بیانگر حجم ناملایماتی است که به دست مجاهدان بر یهود فرود می آید نیز همانند ناخوشی ها و ناملایماتی است که در روز قیامت بر کفار وارد می شود و در این آیه بدان اشاره شده است: «فَلَمّا رَأَوهُ زُلفَةً سِیئَت وُجُوهُ الَّذینَ کَفَرُوا» ملک، آیه ۲۷ مجازات نهایی، همه یهود را ریشه کن خواهد کرد، زیرا خداوند قبل از آن، همه آنها را در فلسطین جمع می کند: «وَ قُلنا مِن بَعدِهِ لِبَنِی إِسرائِیلَ اسکُنُوا الأَرضَ فَإِذا جاءَ وَعدُ الآخِرَةِ جِئنا بِکُم لَفِیفاً» اسرا، آیه ۱۰۴ یعنی آنان را گروه گروه و یک به یک از سرزمین های مختلف آورده و در یک جا با هم جمع می کند و این همان عقوبت نهایی است که در روایات به «درو» تعبیر شده است، زیرا همه آنها را درو می کند و هیچ یک را باقی نمی گذارد؛ به این معنا در حدیثشریف زیر اشاره شده است که: «در فلسطین دو حادثه برای روم اتفاق می افتد که یکی قطاف نام دارد و دیگری حصاد.» تعبیر «قطاف»(چیدن) کنایه از مجازات افساد اول است که در آن خانه به خانه می گردند و تعبیر «حصاد»(درو کردن) کنایه از مجازات افساد دوم است که به هر چه دست یابند نابود می کنند، زیرا «تتبیر» به معنای شکستن و تکه تکه کردن و درو کردن چیزی و در نهایت نابود کردن آن است و این دلیلی است بر پایان یافتن سلطه اسرائیل به دست عقوبت کنندگان آنها در مجازات افساد دوم. مقتضای سیاق آیات افساد این است که مجازات افساد دوم اسرائیلی ها نیز به دست ایرانیان واقع شود، زیرا تعبیرات قرآنی «عِبَاداً لَّنَا»(بندگانی از خودمان) «لِیَسُوءُا»(زشت سازند) «وَ لِیَدْخُلُوا الْمَسجِدَ»(به مسجد درآیند) «کمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ»(همچنان که بار اول بدان درآمدند) «وَ لِیُتَبرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِیراً»(بر هر چه دست یابند یکسره نابود کنند)، با واژه ها و ضمیرهای خود بر این نکته تاکید دارند که ماموران مجازات اسرائیلی ها در هر دو مرحله، یک قوم واحدند. حال باید دید که آیا در روایات غیبی دلیلی وجود دارد که مجازات بنی اسرائیل در افساد دوم نیز به دست مردم قم به طور خاص و ایرانی ها به طور عام انجام می گیرد؟ در پاسخ به این سوال باید گفت روایاتی که گویای این موضوع می باشند بیش از روایات مربوط به عقوبت افساد اول بوده و در انتساب مجازات افساد دوم یهود به ایرانی ها صریح تر و گویاترند. در روایت علی بن ابراهیم از اهل بیت(ع) نقل شده است که در تفسیر آیه ی «پس آنگاه که وعده پایانی فرا رسد از اندوه چهره تان را زشت گردانند» گفته اند: «منظور قائم(ع) و یاران او است.» تفسیر البرهان ۶/۵۹ / ۶۲۶۵، تفسیر قمی ۲/۱۴ و بحارالانوار ۵۳/۸۹ / ۸۸ مراد از قائم، مهدی منتظر(ع) است و منظور از یاران او، مردم قم؛ یعنی اصحاب پرچم های سیاه مشرقی هستند که حدیثعفان بصری آن را توضیح می دهد؛ عفان گفته است که امام صادق(ع) به من فرمود: می دانی چرا شهر قم را «قم» نامیده اند؟ گفتم: خدا و رسولش و شما داناترید، فرمود: قم نامیده شده است، چون مردم آن با قائم آل محمد(ص) همراهی کرده و با او قیام می کنند و در کنار او استقامت می ورزند و او را یاری می رسانند. بحارالانوار ۶۰/۲۱۶ / ۳۸ روایات دیگری نیز در منابع شیعه و سنی آمده است که حدیثعفان بصری را توضیح داده و کیفیت یاری ایرانیان را به امام زمان(ع)، بیان می کنند همچون روایت عمار که می گوید: «پرچمدار مهدی «شعیب بن صالح» است.» الفتن ابن حماد ۲۱۴/۸۵۶، الحاوی للفتاوی ۲/۶۸ شعیب یکی از شاخص ترین فرماندهان نظامی ایرانی است که برنامه نظامی امنیتی ورود مخفیانه به فلسطین به همراه مبارزان و مقاومین سرزمین شام را اجرا می کند تا مقدمات عقوبت افساد اول را فراهم آورده و اولین ضربات نظامی کارساز را بر یهود وارد کند و همین شعیب بن صالح به عنوان فرمانده ارشد سپاه مهدی(ع)، با لشکر ایرانی خود، آشکارا وارد فلسطین می شود تا مجازات افساد دوم را بر یهود اعمال نماید، در روایت سفیان کلبی این موضوع به صراحت آمده است: زیر فرمان مهدی(ع) جوانی کم سال، کم ریش و گندم گون قیام می کند که اگر با کوه ها مقابله کند آنها را به لرزه درمی آورد، تا در ایلیا فرود آید. الفتن ابن حماد ۲۵۸/۱۲۰(ایلیا همان بیت المقدس است و این خصوصیات شعیب بن صالح است.)ایرانیان سفیانی را شکست می دهند.در این مورد روایاتی است که از طریق اهل سنت از علی(ع) نقل شده است؛ به نمونه هایی از آن توجه فرمایید: وقتی لشکریان سفیانی به سمت کوفه می روند، گروهی را در پی اهل خراسان می فرستند و اهل خراسان خارج می شوند، سپاه هاشمی با پرچم های سیاه و به فرماندهی شعیب بن صالح، در دروازه استخر با سپاه سفیانی رو به رو می شود و میان آن دو کشتار سختی به وقوع می پیوندد و سرانجام پرچم های سیاه پیروز می شوند و لشکر سفیانی می گریزد؛ در اینجاست که مردم مهدی را آرزو می کنند و او را طلب می نمایند. کنزالعمال۱۴/۳۹۶۶۷ و الحاوی للفتاوی ۲/۶۹ و نیز از علی(ع) نقل شده است که فرمود: پرچم های سیاه بیرون می آیند و با لشکر سفیانی مبارزه می کنند، در بین آنها جوانی از بنی هاشم است که در شانه چپش خالی است و پیشاپیش(سپاه) او مردی از بنی تمیم به نام شعیب بن صالح است و یاران سفیانی را شکست می دهند. الفتن ابن حماد ۲۱۶/۸۶۳؛ الحاوی للفتاوی ۲/۶۹، کنزالعمال ۱۴/۳۹۶۶ از برخی روایات چنین برمی آید که سرزمین عراق صحنه رویارویی نظامی بین لشکریان ایرانی و سفیانی است؛ مانند روایت ابن مسعود که گفته است: …سفیانی لشکری را با پانزده هزار سوار به کوفه اعزام می کند که آن را می گیرند و زنان و اطفال آنجا را اسیر می کنند و مردان را می کشند و هر آنچه مال در آن می یابند می گیرند و سپس برمی گردند. پس ندایی از مشرق بلند می شود و فرماندهی از بنی تمیم، به نام شعیب بن صالح، به تعقیب لشکر سفیانی می پردازد و اسیران را از دست آنها نجات می دهد و به کوفه برمی گرداند. التذکره ۶۱۰مهدی(ع)؛ فرمانده نبرد برای سقوط اسرائیلبعد از فروپاشی نیروهای سفیانی و اعلام شکست آنها به دست نیروهای ایرانی، امام مهدی(ع) ظهور می کند؛ عمار یاسر می گوید: …سپاه سفیانی همانند شب و چونان سیل، پیش می روند و از هر آن چیزی که می گذرند آن را نابود و منهدم می کنند تا وارد کوفه شوند، در آنجا شیعیان آل محمد(ص) را می کشند و سپس از هر سو به دنبال اهل خراسان می گردند، مردم خراسان نیز در طلب مهدی(ع) بیرون می آیند و به سوی او دعوت می کنند و او را یاری می نمایند. الفتن ابن حماد ۲۰۸/۸۳۹ و کنزالعمال ۱۱/۳۱۴۹۷ در روایت جابر از امام باقر(ع) آمده است که: پرچم های سیاهی که از خراسان بیرون آمده اند در کوفه فرود می آیند و وقتی امام مهدی(ع) ظاهر شد، کسانی را برای بیعت نزد او می فرستند. کتاب غیبت شیخ طوسی ۲۷۴ از علی(ع) روایت شده است: …وقتی(صاحبان) پرچم های سیاه - که شعیب بن صالح در بین آنهاست - سپاه سفیانی را شکست می دهند، مردم مهدی(ع) را آرزو می کنند و او را طلب می نمایند و سرانجام