وضعیت گروه‌های تروریستی در سوریه، تشدید اختلافات میان این گروه‌ها، افتادن تسلیحات خطرناک اروپایی و امریکایی به دست تروریست‌ها از جمله مسایلی است که در روزهای اخیر تحولات سوریه را به یک کابوس برای همه مخالفین بشار اسد تبدیل کرده است.

این شرایط تا حدی بغرنج و پیچیده شده است که مایکل هایدن، رئیس سابق سازمان اطلاعات مرکزی امریکا(سیا) گفته است که در شرایط حاضر، پیروزی اسد، بهترین سناریو از میان سه سناریوی وحشتناک دیگر است.

هایدن که در سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۹، رئیس سازمان سیا بود و در سال‌های ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۵ نیز رئیس آژانس امنیت داخلی امریکا بود، احتمال تجزیه سوریه را بدترین وضعیت برای سوریه دانست که می‌تواند بر آینده لبنان، اردن و عراق تاثیر منفی بگذارد.

این وضعیتی است که مخالفان در سوریه آن را درک کرده‌اند و در روزهای اخیر، گزارش‌هایی مبنی بر طرح پیوستن مخالفین دولت سوریه به ارتش این کشور به منظور مبارزه با القاعده منتشر شده است. به نوشته روزنامه ایندیپندنت، ارتش آزاد سوریه در حال بررسی پیوستن به نیروهای ارتش این کشور برای مبارزه با القاعده و دیگر گروه‌های تروریستی در این کشور است.

در واقع ارتش آزاد سوریه، محملی بود که امریکا و اروپا تلاش می‌کردند با ارسال اسلحه و تجهیزات نظامی و تقویت این گروه، ارتش بشار اسد را از پای درآورند. اما این گروه نه تنها نتوانست به هدفی که برای آن تعریف شده بود دست یابد، بلکه در درگیری با گروه‌های وابسته به القاعده که مورد حمایت عربستان و قطر هستند، شکست خورد.

حتی تجهیزات پیشرفته نظامی و موشک‌های ضدهوایی و ضدتانک که امریکا در اختیار این گروه قرار داده بود، در روزهای گذشته به تصرف گروه‌های تروریستی در سوریه درآمد؛ مساله‌ای که امریکا و اروپا را به شدت پریشان کرده است.

ارتش آزاد سوریه توسط گروه‌های تروریستی از بسیاری از شهرها بیرون رانده شد و سلیم ادریس فرمانده این گروه نیز از این کشور فرار کرد. به این ترتیب تنها گروهی که دستگاه‌های اطلاعاتی امریکایی و غربی آن را متشکل از مخالفان دولت سوریه می‌دانستند و آن را یک گروه داخلی غیرمرتبط با القاعده توصیف می‌کردند در سوریه از گروه‌های وابسته به القاعده شکست خورد.

اکنون در خاک سوریه، در یک طرف نیروهای ارتش این کشور قرار دارند که از حمایت گسترده مردم سوریه و حامیان جبهه مقاومت در منطقه نظیر حزب‌الله و ایران برخوردار هستند و حتی برخی از مخالفان دولت، نیز به این ارتش پیوسته‌اند، در سوی دیگر این درگیری، نیروهای وابسته به القاعده و تکفیریون هستند که به دلیل بیگانه بودن در خاک سوریه بیشتر به حمایت نظامی و سیاسی دو حامی اصلی خود یعنی عربستان و قطر دلخوش دارند.

در واقع با کاهش قدرت ارتش آزاد در سوریه، می‌توان گفت که در این کشور یک جنگ نیابتی به راه افتاده است که در یک طرف جبهه مقاومت قرار دارد که در افکار عمومی این منطقه از وجهه و اعتبار مطلوبی برخوردار است و در طرف دیگر گروه ضد جبهه مقاومت به رهبری عربستان و اسرائیل قرار دارد.

این جنگ به صورت آشکارتر در سال ۲۰۰۶ میان حزب‌الله لبنان و اسرائیل اتفاق افتاد و در آن زمان نیز جبهه مقاومت و خط مقدم آن حزب‌الله توانستند ارتش سرتاپا مسلح رژیم صهیونیستی را به زانو درآوردند. در آن زمان نیز عربستان و قطر تلاش می‌کردند تا در مسیر پیروزی حزب‌الله اخلال ایجاد کنند، اما در نهایت جبهه مقاومت نشان داد که دولت‌ها و رژیم‌هایی که از حمایت مردم برخوردار نیستند، نمی‌توانند یک جبهه مردمی را شکست دهند.

