وجود رهبرى صالح، یاورانى صادق، صبر، جهاد فراگیر و استمداد از خداوند از جمله سرفصل‌هایی است که در قرآن برای مقابله با استکبار مطرح شده است.
واژه استکبار با مشتقات آن ۴۸ بار در قرآن کریم آمده است. در این نوشتار تلاش می‌کنیم به کمک منابع مختلف، مفهوم استکبار در قرآن را بررسی کنیم.دربخش اولبه بررسی زمینه های پذیرش استکبار از نگاه قرآن پرداختیم. در بخش دوم آثار استکبار و برخی روش‌های مقابله با استکبار را از منظر قرآن بررسی می کنیم.آثار استکبار:پدیده استکبار آثار شوم و پیامدهاى فردى و اجتماعى فراوانى دارد، از‌جمله:۱. عهد شکنى و نفرت و روی‌گردانى از انذار و هشدار انبیا:آیه ۴۲ سوره فاطر: «واَقسَموا بِاللّهِ جَهدَ اَیمنِهِم لَئِن جاءَهُم نَذیرٌ لَیَکونُنَّ اَهدى مِن اِحدَى الاُمَمِ فَلَمّا جاءَهُم نَذیرٌ ما زادَهُم اِلاّ نُفورا * اِستِکبارًا فِى الاَرضِ…» و[مشرکان‏] با سوگندهاى سخت خود به خدا سوگند یاد کردند که اگر بیم رسانى براى آنها بیاید، قطعا راه یافته‏ تر از هر امّتى خواهند بود، ولى چون بیم‏ رسانى برایشان آمد، جز بر رمیدنشان نیافزود. مشرکان وقتى شنیدند که هرگاه پیامبرى براى یهودیان مى ‏آمد آنها لجاجت مى ‏کردند؛ سوگند یاد کردند و گفتند: ما چنین نیستیم، اگر پیامبرى براى ما بیاید بدون لجاجت او را مى‏ پذیریم، و از دیگر امّت‏ها زودتر و بهتر هدایت خواهیم شد ولى همین که پیامبر به سراغشان آمد جز نفرت چیزى از خود نشان ندادند.امروز نیز مستکبران گوشی برای شنیدن سخنان حق ندارند و نصایح دلسوزانه انسان های عادل در جهان را نمی‌شنوند.۲. تکذیب و ردّ آیات الهى:آیه ۷ سوره لقمان: «وَإِذَا تُتْلَى عَلَیْهِ آیَاتُنَا وَلَّى مُسْتَکْبِرًا کَأَن لَّمْ یَسْمَعْهَا کَأَنَّ فِی أُذُنَیْهِ وَقْرًا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِیمٍ» و چون آیات ما بر او تلاوت شود، با نخوت روى بر مى‏ گرداند، چنان که گویى آن را نشنیده است، گویى در دو گوش او سنگینى است. پس او را به عذابى دردناک بشارت ده.در این آیه با اشاره به این نکته که برخى افراد، از هر زبانى آیات الهى را بشنوند، باز هم زیر بار نمى‏ روند، گوش ندادن به سخن حق را یکی از نشانه‌های استکبار و این روحیه را مانع پذیرش حق و حقیقت معرفی میکند.۳. ‌تکذیب و قتل انبیا:آیه ۸۷ سوره بقره: «… اَفَکُلَّما جاءَکُم رَسولٌ بِما لاتَهوى اَنفُسُکُمُ استَکبَرتُم فَفَریقًا کَذَّبتُم وفَریقًا تَقتُلون» و البتّه به موسى کتاب دادیم و پیامبرانى را از پى او فرستادیم و به عیسى بن مریم حجت‏‌هاى روشن عطا کردیم و او را با روح القدس تأیید نمودیم. پس آیا هر بار پیامبرى چیزى برایتان آورد که دلخواه شما نبود تکبّر ورزیدید پس گروهى را تکذیب کردید و گروهى را مى‏ کشتید.تابعین هوی و هوس تا پیامبرکشى پیش مى‏ روند. در دنیای امروز کشتن انسان‌های هدایتگر و عادل توسط نظام سلطه به پدیده‌ای عادی تبدیل شده است.۴.