شکست راهبرد اوباما در قبال بحران سوریه طبعا گزینه‌های دیگری را مطرح می‌سازد. گمانه‌زنی‌هایی در مورد این گزینه‌ها مطرح است که بررسی آنها بسی جای تأمل دارد.
با اذعان وزیر خارجه آمریکا به شکست در سوریه، برای نخستین بار آمریکا به شکست خود در این کشور اعتراف کرد. گرچه تلاش شد این اقرار لاپوشانی شود، ولی آمریکا بدنبال راهکارهای جدیدی برای سوریه است.

زمانی که جان کری وزیر امور خارجه آمریکا در نشست خصوصی که در حاشیه کنفرانس بین المللی امنیتی مونیخ برگزار شد به شکست سیاست های کاخ سفید در قبال سوریه اقرار کرد، برخی از مقامات کاخ سفید و وزارت امور خارجه آمریکا در تحرکی دستپاچه و غیر متمرکز اظهارات منسوب(شما بخوانید واقعی) به کری را تکذیب کرد. کری در این نشست تاکید کرده است که باید حتما راهکار جدیدی برای حل بحران سوریه یافت شود. روزنامه واشنگتن پست ضمن اشاره به اعترافات جان کری مبنی بر شکست سیاستهای واشنگتن در قبال سوریه می نویسد، باید از وزیر امور خارجه تقدیر کرد که هرچند غیرعلنی اما سرانجام واقعیتی را که او و اوباما در مورد شکست راهبرد آمریکا در سوریه، تاکنون انکار می‌کردند، پذیرفته است.
سناتور جان مک کین و سناتور لیندسی گراهام که در حاشیه اجلاس امنیتی مونیخ با جان کری دیدار نمودند، می گویند وزیر امور خارجه به شکست سیاست های کاخ سفید در سوریه اذعان کرده و خواستار تغییر استراتژی آمریکا شده است. روزنامه های واشنگتن پست، دیلی بیست، و بلومبرگ از قول این دو سناتور گزارش داده اند که جان کری از ضرورت مسلح کردن مخالفان میانه رو در سوریه سخن گفته و تاکید کرده که بعید می داند روند نابودی سلاحهای شیمیایی در سوریه در زمان مقرر محقق شود.
هنوز اثر تکذیب ها و رد اظهارات جان کری درباره شکست راهبرد این کشور در سوریه از بین نرفته بود که این دیپلمات کهنه کار آمریکایی در سخنانی دیگر درباره دستاوردهای میدانی و سیاسی دولت بشار اسد در زمینه های مختلف صحبت کرد و گفت دولت سوریه توانسته است به پیشرفت ها و پیروزی های ملموسی در صحنه میدانی و دیپلماسی کسب کند هرچند که به طور کامل پیروز نشده است. این اظهارات کری چون آب سردی بر پیکره مقامات کاخ سفید که در پی تکذیب اعتراف کری بودند بود.
در شرایطی که شکست آمریکا در سوریه بر همگان آشکار گردیده و بسیاری از مقامات این کشور نیز به این شکست اذعان کرده‌اند دولت آمریکا با تاکید بر سیاست پیش‌گرفته‌شده در برابر بحران سوریه، سخنان منسوب به جان کری، وزیر خارجه آن کشور، در مورد «لزوم تغییر سیاست در برابر سوریه» و «مسلح کردن مخالفان» را رد کرد.
دولتمردان کاخ سفید که در سوریه ناتوان بوده‌اند از هر ابزاری برای پنهان سازی این شکست بهره می‌گیرند که بخشی از آن را در تکذیب اعتراف‌های کری وزیر امور خارجه این کشور می‌توان مشاهده کرد. البته باید بررسی کرد که کدام یک دروغ می گویند. البته تجربه نشان می دهد این‌ها نوعی جنگ زرگری میان دستگاه های مختلف آمریکایی و توزیع نقش ها در این کشور برای منحرف کردن افکار عمومی و وارونه جلوه دادن واقعیت هاست. ناکامی آمریکا در سوریه زمانی بیشتر آشکار می‌شود که سازمان سیا فرمانده عملیاتی آمریکا در سوریه را به دلیل عملکرد ناموفق فراخوانده و مورد بازخواست قرار داد. ژنرال «جان رایت» که پیشتر از سوی سازمان سیا به عنوان فرماندهی عملیاتی آمریکا در آموزش و هدایت عملیاتی نیروهای مسلح معارض سوری در امان انتخاب شده بود، مورد نکوهش و بازخواست این سازمان قرار گرفته و در همین رابطه در بیستم ژانویه ۲۰۱۴ با یک هواپیمای نظامی به واشنگتن فراخوانده ‌شد.