درسه سال گذشته، جهان شاهد اقدامات کشورهای غربی و برخی از کشورهای منطقه نظیر عربستان، قطر، ترکیه، مصر و همچنین رژیم صهیونیستی برای ساقط کردن دولت بشار اسد بوده است.

برخی ناظران سیاسی، چند دلیل را برای شکست تلاش‌های کشورهای غربی و برخی متحدانشان در منطقه مطرح می‌کنند. اولین دلیل آن را می‌توان اشتباه محاسباتی سازمان‌های اطلاعاتی غربی در مورد میزان محبوبیت و نیز قدرت بشار اسد دانست.

دومین علت به نتیجه نرسیدن این اقدامات را می‌توان ناکامی آن‌ها در قانع کردن افکار عمومی کشورهای خود برای به راه انداختن یک جنگ نظامی علیه سوریه توصیف کرد. آن‌ها نمی‌توانستند اتهامات پیشین خود مانند حمایت سوریه از تروریسم و یا ارتباط این کشور با القاعده و حتی نقض حقوق بشر را مطرح کنند. مسایلی که پیش از این در تهییج افکار عمومی برای به راه انداختن یک جنگ به دولت‌های غربی کمک می‌کرد.

سومین مساله، حمایت ناخودآگاه دولت‌های غربی از تروریست‌های القاعده و متوسل شدن به این گروه برای سرنگونی دولت سوریه بود که نه تنها این مساله به یک تهدید امنیتی برای خود اروپا و امریکا تبدیل شد، بلکه طرح بیش از یک دهه‌ای مبارزه با تروریسم با محوریت القاعده را نیز زیر سوال برد.

در سوریه، در مناتطقی که تحت کنترل دولت نیست، وضعیت امنیتی و انسانی بسیار وخیم است. گروه‌های تروریستی مردم را به هر بهانه‌ای می‌کشند و در برخی مناطق از آن‌ها به عنوان سپر دفاعی استفاده می‌کنند. این افراد که حتی برخی اوقات به زبان عربی نیز مسلط نیستند، نمی‌توانند هیچ همدلی و همدردی با مردم سوریه داشته باشند. براساس گزارش سازمان‌های اطلاعاتی غربی، حدود شش هزار تندروی وابسته به القاعده از سراسر جهان به سوریه رفته‌اند و هر کدام از آن‌ها در بازگشت به کشورشان می‌توانند یک تهدید امنیتی بالقوه برای هموطنان خود محسوب شوند.

مقامات روسیه از ابتدای خشونت‌های مورد حمایت خارجی در سوریه بارها در مورد خطرات احتمالی این اقدامات به کشورهای غربی هشدار داده بودند. اکنون گروه‌های تروریستی، ده‌ها انبار اسلحه سنگین به دست آورده‌اند که اگر از دست آن‌ها خارج نشود، ممکن است این سلاح‌ها از کشورهای اروپایی سر در بیاورد.

برهمین اساس می‌توان اظهارات مدیر کل سابق سازمان سیا در مورد این که بهترین گزینه برای سوریه، پیروزی بشار اسد است، را تفسیر کرد. ضمن این که افشای گزارش‌های اطلاعاتی کشورهای اروپایی و وحشت مقامات اروپایی از گروه تقویت شده القاعده در سوریه، نیز می‌تواند گامی برای توقف کمک‌های اروپا و امریکا به تروریست‌ها در سوریه باشد. در صورت توقف کمک‌های خارجی به تروریست‌ها می‌توان انتظار داشت که دولت سوریه بتواند هر چه سریعتر این آشوب‌ها را مهار کند.

در سه سال گذشته، تروریست‌ها به سوریه گسیل شده‌اند و در میان این افراد، جنایتکاران حرفه‌ای و قاتلان نیز وجود دارند که با دست آوردن سلاح‌های سنگین، نمی‌توان مانعی برای توقف آن‌ها تصور کرد.

در واقع اکنون مقامات غربی بیشتر از این که نگران به هدر رفتن سلاح‌ها و اموال خود در سوریه باشند، نگران این هستند که خنجری که علیه دولت سوریه تیز کرده بودند، گلوی فرزندان خودشان را ببرد.

همچنین راه حل عاقلانه برای کشورهای اروپایی و امریکا، کمک اطلاعاتی و لجستیکی به دولت سوریه برای تسلط کامل بر این کشور و حفظ یکپارچگی آن است، چرا که در صورت تجزیه سوریه، یک حکومت آنارشیک فاقد مرکزیت ظهور خواهد کرد که می‌تواند برای چندین سال متمادی کل منطقه خاورمیانه، اروپا و به طور کلی جهان را به آشوب بکشد.