انکار توحید:آیه ۳۵ سوره صافات: «اِنَّهُم کانوا اِذا قیلَ لَهُم لا‌اِلهَ اِلاَّ اللّهُ یَستَکبِرون» چرا که آنان بودند که وقتى به ایشان گفته مى‏ شد: خدایى جز خداى یگانه نیست تکبر مى‏ ورزیدند. آیه ۳۶ سوره صافات: «و یَقولونَ اَئِنّا لَتارِکوا ءالِهَتِنا لِشاعِر مَجنون» و مى‏ گفتند: آیا ما خدایان خویش را براى گفته شاعرى مجنون رها کنیمتهمت و تحقیر دیگران و تعصب بر عقاید خرافى، نشانه استکبار است و تکبّر، فکر انسان را واژگون مى‏ کند.۵. رویگردانى از عبادت خدا:آیه ۱۷۲ سوره نساء: «و مَن یَستَنکِف عَن عِبادَتِهِ ویَستَکبِر فَسَیَحشُرُهُم اِلَیهِ جَمیعا» هرگز مسیح و فرشتگان مقرب از این ابا ندارند که بنده‏ خدا باشند و هر که از عبودیت و بندگى خدا روى برتابد و بزرگى فروشد، همه را[در قیامت‏] به حضور خود جمع خواهد کرد.سرچشمه‏ ترک عبادت، تکبّر است و اگر روح استکبارى شد، همه نوع خطر حتی ترک عبادت را نیز در پى دارد.آیه ۶۰ سوره غافر: «…اِنَّ الَّذینَ یَستَکبِرونَ عَن عِبادَتى سَیَدخُلونَ جَهَنَّمَ داخِرین» و پروردگارتان گفته است: مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم. بى ‏تردید کسانى که از پرستش من تکبر مى ‏ورزند به زودی سر افکنده وارد دوزخ شوند.در این آیه با اشاره به این نکته که دعا نکردن(رویگردانی از عبادت)، نشانه‏ تکبّر است، اعلام می دارد که استکبار امروز، سرافکندگى فردا را به دنبال دارد.امروز شاهدیم رویگردانی از عبادت خداوند تا بدانجا پیش رفته است که، انسان‌های زیادی تنها به جرم عبادت خداوند، توسط مستکبرین مورد استهزاء قرار می‌گیرند و حتی بسیاری در اثر هجوم وحشیانه عناصر استکبار، جان خود را از دست داده‌اند.۶. درخواست‌هاى نامعقول:آیه ۲۱ سوره فرقان: «و‌ قالَ الَّذینَ لا یَرجونَ لِقاءَنا لَولاَ اُنزِلَ عَلَینَا المَلئِکَةُ اَو‌نَرى رَبَّنا لَقَدِ‌استَکبَروا فى اَنفُسِهِم وعَتَو عُتُوًّا کَبیرا» و کسانى که به لقاى ما امید ندارند گفتند: چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند؟ یا پروردگارمان را نمى‏ بینیم؟ راستى که آنها درباره‏ خویشتن تکبر ورزیدند و طغیان کردند، طغیانى بزرگ.از دیگر آثار استکبار درخواست‌های نامعقول است و سرچشمه‏ طغیان و استکبار انسان، بلند پروازى‏ هاى‏ درونى‏ اوست.۷. لجاجت و حق‌ناپذیرى:آیه ۱۵ سوره فصلت: «فَاَمّا عادٌ فاستَکبَروا فِى‌الاَرضِ بِغَیرِ الحَقِّ وقالوا مَن اَشَدُّ مِنّا قُوَّةً اَوَ لَم یَرَوا‌اَنَّ اللّهَ الَّذى خَلَقَهُم هُوَ اَشَدُّ مِنهُم قُوَّةً و کانُوا بِایتِنا یَجحَدون» و امّا عادیان، به ناحق، در زمین سر برافراشتند و گفتند: چه کسى از ما نیرومندتر است؟ آیا ندانسته‏ اند که آن خدایى که خلقشان کرده خود از ایشان نیرومندتر است؟ و[به خاطر این احساس قدرت‏] آیات ما را انکار مى ‏کردند.آیات ۲۳ تا۲۵ سوره مدثر:«ثُمَّ اَدبَرَ واستَکبَر * فَقالَ اِن هذا اِلاّ سِحرٌ یُؤثَر * اِن هذا‌اِلاّ قَولُ البَشَر»سپس رو گردانید و تکبر ورزید*و[در آخر] گفت: این[قرآن‏] جز سحرى که[از پیشینیان‏] نقل مى‏ شود، هیچ نیست*این نیست مگر سخن آدمىاین آیات با بیان اینکه وقتى عناد و لجاجت در انسان مستقر شود، آیات الهى را تکذیب مى‏ کند و روی بر می گرداند و تکبر می ورزد و عناد و لجاجت، سبب زوال نعمت مى ‏شود.