پس از سالها انتظار و نومیدی از ظهور، امام با پرچم رسول خدا(ص) از مکه خارج می شود، دو رکعت نماز می خواند و پس از نماز روی به مردم می کند و می گوید: ای مردم، بر امت محمد(ص) و به ویژه بر اهل بیت او پی در پی سختی و دشواری وارد شد، بر ما غضب کردند و به ما ظلم نمودند. کنزالعمال ۱۴/۳۹۶۷۳؛ الفتاوی الحدیثه ۴۱؛ البرهان باب ۶/۱۱؛ الحاوی للفتاوی ۲/۷۷؛ الملاحم و الفتن لابن طاووس ۶۳ در روایتی طولانی، از حضرت علی(ع) آمده است که نیروهای ایرانی برای آزادسازی فلسطین از چنگ یهود اشغالگر، با نیروهای یمنی هم پیمان می شوند و سپس با رهبری امام مهدی(ع) سرزمین شام را از سلطه سفیانی آزاد می سازند. کنزالعمال ۱۴/۳۹۶۸۰ بعد از سقوط نظام سفیانی طرفدار یهود که بر منطقه دمشق حاکم است، لشکریان اسلام به رهبری امام مهدی(ع) در درون سرزمین شام و مشخصا در فلسطین، با قدرتمندترین ارتش جهانی روبرو می شوند، این ارتش متشکل از سه قدرت نظامی هم پیمان؛ یعنی اروپا، سفیانی و یهود است که سه ضلع مثلثشیطانی توطئه گر بر ضد امت اسلام و فلسطین در آخرالزمان را تشکیل می دهند.طرفین جنگ در افساد دومهویت لشکریان اسلامدر بررسی احادیثقبلی روشن شد که محور اصلی نظامی در مبارزه پیروزمند آزادی فلسطین، در درجه نخست نیروهای ایرانی هستند و پس از ایرانیان، نیروهای یمنی از اهمیت نظامی و جنگی ویژه ای برخوردارند، این مطلب را از احادیثبسیاری که به شرح حوادثاین نبرد سرنوشت ساز پرداخته اند، می توان فهمید؛ از آن جمله: یمانی ظاهر می شود، قریش کشته می شوند و به دست او(یمانی) کشتارهایی صورت می پذیرد. الفتن ابن حماد ۲۷۴/۱۰۸۰ و در روایت دیگری آمده است: «وقتی یمانی ظاهر شد، قریش در بیت المقدس کشته خواهد شد.» الفتن ابن حماد ۲۷۵/۱۰۹۰ پیامبر(ص) در حدیثی روشن و صریح، نقش مبارزان قهرمان یمن را در نبرد سرنوشت ساز آزادی فلسطین، بیان داشته و می فرماید: خداوند در یمن دارای دو گنج است که یکی از آنها را در جنگ تبوک آورد؛ که جماعت اَزدی در آن روز یک سوم لشکر بودند و دیگری را در روز «کشتار بزرگ» خواهد آورد که هفتادهزار نفرند و بند شمشیرهاشان بافته ای محکم است. عقدالدرر ۲۱۵ پس از نیروهای یمنی، مرتبه سوم اهمیت نظامی از آن نیروهای مقاومت اسلامی است که در سرزمین شام و اطراف بیت المقدس مبارزه می کنند. در بسیاری از روایات به این مقاومت که در راه حق و در سرزمین شام علیه یهودیان صهیونیست، قبل از ظهور امام مهدی(ع) جریان دارد، اشاره شده است؛ از جمله در روایت جابر آمده است که رسول خدا(ص) فرمود: همواره جماعتی از امت من برای حق مبارزه می کنند تا عیسی بن مریم در طلوع صبح در بیت المقدس فرود می آید و بر مهدی وارد می شود و مهدی به او می گوید: پیش آی، ای رسول خدا و برای ما نماز بگزار، او می گوید: این امت همه پیشوای یکدیگرند. السنن الوارده ۶۸۶/۲۴۰ و صحیح مسلم ۲۴۷/۱نیروهای مثلثشیطانیقوای اول: نیروهای مسیحی اروپایی، که در حدیثشریف به آنها اشاره شده است: «در فلسطین دو حادثه در(رابطه با) روم اتفاق می افتد که یکی قطاف نام دارد و دیگری حصاد.» الفتن ابن حماد ۳۱۷/۱۲۰۴ مقصود از قطاف(چیدن) نبرد «جاسوا خلال الدیار» و منظور از حصاد(درو کردن) نبرد «وَ لِیُتَبرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِیراً» است که به رهبری پیشوای مسلمانان، امام مهدی(ع) انجام می شود همان گونه که در حدیثآمده است: رومی ها در دشت عکا فرود می آیند و فلسطین و اردن و بیت المقدس