شرایط زمانی برای کشورهای غربی و حامیان تروریست‌ها در سوریه فاجعه بار تر شد که باراک اوباما در دیدار با فرانسوا اولاند همتای فرانسوی خود درباره به بن بست رسیدن و شکست راهبرد آمریکا در قبال سوریه خبر داد و از گزینه های دیگر خبر داد. از نگاه برخی از کارشناسان سیاسی نیز، راهبرد فعلی آمریکا در حل و فصل بحران سوریه شکست خورده است و احتمال می دهند این شرایط منجر به اتخاذ گزینه های مختلف و چرخش سیاست خارجی آمریکا گردد. مواضع آمریکا تاکنون درخصوص بحران سوریه این بوده است که نسبت به خط قرمزها در سوریه هشدار داده ولی اقدامی عملی نکرده است. موضع واشنگتن این است که بشار اسد از قدرت کناره گیری نماید اما بشار اسد همچنان در قدرت باقی مانده است. آمریکا از یک طرف به شورشیان سوری کمک می‌کند و از سوی دیگر درباره فعالیت گروههای تروریستی فعال در سوریه هشدار می دهد. آمریکا حضور مستقیم در بحران سوریه ندارد ولی در بخش آموزش مخالفان سوری و اعزام کارشناسان نظامی و کمک نظامی به آنان دخالت دارد.
تلویزیونهای خارجی دلیل انفعال آمریکا در قبال بحران سوریه را تاکید بیش از حد اوباما بر موضوع امنیت ملی آمریکا ارزیابی می‌کنند. از نگاه این رسانه ها روش مصلحت‌گرای اوباما باعثتجدید نظر سیاست خارجی تهاجمی واشنگتن در قبال ایران و سوریه شده است. آمریکا به پرونده هسته‌ای ایران بیشتر از بحران سوریه اهمیت می دهد. رسانه های خارجی عدم اقدام عملی اوباما در قبال بحران سوریه را ناشی از مخالفت مردم آمریکا با جنگ جدید در خاورمیانه ارزیابی می کنند. به همین دلیل اوباما تاکنون نخواسته است نقش اول را در جریان بحران سوریه ایفا نماید.
اما نکته مهم این است که این رسانه ها بیان می کنند شکست راهبرد اوباما در قبال بحران سوریه طبعا گزینه های دیگری را مطرح می‌سازد. تلویزیونهای خارجی گزینه‌های احتمالی ذیل را درخصوص مواضع اوباما مطرح می سازند:
۱ - کاخ سفید ممکن است به زودی عملیات تسلیح و تجهیز مخالفان سوری را در دستور کار خود قرار دهد.
۲ - آمریکا ممکن است به گزینه نظامی علیه نیروی هوایی و موشکی دولت سوریه متوسل شود. آمریکا ممکن است بطور مستقیم در سوریه دخالت نظامی نماید.
۳ - آمریکا ممکن است اقدام عملی برای تغییر موازنه قوا در عرصه میدانی سوریه صورت دهد. چراکه دولت سوریه نسبت به مخالفان قوی و مقتدر است.
۴ - احتمال دارد آمریکا قدرت هوایی ارتش سوریه را تضعیف نماید. درصورتی که دولت سوریه از نیروی هوایی محروم گردد در مواضع اش بازنگری خواهد کرد.
۵ - در عین حال برخی دیگر معتقدند تصور حمله نظامی آمریکا به سوریه یک توهم است چون که بسیاری از مردم آمریکا به این امر اعتراض خواهند کرد.
۶ - آمریکا مانند یک پسر خوب دولت قانونی و مشروع بشار اسد را به رسمیت شناسد و دست از توطئه علیه محور مقاومت در منطقه بردارد.
