سال‌ها پیش، زمانی که رژیم جرج دبلیو. بوش، رئیس جمهور قبلی امریکا را یک حکومت پلیسی توصیف کردم، گروه‌ها و عناصر راست گرا بهت زده شدند. زمانی که رژیم اوباما را حتی حکومت به مراتب پلیسی‌تری توصیف کردم، لیبرال‌ها واکنشی از سر آزردگی و ناراحتی نشان دادند. افسوس! من دیگر فردی جنجالی نیستم. این را همه می‌گویند.به گزارش روزنامه انگلیسی گاردین، آنگلا مرکل صدراعظم آلمان جر و بحثی خشم آلود با اوباما داشت و طی آن مرکل، آژانس امنیت ملی اوباما را با پلیس مخوف آلمان شرقی کمونیست موسوم به اشتازی (Stasi) مقایسه کرد؛ پلیسی که از طریق شبکه جاسوسان خود همه کس را زیر نظر داشت. مرکل در آلمان شرقی بزرگ شده است؛ جایی که وی مورد جاسوسی اشتازی قرار داشت و اکنون که به بالاترین مقام سیاسی در قدرتمندترین کشور اروپایی دست یافته است، توسط «آزادی و دموکراسی» امریکایی مورد جاسوسی قرار گرفته است. ویلیام بینی مقام ارشد سابق آژانس امنیت ملی اعلام کرد «ما (امریکا) اکنون تحت حکومت یک نظام پلیسی قرار  داریم.»  بینی می‌گوید، جاسوسی گسترده رژیم اوباما «یک فرایند تمامیت خواهانه است.» بعد از همه‌ نامه‌های نفرت بار از سوی «وطن پرستان افراطی» که نادانی و جهلشان بر کسی پوشیده نیست و لیبرال‌های اوباما پرست که ساده لوحی و زودباوری ِ تهوع آوری دارند، شاید بهترین مدرک و شاهد مبنی بر حقانیت من، از جانب ریچارد لئون، قاضی فدرال باشد؛ کسی که جاسوسی آژانس امنیت ملی با مجوز اوباما را فرایندی «تقریبا اورولی» توصیف کرد. همانگونه که اتحادیه آزادی‌های مدنی امریکا پی برده است، لئون با صدور این حکم که جاسوسی آژانس امنیت ملی امریکا ناقض قانون اساسی این کشور است و همچنین ضمن «اورولی» توصیف کردن آن افزود که جیمز مدیسون، پدر قانون اساسی امریکا اگر زنده بود از این مسئله مبهوت می‌شد، در حقیقت حکم بیگناهی ادوارد اسنودن، افشاگر امریکایی را صادر کرد. ای کاش تنها یک امریکایی دیگر نیز از این فرایند جاسوسی مبهوت و آزرده می‌شد. گاهی اوقات با خود فکر می‌کنم شاید مردم امریکا دوست دارند که مورد جاسوسی قرار بگیرند زیرا این به آنان حس مهم بودن می‌دهد. شاید یک امریکایی بگوید: «به من نگاه کن! من آنچنان فرد با اهمیتی هستم که دولت برای ریشه کن کردن فقر در امریکا هزینه زیادی می‌کند تا از حساب کاربری من و تمام دوستانم در شبکه‌های اجتماعی جاسوسی کند. شرط می‌بندم آنها ۱ میلیارد دلار هزینه می‌کنند تا فقط بفهمند که من امروز با چه کسانی در ارتباط بودم. امیدوارم دولت در بین همه اسپم‌ها و هرزنامه‌ایی که برای من آمده، سردرگم نشود.» مورد جاسوسی قرار گرفتن آخرین نمونه از جنون مردمانی است که عاری از هرگونه آینده‌ای، تشنه توجه هستند. جیسون دیتز از تارنمای «ضد جنگ» (Antiwar.com) که تحت جاسوسی پلیس فدرال امریکا (اف‌بی‌آی) قرار دارد می‌گوید، حکم قاضی لئون یک شکست برای اوباماست؛ اوبامایی که ظاهرا قصد داشت عدالت و آزادی را دوباره زنده کند اما در مقابل، حکومت پلیسی شبه اشتازی مخصوص امریکا را ایجاد کرد. بی تردید، کنگره به حکومت پلیسی و جاسوسی عشق می‌ورزد زیرا تمام شرکت‌های بزرگ سرمایه داری که از این جاسوسی درآمدهای مگا میلیونی و مگا میلیاردی دارند، سخاوتمندانه به کمپین‌های انتخاباتی اعضای کنگره و سنا که حامی رژیم اشتازی هستند، بذل و بخشش می‌کنند. رابطه عاشقانه‌ای که بین لیبرال‌ها و «اقتصاددانان حامی بازار آزاد» و نظام سرمایه داری وجود دارد و نتیجه آن تسلیم در برابر حکومت اشتازی و همکاری با آن بوده، احمقانه است. بیایید به جلو حرکت کنیم. تنها همین چند هفته پیش بود که اوباما و جان کری، وزیر امور خارجه وی در آستانه حمله