در این مقاله به تحلیل و بررسی علل و پیامدهای اسلام هراسی و به تبع آن اسلام ستیزی در کشورهای غربی خواهیم پرداخت.
اسلام هراسی که در زبان انگلیسی(Islamophobia) خوانده می شود، از ترکیب دو کلمه اسلام(Islam) و کلمه فوبیا(Phobia) به معنای " ترس یا بیزاری نامعقول و بیمارگونه از چیزی " تشکیل شده است. اسلام هراسی، ترسی واهی در میان سیاستمداران و افراد عادی است؛ مبنی بر اینکه دنیای اسلام به طور اعم و مسلمانان مقیم کشورهای غربی به طور اخص، منشاء تهدید و خطر برای مردم، فرهنگ و تمدن غربی تلقی می شوند. این ترس نامعقول و واهی از اسلام و مسلمانان به ناشکیبایی علیه مسلمانان کشورهای غربی، دامن زده است. البته باید توجه داشت که هرچند کاربرد این واژه به چند دهه اخیر باز می گردد، ولی بحثاسلام هراسی پیشینه ای طولانی و ریشه در عوامل مختلف تاریخی، فرهنگی، مذهبی، سیاسی و روانشناختی دارد. به طور کلی اسلام هراسی بر این مطلب دلالت دارد که اسلام هیچ اشتراکی با دیگر مذاهب و فرهنگ ها ندارد؛ دینی خشونت بار، متحجر و نابردبار است و تمدن اسلامی نسبت به تمدن غربی در درجه پایین تری قرار دارد. بر این اساس مسلمانان همواره تهدیدکننده ارزش های ملی و فرهنگ غربی، تلقی می شوند.(۱) پدیده هراس از اسلام به زمان ظهور اسلام باز می گردد؛ اگر چه امروزه و به ویژه پس از حوادثیازدهم سپتامبر ۲۰۰۱، گستره و عمق آن بیشتر شده و منجر به اقداماتی نظیر طعن و تشکیک نسبت به نبوت پیامبر اسلام(ص)، برانگیختن درگیری میان مسلمانان، تلاش برای اشغال سرزمین های اسلامی و فعال‌سازی فعالیت های تبشیری(میسیونری)، شده است. اصطلاح اسلام هراسی برای نخستین بار از اواخر دهه ۱۹۸۰ در غرب رایج شد. ریشه این پدیده نگران کننده به زمانی باز می‌گردد که جامعه غربی با تئوری اجتماعی چندفرهنگی و بحران هویتی روبه رو شد. در این میان مواجهه جهان غرب با موج قابل توجه مهاجران مسلمان که در اکثر کشورهای اروپایی بیشترین رقم اقلیت‌های مهاجر را تشکیل داده اند، به بزرگترین چالش اجتماعی مبدل شد. در اوایل ۱۹۹۰ واژه بیگانه هراسی که از آن به عنوان یک آسیب جدی اجتماعی برای شهروندان اروپایی یاد می‌شود، جای خود را به واژه اسلام هراسی داده و سبب رشد پدیده اسلام‌ستیزی(به معنی تقابل با اسلام و فرهنگ اسلام‌گرایانه) در برخی جوامع شد.

عوامل شکل گیری اسلام هراسی

عوامل متعددی منجر به شکل گیری پدیده اسلام هراسی شده است که در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم:

* سرشار بودن تاریخ از درگیری های میان اسلام و غرب

* جهل نسبت به اسلام:

شهروندان اروپایی و غربی فکر می‌کنند که دین اسلام یک دین تک‌ صدایی، راکد و بی‌اعتنا به تغییر و تحول است و از آن رو جایی در جامعه مدرن ندارد.

* تعارض منافع و اختلاف خاستگاه های ارزشی

* خلط میان دین اسلام و وضع کنونی مسلمانان

* پذیرش تصویرهای پیش ساخته منفی نسبت به مسلمانان

به عنوان مثال معرفی اسلام به عنوان دینی ضد زن.

* عوامل دموگرافیک و جمعیتی:

عامل مهم دیگر که به عنوان دلیلی برای گسترش اسلام ستیزی در جوامع غربی مطرح می شود، رشد فزاینده جمعیت مسلمانان در جوامع غربی است.

* بیداری اسلامی و احیای هویت مسلمانان:

خیزش هویتی باعثشده مسلمانان در برابر ظلم، سرکوب و تحقیر تاریخی ایستادگی کنند. مقاومت در برابر اشغال و تجاوزگری در فلسطین، عراق و سایر جوامع اسلامی نمود گسترده ای پیدا کرده است. هراس از این احساس مقاومت و ظلم ستیزی در سردمداران جوامع توسعه طلب باعثمی شود که آنها روحیه ستیزش و مقابله با اسلام و مسلمانان را در جوامع خود توسعه دهند.