توجه به قدرت دنیوی، تکبر و استکبار را در پی دارد و در مقابل داروى مبارزه با خود برتربینى، توجّه به قدرت الهى است و در نهایت آن چه کفّار را به هلاکت مى‏ رساند، استمرار در کفر و لجاجت است.جهان استکبار، امروز هر چقدر بر قدرت نظامی و اقتصادی خود می‌افزاید در نزد مردم بی‌آبرو تر می‌شود و هر چه مردم بیدارتر می‌شوند، قدرت‌های طاغوتی را ضعیف‌تر می‌بینند.آیات ۶ تا ۸ سوره جاثیه: «تِلکَ ءایتُ اللّهِ نَتلوها عَلَیکَ بِالحَقِّ فَبِاَىِّ حَدیثبَعدَ اللّهِ وءایتِهِ یُؤمِنون * وَیلٌ لِکُلِّ اَفّاک اَثیم * یَسمَعُ ءایتِ اللّهِ تُتلى عَلَیهِ ثُمَّ یُصِرُّ مُستَکبِرًا کَاَن لَم یَسمَعها فَبَشِّرهُ بِعَذاب اَلیم» اینها آیات الهى است که آنها را به درستى بر تو مى‏ خوانیم، پس بعد از خدا و آیات او به کدام سخن ایمان مى ‏آورند*واى بر هر دروغزن گناه پیشه*[که‏] آیات خدا را که بر او خوانده مى‏ شود مى‏ شنود، سپس به گردنکشى پاى مى‏ فشارد، چنان که گویى آن را نشنیده است، پس او را به عذابى دردآور بشارت ده.آنانکه آیات الهى را مى‏ شنوند و هدایت نمى‏ شوند، مشکلى در درون دارند، نه آنکه آیات خداوند، باطل یا مبهم باشد. بدتر از بى‌اعتنایى به حقّ که علامت تکبر است، اصرار بر آن است و این آیه روحیّه استکبار را چنین معرفی می‌کند.۸. تکذیب آخرت و معاد:آیه ۲۲ سوره نحل: «…‌فَالَّذینَ لا‌یُؤمِنونَ بِالأخِرَةِ قُلوبُهُم مُنکِرَةٌ وهُم مُستَکبِرون» معبود شما معبودى یگانه است، پس کسانى که به آخرت ایمان نمى‏ آورند دل‏هایشان منکر[حق‏] است و ایشان متکبرند. آیه ۳۹ سوره قصص: «واستَکبَرَ هُوَ وجُنودُهُ فِى الاَرضِ بِغَیرِ الحَقِّ وظَنّوا اَنَّهُم اِلَینا لا یُرجَعون» و او و سپاهیانش در زمین به ناحق سرکشى کردند و پنداشتند که ایشان به سوى ما بازگردانده نمى ‏شوند. آیه ۲۶ سوره ملک: «ویَقولونَ مَتى هذا الوَعدُ اِن کُنتُم صدِقین» بگو: علم آن فقط نزد خداست و من صرفا هشداردهنده‏ اى آشکارم.از آیات فوق و آیات فراوان دیگرى در این زمینه برمى‌آید که مستکبران بیش از هر چیز به تکذیب اصول دین(توحید، نبوت و معاد) مى‌پردازند. مستکبران با انواع وسائل، مى‌خواهد بزرگى دروغینی برای خود بسازند و از طریق طرح سؤال و تحقیر و استهزا در صدد تضعیف مکتب و رهبر آسمانى است و لذا انبیا را متّهم به دروغ‏گویى مى‏ کند.۹. ‌اصرار دروغ:آیات ۷ و ۸ سوره جاثیه: «وَیلٌ لِکُلِّ اَفّاک اَثیم * یَسمَعُ ءایتِ اللّهِ تُتلى‌عَلَیهِ ثُمَّ یُصِرُّ مُستَکبِرًا کَاَن لَم‌یَسمَعها…» واى بر هر دروغزن گناه پیشه*[که‏] آیات خدا را که بر او خوانده مى ‏شود مى‏ شنود، سپس به گردنکشى پاى مى‏ فشارد، چنان که گویى آن را نشنیده است، پس او را به عذابى دردآور بشارت ده. امروز دروغ‌گویی مستکبرین عالم بارها و بارها بر همگان اثبات شده است. سران رسمی کشورهای مستکبر به راحتی دروغ می‌گویند. به بهانه‌ی دروغینی، کشورهای جهان را اشغال و میلیون‌ها انسان را می‌کشند، آواره می‌کنند و اموالشان را غارت.