به سوریه قرار داشتند؛ حمله‌ای به پشتوانه یک مدرک جعلی مبنی بر اینکه سوریه «خط قرمز» را رد کرده و از تسلیحات کشتار جمعی علیه «شورشیان» سازمان یافته و مورد حمایت تسلیحاتی و مالی امریکا که تقریبا همه شان غیر سوری هستند، استفاده کرده است. تنها فرانسوا اولاند، رئیس جمهور فرانسه بود که وانمود کرد اظهارات و درو‌غ‌های واشنگتن علیه دولت اسد در سوریه را باور کرده است. پارلمان بریتانیا که مدت‌ها دست نشانده واشنگتن بود، به صورت اوباما سیلی زد و به مشارکت در یک جنایت جنگی دیگر به رهبری امریکا رای منفی داد. اکنون فقط دیوید کمرون، نخست وزیر انگلیس باقی مانده که مردم انگلیس باید به آن نیز رسیدگی کنند. انگلیسی‌ها نخست وزیرانی مانند کمرون و بلر را از کجا پیدا می‌کنند؟ طرح واشنگتن برای سوریه، که حمایت دست نشانده انگلیسی خود را از دست داده است، ضربه‌ای مرگبار از طرف ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه دریافت کرد؛ پوتین ترتیباتی را فراهم کرد تا به موجب آن تسلیحات شیمیایی سوریه به خارجی‌ها تحویل داده شده و نابود شود و بدین ترتیب به یک جنجال پایان داده شود. در عین حال، روشن و آشکار شده است «شورش سوری‌ها» که توسط واشنگتن سازمان دهی شده، تحت سلطه القاعده قرار دارد؛ گروهی که گفته می‌شود مسئول حملات ۱۱ سپتامبر است. حتی واشنگتن نیز قادر بود این را درک کند که بی‌معنی است القاعده در سوریه به قدرت برسد. اکنون سرتیتر خبرها اینگونه است: «غرب خطاب به شورشیان سوریه: اسد باید بماند.» از سوی دیگر، تفرعن و تکبر امریکا کار را به جایی رسانده است که هند تبدیل به دشمن آن کشور شده است. تی‌اس‌ای که بخشی از وزارت امنیت داخلی امریکاست، یک دیپلمات زن اهل هندوستان را بارها به صورت برهنه مورد بازرسی بدنی قرار داد و به اعتراضات وی مبنی بر برخوردار بودن از مصونت کنسولی کوچکترین توجهی نشان نداد. ابدا هیچ توجیهی برای تعرض به یک دیپلمات هندی وجود ندارد. دولت هندوستان برای نشان دادن نارضایتی خود از این مسئله، موانع امنیتی در مقابل سفارت امریکا در آن کشور را برداشت. واشنگتن همچنین توانسته است که مسابقه تسلیحاتی را دوباره زنده کند. و این یعنی سود بیشتر برای مجموعه نظامی/ امنیتی و امنیت کمتر برای جهان. روسیه، تحریک شده بواسطه تجاوزات نظامی واشنگتن، اعلام کرده است که ۷۰۰ میلیارد دلار هزینه ارتقای موشک‌های هسته‌ای بالیستیک خود خواهد کرد. رهبران چین نیز روشن ساخته‌اند که این کشور مرعوب تجاوز امریکا به محدوده نفوذ این کشور در آسیا نخواهند شد. چین اکنون در حال ساخت سامانه‌های تسلیحاتی است که بواسطه آنها ناوهای امریکایی کهنه و منسوخ جلوه خواهند کرد. اخیرا، آقای محاظه کار، پت بوچانان، خود در اظهاراتی گفت که پوتین، رئیس جمهور روسیه بهتر از رئیس جمهور ایالات متحده امریکا ارزش‌های سنتی امریکا را منعکس می‌کند. بوچانان پر بیراه نمی‌گوید. این واشنگتن و نه مسکو و پکن است که دیگر کشورها را تهدید به بمباران و بازگرداندن آنها به عصر حجر می‌کند. واشنگتن است که هواپیماهای حامل سران کشورها را به زمین می‌نشاند و آنان را مورد بازرسی قرار داده و پناهندگی‌های سیاسی اهمیتی نمی‌دهد. بدون تردید، ادعای واشنگتن مبنی بر «استثنایی» و «ضروری» بودن و بدین ترتیب بالاتر از قوانین و اخلاقیات قرار داشتن به صورت آشکاری با اظهارات پوتین در تقابل و تضاد قرار دارد؛ پوتینی که می‌گوید «ما به منافع هیچ کس آسیبی وارد نمی‌کنیم و به دیگران درس نمی‌دهیم که چگونه زندگی کنند.» تکبر واشنگتن، بی‌اعتباری و رسوایی را برای امریکا به ارمغان آورده است. واشنگتن در مرحله بعدی چه آسیبی به امریکا وارد خواهد کرد؟