* گسترش خشونت و تحجر به نام اسلام:

اقدامات خشونت باری نظیر بمب گذاری ها، قتل ها و جنایت ها که به نام اسلام در اقصی نقاط جهان صورت می گیرد و موجب نفرت و کینه از مسلمانان می گردد نیز از عوامل توسعه اسلام ستیزی محسوب می شود. به طور کلی گروه‌های صهیونیستی، مسیحیان صهیونیست، جریان‌های کاتولیک صلیبی، جریان‌‌های قومی ارتدوکس مخالف اسلام، گروه‌های نژادپرست و آشوبگر، ‌ لائیک‌‌های مهاجر از کشورهای اسلامی، ایدئولوژی‌های انحرافی و ضداسلامی(همانند بهائیت، مارکسیسم و…) از سردمداران مبارزه با اسلام و ارزش های اسلامی هستند. در پی حوادث۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، موج تازه ای از حرکت های اسلام ستیزانه در جهان غرب(اعم از اروپا و آمریکا) شکل گرفت که در مناسبات میان مسلمانان و غربی ها تاثیرات قابل ملاحظه ای گذاشت. فراخوان " تری جونز "، کشیش کلیسای کوچکی در ایالت فلوریدا، برای برگزاری مراسم قرآن سوزی در ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۱(نهمین سالگرد رویداد ۱۱ سپتامبر)، یکی از جلوه های این پدیده است(۳).

اسلام هراسی در اروپا

گزارشات حاکی از آن است که در سال های اخیر، پدیده اسلام هراسی و اسلام ستیزی رشد چشمگیری در اروپا و آمریکا داشته است. به عنوان نمونه دیلی فیگارو در این زمینه نوشت: اقدامات ضد اسلامی در فرانسه در طول ده سال گذشته، افزایش نگران کننده ای داشته است. بر اساس این گزارش، از اول ژانویه تا ۳۰ اکتبر ۲۰۱۲، اسلام ستیزی نسبت به سال گذشته افزایش یافته است(۴). موسسه فرانسوی افکار عمومی IFOP نیز با انتشار گزارش یک نظرسنجی، بر پدیده نگران کننده رشد اسلام ستیزی تأکید کرد. مدیر این موسسه در مصاحبه ای با فیگارو اظهار داشت: نتیجه این نظرسنجی نشان می دهد که بخش زیادی از مردم فرانسه، اسلام و مسلمانان را مخرب جامعه می دانند. نتایج این نظرسنجی نشان می دهد، ۴۳ درصد از فرانسوی ها حضور مسلمانان در کشورشان را تهدید علیه هویت ملی دانسته و فقط ۱۷ درصد موافق حضور مسلمانان در جامعه بودند. همچنین ۴۳ درصد از افراد با ساخت مسجد جدید در کشورشان مخالفت کرده که این میزان از افزایش ۳۹ درصدی مخالفت فرانسویان نسبت به ساخت مساجد جدید، نسبت به سال ۲۰۱۰ حکایت دارد. شایان ذکر است که اقدامات اسلام ستیزانه در فرانسه از جنبه های مختلف انجام می شود که از جمله می توان به ممنوعیت استفاده از روبنده توسط زنان مسلمان در فرانسه و یا انتشار کاریکاتور موهن از پیامبر در مجله فرانسوی " شارلی ابدو "(Charlie Hebdo)، اشاره کرد. علاوه بر فرانسه، شاهد رشد عقاید اسلام ستیزانه در انگلستان نیز هستیم. اسلام هراسی در انگلستان در سه حوزه نمود بیشتری دارد: ۱) بخش دولتی و رسمی، ۲) رسانه ها، ۳) فضای عمومی. البته می توان گفت که دو حوزه اول در گسترش اسلام هراسی در فضای عمومی نقش بسیار کلیدی دارند و حوزه سوم به طور قابل ملاحظه ای متاثر از دو عامل نخست است(۵). گفتنی است هرچند اقدامات گسترده ای در راستای مقابله با اسلام در پیش گرفته شده است، ولی مسلمانان نیز بیکار ننشسته و به طرق مختلف با این پدیده مبارزه کرده اند. به عنوان مثال یک دانشجوی مسلمان رشته پزشکی در دانشگاه لستر در انگلستان، در اقدامی جالب به تولید تی شرت هایی پرداخته است که از طریق آن با اسلام هراسی در محل تحصیل خود مبارزه کند. وی در این باره گفت: مردم تصورات غلط زیادی در مورد دین اسلام دارند. رسانه ها به صورت شبانه روزی در حال پخش اخبار غلط در مورد مسلمانان هستند که نشان دهنده چهره واقعی مسلمانان نیست. وی به منظور مبارزه با این جو، اقدام به طراحی و تولید تعدادی تی شرت با شعارهایی بر روی آنها کرده است. بعضی از شعارهای نوشته شده بر روی این تی شرت ها عبارت اند از: " تروریسم دین من را ربوده است "، " من یک توریستم و نه یک تروریست "، " همسایه خود را نجات دهید "، " آرام باشید و از حرام دوری کنید " و همچنین عبارت: " ۱.۵ میلیارد نفر اسلام را دوست دارند ".(۶) همچنین اقدامات متعدد کمپین مبارزه با اسلام هراسی در انگلیس نیز نقش موثری در مقابله با اسلام ستیزی غربی ها داشته است. بنابراین اسلام ستیزی در کلیه کشورهای اروپایی و به ویژه در فرانسه که بزرگترین جمعیت مسلمانان در اروپا را در خود جای داده است، در حال گسترش بوده و با اقداماتی از قبیل پرونده سازی علیه مسلمانان، اهانت به مقدسات اسلامی، تبلیغات منفی گسترده علیه اسلام و مسلمانان، انواع آزارها و ارعاب مسلمانان و اعمال انواع تبعیض‌ها نسبت به آن ها، انجام می شود(۷).