راستی دلایل اصلی که از اقدام نظامی و عملیات رزمی آمریکا علیه سوریه جلوگیری می کند چیست.؟ این امر می تواند عوامل مختلفی در پی داشته باشد ولی در این جا در صددیم تا به برخی از عوامل اصلی آن اشاره کنیم:
۱ - اختلاف شدید میان گروه های مخالف سوری
بر اساس تحقیقات به عمل آمده بیش از ۱۰۰ گروه مسلح تروریست در سوریه فعالیت می کننند و هر یک خود را مستحق سلطه بر قدرت آینده بعد از بشار اسد می داند. اختلافات در میان گروه های مخالف سوری به حدی رسیده است که کشورهای حامی آنان در منطقه از جمله قطر، عربستان و ترکیه نیز به تبع آن دچار اختلافات شدیدی شده اند. هیئت مذاکره کننده مخالفان در ژنو در واقع نماینده اصلی مردم این کشور نیست. مردم سوریه بعد از گذشت برهه اندکی از زمان دست گروه های تروریستی و اهداف شوم آنان را خواندند و امروزه در سرتاسر سوریه مردم علیه گروه های تکفیری تظاهرات می کنند و در موارد زیادی به ارتش می پیوندند و علیه مخالفان دست به شورش می زنند. امروز گروه های مخالف سوری خود درگیر جنگ داخلی شدیدی هستند و یکدیگر را غیرقانونی بودن متهم می کنند این در حالی است که همه آن ها فرزندان ناخلف و زنازاده آل سعود و وهابیت هستند. بنابراین آمریکا نگران است وقتی این گروه های تروریستی به خود رحم نمی کنند و تروریسم فرزندان خود را می خورد چگونه بعدا خواهد توانست آنان را کنترل کند؟
حتی هیئت شرکت کننده در کنفرانس ژنو نیز از هماهنگی و وحدت موضع برخوردار نیست تا جایی که احمد عاصی الجربا رییس ائتلاف مخالفان سوری و احمد طعمه نخست وزیر این ائتلاف به شدت با یکدیگر درگیر شده اند. در چنین صورتی حادثه اشغال افغانستان و ایجاد طالبان تکرار می شود. آمریکا برای تحقق اهداف شوم خود در افغانستان و برای مقابله با اتحاد جماهیر شوری سابق طالبان را ایجاد کرد و همین گروه به تدریج علیه نظامیان آمریکایی دست به سلاح بردند و بر اساس گزارش های منتشر شده تاکنون بیش از ۲۰۰۰ نفر از نظامیان آمریکایی در افغانستان کشته شده اند.
۲ - وحدت کلمه و وحدت موضع گروه های حامی دولت سوریه
به هر میزان که گروه های مسلح تروریستی از تفرقه و اختلاف شدید رنج می برند و این اختلافات هر روز بیشتر و بیشتر می شود، گروه های مقاومت سوریه، دولت و ارتش و مردم در این کشور به همدیگر نزدیک تر و نزدیک تر می‌شوند و عزم شان برای مقابله با تروریست ها بیشتز می شود. البته علت این وحدت مثال زدنی در این است که مقاومت و حزب الله و گروه های حامی آنان تنها یک هدف والا و الهی دارند و آن حمایت از ارزش های و اصول اسلام اصیل ناب محمدی است ولی مخالفان به تنها چیزی که فکر نمی کنند اسلام ناب محمدی است. این گروه ها ساخته و پرداخته صهیونیسم و وهابیسم برای تفرقه افکنی و مخدوش کردن وجهه واقعی اسلام است.
۳ - بیداری ملت سوریه
اگر توطئه گران غربی و مزدوران منطقه ای آنان توانستند در برخی از کشورهای اسلامی تفرقه و آشوب ایجاد کنند علت این بود که مردم این کشور ها را از توجه به سوی قطب نمای اصلی که همان اسلام و مقدسات است منحرف کردند. ولی این توطئه ها در قبال مردم سوریه کارساز نیست. مردم سوریه با استفاده از تجربه ای که از تحولات دیگر کشورها اندوختند همه توطئه های خارجی را تاکنون خنثی کرده اند. در واقع مردم سوریه فهمیدند جنس تحولات در این کشور با سایر کشورهای عربی متاوت است. آنان درک کردند که بشار اسد رییس جمهور زیرکشان، حسنی مبارک، بن علی و معمر قذافی دیکتاتور نیست که مزدور خارجی ها باشد و عزت و شرافت کشور و میهن را به اجنبی بفروشد.