را به تصرف درمی آورند ولی چهل روز از گردنه افیق عبور نمی کنند، تا اینکه پیشوای مسلمانان به سوی آنها می آید و در چمنزار عکا آنها را محاصره می کند، در این(سرزمین) چنان جنگی با آنها می کند که خون، تا بالای سم اسبان را فرامی گیرد، آنگاه خداوند همه آنها را، مگر گروه اندکی که به کوه های لبنان و سپس به کوهی در سرزمین روم می گریزند، شکست می دهد. الفتن ابن حماد ۳۰۲ قوای دوم: متشکل از نیروهای یهودی است، که این حدیثشریف نبوی گویای آن است: ساعت برپا نمی شودتا با یهود بجنگید، تا جایی که سنگی که یهودی پشت آن پنهان شده است بگوید: ای مسلمان! این یهودی است که پشت من(پنهان) است، او را بکش! بخاری، علامات النبوه، ص۲۳۸؛ قتال الیهود ۵۱/۴؛ فتح الباری ۶/۴۴۴؛ مسلم در کتاب الفتن ۲۲۳۹/۸۲ و کنزالعمال ۱۴/۲۰۴ / ۳۸۴۰۳ قوای سوم: شامل نیروهای سفیانی است به رهبری خود او، که با سپاه امام مهدی(ع) در فلسطین برخورد می کنند، در حدیثشریف آمده است: و هنگامی که سفیانی بیعت خود را پس می گیرد، مهدی(ع) و سفیانی در بیت المقدس با یکدیگر می جنگند، سپس او را اسیر کرده می آورند و به دستور او در باب الرحمه کشته می شود، سپس زنان و غنیمت هایشان در دروازه دمشق به فروش گذاشته می شود. الفتن ابن حماد ۲۴۴/۹۵۵؛ الحاوی ۲/۷۲ و البرهان ۲/۶۸۰ / ۱۴۷ روایت دیگری می گوید:(امام مهدی(ع)) می رود تا در ایلیا فرود می آید و دیگری(سفیانی) با او بیعت کرده و پس از آنکه از او جدا می شود و پشیمان می گردد، بیعت خود را پس می گیرد و(امام) می پذیرد و دستور می دهد او وکسانی که او را به این خیانت واداشته اند، بکشند. الفتن ابن حماد ۲۴۳دو جنگ در یک نسلدر بررسی آیات مربوط به وعده مجازات بنی اسرائیل، چنین فهمیده می شود که قرآن از دو نبرد پیوسته بر ضد اسرائیل سخن می گوید که هر دو نبرد در یک دوره، ولی در مراحل مختلف صورت می پذیرد که در طول این نبردها دو طرف حمله و گریزهایی خواهند داشت، صحنه پردازی نبرد به گونه ای است که گویا هر دو جنگ با یک فرماندهی و در یک نسل، در هر دو اردوگاه اداره می شود. شاید حضور مشخص فرمانده نظامی ایرانی؛ یعنی شعیب بن صالح، در هر دو نبرد تاکید بر این معنا باشد که این رویارویی بین ایرانیان و اسرائیلی ها در یک عصر واحد، ولی به صورت حملات متعدد که با شکست و پیروزی هر دو طرف توأم است انجام می شود و پیروزی نهایی از آن لشکریان امام مهدی(ع) خواهد بود. در نبرد اول، شعیب بن صالح مخفیانه به فلسطین می رود، روایت می گوید: «…شعیب بن صالح مخفیانه به بیت المقدس می رود.» الفتن ابن حماد۲۲۱/۸۷۱؛ الحاوی للفتاوی ۲/۷۰ و عقدالدرر ۱۲۸ در حالیکه در نبرد دوم، آشکارا و به عنوان فرمانده عالی رتبه لشکر امام مهدی(ع) وارد فلسطین می شود و اکثر روایات نیز گویای همین مطلب اند، عمار یاسر در روایتی گفته است: وقتی سفیانی به کوفه می رسد و یاران آل محمد(ص) را می کشد، مهدی که پرچمدار او شعیب بن صالح است، قیام می کند. الفتن ابن حماد ۲۱۶/۸۶۴؛ الحاوی للفتاوی ۶۹/۲ و البرهان الباب ۷ حدیث۲۳ در آخر روایت ابن عمر آمده است: وقتی چنین(حوادثی) دیدید، به جوان تمیمی روی آورید که از سمت مشرق می آید و پرچمدار مهدی(ع) است. مجمع الزوائد ۱/۳۱۷ و الحاوی للفتاوی ۲/۵۶۲شبهات تطبیق این خلاصه ای بود از تفسیر و تطبیق آقای فتلاوی پیرامون آیات افساد بنی اسرائیل. اما شبهاتی بر این تطبیق وارد است که انشاءالله در مطلب بعدی آنها را بیان کرده و به رفع این شبهات خواهیم پرداخت.