اسلام هراسی در آمریکا

دولت آمریکا نیز با اختصاص بودجه ای بالغ بر ۴۰ میلیون دلار، به مواجهه با اسلام رفته است. بر اساس نظرسنجی سال ۲۰۱۰ واشنگتن تایمز، ۴۹ درصد مردم آمریکا نگرش خوبی نسبت به اسلام نداشته‌ که این آمار نسبت به سال ۲۰۰۲، ده درصد افزایش را نشان می‌دهد. در این خصوص اقدامات متعددی در آمریکا صورت گرفته است. به عنوان مثال ارتش امریکا با برگزاری دوره‌هایی برای افسران ارتش، به آن‌ها می‌آموزد که اسلام به طور کلی دشمن آمریکاست. در این دوره‌ها که نمونه دیگری از رواج اسلام هراسی در آمریکاست، پیشنهاد قتل عامی مانند هیروشیما برای از بین بردن شهرهای مقدس اسلامی مکه و مدینه مطرح شده است. این دوره موسوم به " دیدگاه اسلام و رادیکالیسم اسلامی " از سال ۲۰۰۴ میلادی تاکنون پنج بار در سال ارائه شده و در هر دوره حدود ۲۰ دانشجو مشارکت داشته‌اند. این موضوع نشان می‌دهد که حدود ۸۰۰ دانشجو، این واحد اسلام هراسی را گذرانده اند(۸). یکی از مهم ترین نمودهای اسلام ستیزی در ایالات متحده آمریکا، نحوه بازنمایی اسلام و مسلمانان در سینمای هالیوود است. مسلمانان در فیلم‌های هالیوودی افرادی بی‌فرهنگ و شهوت‌ران، جنگجو، بدوی، تنبل، بدون مبادی آداب اجتماعی، فاحشه، تروریست و جانی و فاسدالاخلاق به تصویر کشیده شده‌اند. غرب بر اساس این عدم شناخت صحیح از مسلمانان، تا آنجا پیش رفت که حتی به حریم مقدس انبیای الهی هم ورود پیدا کرده است. آخرین وسوسه‌ی مسیح، عیسی به روایت ده فرمان، کتاب آفرینش و ده‌ها فیلم بزرگ و کوچک سندی بر این ادعاست. بر این اساس می توان گفت، سهم اسلام و اسلام‌هراسی در بین موضوعات دینی مورد توجه هالیوود، رقم قابل توجهی را به خود اختصاص داده است. پس از حادثه‌ ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ میلادی، مسلمانان موجوداتی خشک مقدس، بنیادگرا و افراطی، تروریست و متنفر از یهود و مسیحیت نشان داده می‌شوند. زنان عرب نیز به شمایل فاحشه، رقاصه و جادوگر معرفی می‌شوند. جمع این تصاویر بارها و بارها در انواع متکثری از تولیدات هالیوودی نقش بسته و به خورد مخاطب جهانی داده شده است(9). به طور کلی می توان گفت، حرکت های اسلام ستیز، با انگیزه ها و اشکال مختلف در جهان غرب رو به گسترش است. این جریان از رسانه ها و ابزار مؤثر بر افکار عمومی به صورت ماهرانه ای استفاده کرده و در ساختن تصور توده های مردم و حتی نخبگان جوامع، نقش موثری دارند. معرفی اسلام به عنوان دشمن برای تثبیت هویت خود، موجب تخریب چهره اسلام و مسلمانان در غرب شده است. اقداماتی که توسط گروه های تندرو به نام اسلام صورت می گیرد، بیشترین بهره را به این جریان می رساند. بر این اساس و با توجه به روند رو به گسترش قدرت، حضور و نقش مسلمانان در عرصه بین المللی به نظر می رسد کماکان شاهد توسعه جریان های اسلام ستیز، به ویژه در کشورهای غربی باشیم. تلاش برای ارائه چهره صحیح از اسلام و مقابله با جریان های افراطی می تواند یکی از اصلی ترین روش های مبارزه با اسلام ستیزی باشد؛ خصوصا در زمانیکه بیداری اسلامی جانی دوباره گرفته است و مسلمانان می کوشند عظمت و هویت تاریخی خود را احیا کنند(10).