مردم سوریه اسد را دوست دارند به گونه ای که بر اساس نتایج نظرسنجی که دقیق ترین و معروف ترین مراکز نظر سنجی در جهان انجام داده اند اگر همین امروز در سوریه انتخاباتی برگزار شود باز هم بشار اسد یکه تاز میدان است و هیچ کسی را توان رقابت با وی نیست. تاریخ نشان داده است حکومتی که مردم از آن حمایت کنند تحت هیچ شرایطی فروپاشیدنی نیست. آمریکا می داند که هرگونه حمله ای به سوریه به خصوص اگر مردم این کشور حامی دولتش باشند خسارت های جبران ناپذیری را برای کاخ سفید در پی خواهد داشت و چه بسا به فروپاشی این کشور بزرگ(امریکا) منجر خواهد شد. سوریه بدون تردید گورستان هزاران هزار نظامی آمریکایی خواهد شد. ورود به جنگ در سوریه با اختیار متجاوزگران است ولی خروج از آن دیگر با آنان نیست و هزینه های سنگینی را متحمل خواهند شد.
۴ - ضعف اقتصادی و سیاسی و اجتماعی آمریکا
آمریکا بارها و بارها به خصوص در چند سال اخیر نشان داده است دیگر از آن توان سیاسی و اقتصادی لازم برای شعله ور کردن جنگ جدیدی در منطقه خاورمیانه ندارد. ضعف جایگاه بین المللی کاخ سفید به حدی رسیده است که هر زمانی رژیم صهیونیستی در توهم حمله به تاسیسات هسته ای ایران قرار می گرفت آمریکا آن را منع می کرد و تاکنون هیچ چراغ سبزی بدین منظور به رژیم اشغالگر قدس نداده است. ناتوانی آمریکا باعثشده تا در جریان پدیده موسوم به بهار عربی نیز از ورود مستقیم به حملات ناتو و غرب علیه برخی کشورها از جمله تونس پرهیز کرد و این مسئولیت به طور اتوماتیک وار بر گردن دیگران نهاده شد. آمریکا امروز با بحران بدهی های حاکمیتی سرسام آوری برخوردار است و هر روز بر میزان آن به طور بی سابقه ای افزوده می شود. عرصه داخلی و اجتماعی آمریکا نیز در شرایطی است که مردم این کشور با ورود کشورشان در هرگونه جنگ جدید در جهان به خصوص در منطقه خاورمیانه به شدت مخالفند و بر اساس آمار به دست آمده از نظرسنجی که سال گذشته در این خصوص صورت گرفت بیش از شصت درصد از مردم آمریکا هرگونه دخالت نظامی این کشور در سوریه را محکوم می کنند. بنابراین در شرایطی که آمریکا حتی یکی از گزینه های لازم اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را برای حمله نظامی به سوریه ندارد از هرگونه اقدام نظامی علیه این کشور پرهیز خواهد کرد.
۵ - وفاداری ارتش سوریه به نظام بشار اسد
در بسیاری از کشورهای عربی که مشمول پدیده موسوم به بهار عربی شدند، ارتش در شرایط حساس پشت سر حکومت را خالی گذاشت. در مصر ارتش اعلام کرد جانب بی طرفی را مراعات می کند و در تحولات دخالت نمی کند. در لیبی نیز بسیاری از نیروهای امنیتی دست از حمایت از قذافی برداشتند و او را در میدان معرکه تنها گذاشتند تنها برخی از ساکنان زادگاه این دیکتاتور تا نهایت وی را همراهی کردند. در تونس نیز بر اساس گزارش های منتشر شده ارتش در سناریویی طراحی شده به ارعاب و تهدید بن علی از سوی مردم پرداخت و باعثشد وی فرار را بر قرار ترجیح دهد و به عربستان پناهنده شود.