۱۰. احساس غرور و خودپسندى:آیه ۱۵ سوره فصلت: «فَاَمّا عادٌ فاستَکبَروا فِى‌الاَرضِ بِغَیرِ الحَقِّ وقالوا مَن اَشَدُّ مِنّا قُوَّةً اَوَ لَم یَرَوا‌اَنَّ اللّهَ الَّذى خَلَقَهُم هُوَ اَشَدُّ مِنهُم قُوَّةً و کانُوا بِایتِنا یَجحَدون» و امّا عادیان، به ناحق، در زمین سر برافراشتند و گفتند: چه کسى از ما نیرومندتر است؟ آیا ندانسته‏ اند که آن خدایى که خلقشان کرده خود از ایشان نیرومندتر است؟ و[به خاطر این احساس قدرت‏] آیات ما را انکار مى ‏کردند.طبق این آیه، با توجه به اینکه قدرت نشانه حقانیت نیست، انگیزه‏ تکبّر، مغرور شدن به قدرت و نداشتن رقیب است و در مقابل داروى مبارزه با خود برتربینى، توجّه به قدرت الهى است.نظام استکبار برای خودش جایگاهی متصور است که می‌خواهد برای تمام جهانیان تصمیم بگیرد. آنها خودشان را استثنائی و غیرقابل مقایسه با انسان‌های عادی می دانند. خواسته‌های خود را خواسته‌ی همه مردم قلمداد کرده و از هر ابزاری برای رسیدن به آنها بهره می‌برد.۱۱.محرومیت از محبت الهى:آیه ۲۳ سوره نحل: «لاَ جَرَمَ أَنَّ اللّهَ یَعْلَمُ مَا یُسِرُّونَ وَمَا یُعْلِنُونَ إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْتَکْبِرِینَ» شکى نیست که خداوند آنچه را پنهان مى‏ دارند و آنچه را عیان مى‏ سازند مى ‏داند. بى‏ تردید او گردنکشان را دوست نمى‏ دارد.در این آیه به گردنکشانی اشاره دارد که خداوند آنها را از محبت خویش محروم کرده و می فرماید که آنها را دوست نمی دارد.۱۲.محرومیّت از مغفرت و هدایت الهى:آیات ۵و۶ سوره منافقون: «…‌و‌رَاَیتَهُم یَصُدّونَ وهُم مُستَکبِرون * سَواءٌ عَلَیهِم اَستَغفَرتَ لَهُم اَم لَم تَستَغفِر لَهُم لَن یَغفِرَ اللّهُ لَهُم اِنَّ اللّهَ لا یَهدِى القَومَ الفسِقین» و چون به آنها گفته شود: بیایید تا رسول خدا برایتان آمرزش بخواهد، سرهاى خود را بر مى‏ گردانند، و مى‏ بینى که آنها متکبرانه روى بر مى ‏تابند*براى آنها یکسان است، چه برایشان آمرزش بخواهى یا برایشان آمرزش نخواهى، خدا هرگز آنها را نمى‏ آمرزد. مسلما خدا مردم فاسق را هدایت نمى‏ کند.سر باز زدن از هدایت، نشانه تکبّر است و تکبر انسان را از رحمت بى‏ پایان الهى محروم مى‏ سازد و در نتیجه کسى که دعوتِ حق را نمى‏ پذیرد، حتى دعاى پیامبر درباره او کارساز نیست۱۳. ‌محرومیت از برکات آسمانى:آیه ۴۰ سوره اعراف: «اِنَّ الَّذینَ کَذَّبوا بِایتِنا و استَکبَروا عَنها لا‌تُفَتَّحُ لَهُم اَبوبُ السَّماءِ…» همانا کسانى که آیات ما را تکذیب کردند و از پذیرش آن تمرد نمودند، درهاى آسمان به رویشان باز نشود، و به بهشت داخل نشوند مگر آن که شتر در سوراخ سوزن داخل شود، و بدین ‏سان مجرمان را کیفر مى‏ دهیم.۱۴. استبداد و خودکامگى:آیه ۸۸ سوره اعراف: «قالَ المَلاَُ الَّذینَ استَکبَروا مِن قَومِهِ لَنُخرِجَنَّکَ یشُعَیبُ والَّذینَ ءامَنوا مَعَکَ مِن قَریَتِنا اَولَتَعودُنَّ فى مِلَّتِنا…» سران قوم او که سرکشى کردند، گفتند اى شعیب! به یقین تو و کسانى را که با تو ایمان آورده‏ اند از شهر خود بیرون مى‏ کنیم، مگر آن که به آیین ما بازگردید. گفت: حتى اگر دوست نداشته باشیم.