پس از سه روز مذاکرات سخت و فشرده در ژنو بین ایران و کشورهای گروه پنج به علاوه یک این مذاکرات بدون دستیابی به نتیجه نهایی، پایان یافت.
با وجود این مذاکرات ژنو را می‌توان نقطه عطف و تحول مهمی در ده سال اخیر محسوب کرد، زیرا در روز آخر مذاکرات، با همراه شدن وزیران امور خارجه آلمان، امریکا، انگلیس، روسیه، فرانسه و قائم مقام وزیر خارجه چین به نقطه جدیدی رسید که اگر نبود کارشکنی وزیر خارجه فرانسه حتما می‌توانست به یک نقشه راه اساسی برای روزهای آینده در مذاکرات تبدیل شود. در واقع اسرائیل از همان ابتدای بازی غرب درباره فعالیت‌های صلح آمیز هسته‌ای ایران از سال ۲۰۰۲ تا کنون صحنه گردان مخالفت‌های غیر منطقی با تولید انرژی هسته‌ای در ایران بوده است. در این زمان نتانیاهو وقتی دید دیگر نمی‌تواند آمریکایی‌ها را برای همسویی با مواضع جنگ طلبانه و غیر منطقی خود همراه سازد، از دوست قدیمی خود لوران فابیوس کمک گرفت تا اینبار او نقش پلیس بد را برای برهم زدن توافقی که پس از مذاکرات پنج ساعته اشتون، کری و ظریف در شب دوم مذاکرات، شکل گرفته بود، ایفا نماید. وزیر خارجه فرانسه به عنوان دیپلمات کهنه کار درس خود را خوب بلد بود، او بلافاصله راهی ژنو شد و در گفتگویی پس از ملاقاتش با اشتون و ظریف اعلام کرد: «خودداری ایران از توقف فعالیت در راکتور آب سنگین اراک و بی اثر کردن ذخایر اورانیوم بیست درصد مانع رسیدن به توافق است.» آقای فابیوس با این بیان ناقص که تنها به بخشی از واقعیت اشاره داشت، به دو هدف رسید. اول نشان داد که نه تنها اختلاف نظر بین ایران و گروه پنج به علاوه یک همچنان ادامه دارد و اخبار مثبت را منفی کرد، بلکه بیانگر این واقعیت نیز بود که با پیشنهاد منطقی ایران اختلاف‌نظرهای عمیق‌تری بین کشورهای گروه ۱+۵ به وجود آمده است. به گونه‌ای که وزیرخارجه سوئد مجبور شد در مصاحبه‌ای اعلام کند: «به نظر می‌رسد مذاکرات دشوارتر به جای ایران بین کشورهای ۱+۵ درجریان است که این خوب نیست.» هدف دوم آقای فابیوس این بود که با علنی کردن بخشی از مذاکرات روند توافق‌ها را متوقف کند. زیرا او با مطرح کردن منافع اسرائیل و بعضی از کشورهای منطقه که منظورش عربستان و کشورهای حوزه خلیج فارس بود، به خوبی نشان داد که دلارهای نفتی و وعده‌های خرید سلاح و راکتورهای هسته‌ای از سوی عربستان، کار خودش را کرده است. به ویژه با همکاری مشترکی که در جریان جنگ در سوریه بین فرانسه‌، اسرائیل وعربستان شکل گرفته این نوع موضع‌گیری وزیرخارجه فرانسه بهتر قابل درک است. البته درس دیگری هم در این نوع موضع گیری تخریبی فرانسه در جریان مذاکراتی که می‌توانست به صلح و امنیت پایدار در منطقه کمک کند، کاملا قابل مشاهده است. دیپلمات‌ها می‌دانند چگونه با علنی کردن بخشی از روند مذاکرات، توافق‌های احتمالی را برهم بزنند. این باور بار دیگر به اثبات رسید که وقتی عرصه دیپلماسی به بازی‌های رسانه‌ای کشیده شود، دیگر نمی‌توان به تلاش‌ها ادامه داد. به همین دلیل نیاز است یک فرصت ده روزه دیگری ایجاد شود تا با هماهنگی‌های جدید تلاش برای رسیدن به توافق از نوع آغاز شود. اما وزیر خارجه فرانسه چرا به راکتور آب سنگین اراک اشاره کرد؟ و آن بخش از واقعیتی را که به آن اشاره نکرد چه بود؟ در پاسخ به این سوال‌ها باید گفت راکتور ۴۰ مگاواتی هسته‌ای در حال ساخت اراک قرار است جایگزین راکتور ۵ مگاواتی تهران شود که از ۱۹۶۷ تاکنون مشغول کار است و باید بازنشسته شود. براساس «پادمان هسته‌ای» که بین ایران و آژانس در سال ۱۹۷۳امضا شد، راکتور آب سنگین اراک شش ماه قبل از افتتاح در سال ۲۰۱۵ زیر نظر آژانس بین المللی انرژی هسته‌ای قرار می‌گیرد. دو سال قبل ناکارتس، معاون وقت پادمان‌های دبیر کل آژانس از آنجا بازدید داشت. کار اصلی راکتور اراک تولید رادیو ایزوتوپ‌ها برای معالجه بیماری‌های خاص از جمله انواع سرطان‌ها است. ازآنجا که این نیروگاه قرار است با آب سنگین تولیدات خود را ارائه دهد تا دیگر نیازی به فرایند غنی‌سازی اورانیوم نداشته باشد‌، غربی‌ها مرتبا در این مورد که ممکن است ایران از این امکان برای تولید پلوتونیم به منظور تولید بمب هسته‌ای استفاده کند، بهره‌برداری‌های تبلیغاتی می‌کنند‌. در حالی که وقتی نیروگاه اراک زیر نظر آژانس بین المللی انرژی هسته‌ای باشد دیگر چه جای نگرانی است؟ به ویژه آنکه در پیشنهاد جدید ایران، در صورتی که غرب حق غنی سازی اورانیوم در خاک ایران را به رسمیت بشناسد، نظارت‌های آژانس هم تا حد بسیار زیادی افزایش می‌یابد و در عمل جایی برای نگرانی وجود ندارد. مگر آنکه بر طبق خواست نتانیاهو بخواهند اساسا ایران به فناوری تولید انرژی هسته‌ای دسترسی نداشته باشد. این خواسته برای رژیمی که خود ۲۰۰ کلاهک هسته‌ای دارد آنقدر غیر منطقی است که حتی صدای وزیر خارجه امریکا راهم درآورده است. جالب آنکه آقای فابیوس که کشورش بر خلاف همه قوانین بین‌المللی در دهه پنجاه میلادی به انتقال فناوری هسته‌ای نظامی به اسرائیل کمک کرده، امروز مدافع منافع رژیمی شده است که حتی حاضر نیست پیمان ان پی تی را بپذیرد. درباره موضوع دوم هم که آقای فابیوس اعلام کرده ایران حاضر نیست ذخایر موجود اورانیوم غنی سازی شده به میزان ۲۰ درصد خود را بی اثر کند، جالب است یادآور شویم که در آخرین گزارش آقای آمانو، مدیرکل آژانس بین المللی انرژی هسته‌ای که در ۲۷ آگوست ۲۰۱۳ منتشر شد به صراحت آمده است که از ۳۲۷ کیلو اورانیوم بیست درصد تولیده شده در ایران، حدود نیمی از این مقدار وارد صفحات سوخت شده و این به معنای آن است که روند اعتمادسازی از سوی ایران برای اینکه هیچگونه قصدی برای تولید بمب ندارد، به دقت رعایت شده است. زیرا وقتی اورانیوم غنی شده در صفحات سوخت قرار می‌گیرد دیگر با تکنولوژی امروز ایران قابل برگشت برای ساخت بمب نخواهد بود. بنابراین ادعای آقای فابیوس از جنس همان بیان نیمی از حقیقت برای پوشاندن بهانه جویی‌های اسرائیل در تخریب روند مثبت مذاکرات است. با توجه به پیشنهاد دقیق و جامع ایران که در سه مرحله اجرایی می‌شود، اصولا بهانه از دست غرب برای ادامه این بازی ده ساله خارج شد. ابتکار ایران، پنج وزیر خارجه را به ژنو کشاند و اگر این اقدام اسرائیلی-فرانسوی نبود، این مذاکرات در این مرحله به نتیجه مثبتی رسیده بود. با این وجود شکی نیست که همه چیز برای رسیدن به توافقی جامع و کامل آماده شده است. شرایط امروز حکایت از این واقعیت دارد که دیدگاه‌های دو طرف اصلی یعنی ایران و امریکا بر سر برنامه صلح آمیز هسته‌ای ایران به هم نزدیک شده است. کارشکنی‌های اسرائیل و فرانسه می‌تواند روند را کُند نماید یا به تاخیر بیندازد اما بدون شک به جایی نمی‌رسد. مذاکرات سه روزه نشان داد راه دیپلماسی برای جلوگیری از جنگ بسته نشده و هنوز می‌توان بر خرد جمعی برای فایق آمدن بر مشکلات تکیه کرد. اعتماد سازی امری نسبی و دو طرفه است و به تدریج بدست می‌آید، مهم این است که همه دریافته‌اند چه کسانی نقش تخریبی دارند ونمی‌خواهند خاورمیانه عاری از سلاح‌های هسته‌ای تشکیل شود، به همین دلیل با به هم زدن بازی برد-برد بر طبل زیاده طلبی و زورگویی می‌کوبند.