ولی بعد از گذشت سه سال از جنگ داخلی و توطئه های خارجی علیه نظام سوریه، ارتش این کشور از هم فرونپاشیده است. ارتش به حکومت پشت نکرد بلکه انسجام و وحدت خود را تا پای جان حفظ کرد. در برخی از موارد افرادی از ارتش جدا شدند ولی امروز کار به جایی رسیده است که همان افراد ابراز ندامت کرده اند و بار دیگر به دامن ارتش سوریه بازگشتند و مصمم تر از قبل با گروه های تروریستی در حال نبردند.
۶ - نقش حامیان منطقه ای و بین المللی
برخی از کشورهای منطقه که هدف پدیده موسوم به بهار عربی قرار گرفتند هیچ جایگاه و وجهه ای در عرصه بین المللی و در قلوب مردم آزادیخواه جهان نداشتند. حال آن که شرایط در سوریه متفاوت است. سوریه از یک سو حامیان و متحدان قوی و وفادار منطقه ای و بین المللی مانند ایران، روسیه و مقاومت دارد و از سوی دیگر در دل و قلب بسیاری از آزادیخواهان و انسان های باوجدان در سرتاسر جهان لانه کرده است. آیا زمانی که نظام لیبی و تونس و مصر در حال سرنگونی بود تظاهرات و تجمعی در نقطه ای از جهان در حمایت از این نظام ها صورت گرفت.؟ هرگز. ولی شرایط در خصوص سوریه بسیار متفاوت است امروز مقاومت سوریه در دل مردم ایران، استرالیا، ترکیه، لبنان، یمن، تونس، مصر، آمریکا، کانادا، در ژنو سوییس محل برگزاری مذاکرات، عراق و دیگر مناطق جهان جایگاه محکمی دارد و مورد حمایت است. بنابراین می توان گفت نظام سوریه نظامی مردمی و برخواسته از وجود مردمی است که حاضرند برای این کشور در جهت حمایت از مقاومت و فلسطین جانفشانی کنند.
۷ - نقش اقلیت ها
نظام سوریه بر خلاف برخی از کشورهای عربی و در راس آن ها عربستان که فاقد ابتدایی ترین حقوق شهروندی و دموکراسی هستند، در میان کشورهای منطقه و داشتن شاخص های یک کشور دموکراتیک رتبه بسیار خوبی دارد. نگاهی گذار به اکثر کشورهای عربی از جمله عربستان، قطر و … نشان می دهد که بویی از دموکراسی نبرده اند. این که عربستان مدعی حمایت از مردم سوریه است بیشتر به یک جوک خنده دارد شبیه است تا واقعیت. آن چه مشخص است دولت سوریه تعامل بسیار خوبی با گروه های اقلیت در این کشور از جمله مسیحیان، دروزی ها و کردها و ارمنی ها داشته است. به همین علت است که اقلیت‌های سوری از آغاز بحران سوریه تاکنون در کنار بشار اسد باقی مانده اند و از وی و نظام او حمایت می کنند. این در حالی است که یکی از علل اصلی سرنگونی فوری رژیم حسنی مبارک دیکتاتور مصر این بود که اقلیت های ساکن در این کشور و در راس آن ها قبطی ها از مخالفان اصلی رژیم حاکم بودند و در جریان انقلاب در این کشور سهم بسزایی در سرنگونی نظام حسنی مبارک ایفا کردند.
بنابراین یکی دیگر از برگه های برنده نظام بشار اسد همراه داشتن اقلیت های دینی و مذهبی با خود است. بدون تردید اگر اقلیت مسیحی یا دیگر اقلیت های سوری با اسد همصدا و هماهنگ نبودند رسانه های خبری و بنگاه های خبری غول دنیا، دست به حملات تبلیغاتی و روانی زیادی علیه نظام بشار اسد می زدند و تا حد زیادی می توانستد آن را در تنگنا قرار دهند. بنابراین داشتن حمایت اقلیت ها یکی دیگر از برگه های برنده نظام سوریه برای مقابله با توطئه های خارجی و عملیات نظامی آمریکاست.