این آیه درباره تصمیم مستبدانه سران قوم حضرت شعیب است که او و گرویدگان به وى را تهدید کردند که ایشان را از محل زندگیشان اخراج خواهند کرد، جز اینکه از آیین خود دست برداشته و به آیین سران مستکبر قومشان بگروند.استبداد و سرکوب مردم و عدالت‌طلبان و در مقابل آن بیداری مردم و قیام علیه استبداد مستکبران به اخبار روز این روزها تبدیل شده است.۱۵. کفر:بر اساس برخى از آیات قرآن، کفر از عوامل و زمینه‌هاى استکبار و براساس آیات دیگرى، از آثار و نتایج آن است: آیه ۷۶ سوره اعراف: «قالَ الَّذینَ استَکبَروا اِنّا بِالَّذى ءامَنتُم بِهِ کفِرون» آنان که گردنکشى کردند گفتند: ما به چیزى که شما به آن ایمان آورده‏اید، کافریم. آیات ۳۱ تا ۳۳ سوره سبأ: «وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَن نُّؤْمِنَ بِهَذَا الْقُرْآنِ وَلَا بِالَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَلَوْ تَرَى إِذِ الظَّالِمُونَ مَوْقُوفُونَ عِندَ رَبِّهِمْ یَرْجِعُ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ الْقَوْلَ یَقُولُ الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِینَ اسْتَکْبَرُوا لَوْلَا أَنتُمْ لَکُنَّا مُؤْمِنِینَ*قَالَ الَّذِینَ اسْتَکْبَرُوا لِلَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا أَنَحْنُ صَدَدْنَاکُمْ عَنِ الْهُدَى بَعْدَ إِذْ جَاءکُم بَلْ کُنتُم مُّجْرِمِینَ * وَقَالَ الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِینَ اسْتَکْبَرُوا بَلْ مَکْرُ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ إِذْ تَأْمُرُونَنَا أَن نَّکْفُرَ بِاللَّهِ وَنَجْعَلَ لَهُ أَندَادًا وَأَسَرُّوا النَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ وَجَعَلْنَا الْأَغْلَالَ فِی أَعْنَاقِ الَّذِینَ کَفَرُوا هَلْ یُجْزَوْنَ إِلَّا مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ» و کسانى که کافر شدند گفتند: نه به این قرآن و نه به آن[کتاب‏هایى‏] که پیش از آن است هرگز ایمان نخواهیم آورد. و اى کاش این ظالمان را هنگامى که در پیشگاه پروردگارشان بازداشت شده ‏اند ببینى که[چگونه‏] سخن را به یکدیگر برمى گردانند[و جدل مى‏ کنند و] کسانى که زیردست بودند به کسانى که[ریاست و] برترى داشتند، مى‏ گویند: «اگر شما نبودید قطعاً ما مؤمن بودیم.» *مستکبران به ضعیف شدگان گویند: مگر ما بودیم که شما را از هدایت پس از آن که به سوى شما آمد بازداشتیم؟ بلکه خودتان گناهکار بودید*و ضعیف شدگان به مستکبران گویند:[نه،] بلکه نیرنگ شب و روز[شما بود]، آن گاه که ما را وادار مى‏کردید که به خدا کافر شویم و براى او همتایانى قرار دهیم. و هنگامى که عذاب را ببینند پشیمانى[خود] را پنهان مى‏ دارند و در گردن‏هاى کسانى که کافر شدند غل‏ها مى‏ نهیم آیا جز به سزاى آنچه انجام مى‏ دادند مى‏ رسند؟راههاى مقابله با استکبار۱. صبر و پایدارى:آیه ۱۳۷ سوره اعراف: «وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِینَ کَانُواْ یُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِی بَارَکْنَا فِیهَا وَتَمَّتْ کَلِمَتُ رَبِّکَ الْحُسْنَى عَلَى بَنِی إِسْرَآئِیلَ بِمَا صَبَرُواْ وَدَمَّرْنَا مَا کَانَ یَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا کَانُواْ یَعْرِشُونَ» و به آن گروهى که تضعیف مى‏ شدند، مشرق‏ها و مغرب‏هاى[آن‏] سرزمین را که برکت داده بودیم واگذاشتیم و وعده‏ نیک پروردگار تو در حق بنى اسرائیل، به پاس صبوریشان تحقق یافت و آنچه را که فرعون و قوم او مى‏ ساختند و آنچه را که بر مى‏ افراشتند ویران کردیم.طبق وعده الهی، حکومت انبیا، حکومت مستضعفان است و در هر مبارزه ای، شرط پیروزى، صبر و مقاومت است. مستضعفان و ملّتى که صابر و مقاوم باشند، وارثزمین مى‏ شوند.۲. وجود رهبرى صالح و یاورانى صدیق:آیه ۷۵ سوره نساء: «والمُستَضعَفینَ مِنَ الرِّجالِ والنِّساءِ والوِلدنِ الَّذینَ یَقولونَ رَبَّنا اَخرِجنا مِن هذِهِ القَریَةِ الظّالِمِ اَهلُها واجعَل لَنا مِن لَدُنکَ وَلِیًّا واجعَل لَنا مِن لَدُنکَ نَصِیرا» و چرا در راه خدا و[نجات‏] مردان و زنان و کودکانى که زبون شمرده شده‏اند نمى‏جنگید؟ همانان که مى‏گویند: پروردگارا! ما را از این شهرى که اهلش ستمکارند بیرون ببر و از جانب خود براى ما سرپرستى بگمار و از جانب خود براى ما یاورى قرار دهرهبر صالح و پیروان صادق دو شرط اساسى براى مبارزه با مستکبران و ستمگران‌ است.۳. جهاد همگانى و فراگیر:آیه ۷۵سوره نساء: «والمُستَضعَفینَ مِنَ الرِّجالِ والنِّساءِ والوِلدنِ الَّذینَ یَقولونَ رَبَّنا اَخرِجنا مِن هذِهِ القَریَةِ الظّالِمِ اَهلُها واجعَل لَنا مِن لَدُنکَ وَلِیًّا واجعَل لَنا مِن لَدُنکَ نَصِیرا» و چرا در راه خدا و[نجات‏] مردان و زنان و کودکانى که زبون شمرده شده ‏اند نمى‏ جنگید؟ همانان که مى‏ گویند: پروردگارا! ما را از این شهرى که اهلش ستمکارند بیرون ببر و از جانب خود براى ما سرپرستى بگمار و از جانب خود براى ما یاورى قرار ده.اسلام مرز نمى ‏شناسد، هرجا که مستضعفى باشد، مبارزه با ظلم و استکبار هم باید وجود داشته باشد. همه انسان‌ها چه شیعه و چه سنی و چه مسلمان و غیر مسلمان در راه مبارزه با نظام سلطه باید متحد باشند و در یک جبهه واحد مبارزه کنند.۴. دعا و استمداد از خدا: آیه 75 سوره نساء: «والمُستَضعَفینَ مِنَ الرِّجالِ والنِّساءِ والوِلدنِ الَّذینَ یَقولونَ رَبَّنا اَخرِجنا مِن هـذِهِ القَریَةِ الظّالِمِ اَهلُها واجعَل لَنا مِن لَدُنکَ وَلِیـًّا واجعَل لَنا مِن لَدُنکَ نَصِیرا»و چرا در راه خدا و [نجات‏] مردان و زنان و کودکانى که زبون شمرده شده ‏اند نمى‏ جنگید؟ همانان که مى ‏گویند: پروردگارا! ما را از این شهرى که اهلش ستمکارند بیرون ببر و از جانب خود براى ما سرپرستى بگمار و از جانب خود براى ما یاورى قرار ده.