رابطه آینده ایران و آمریکا از دل مذاکرات بخشی از یک جنگ سرد جهانی خواهد بود و این فرض که موجب حل و فصل همه جانبه و فوری تمامی مشکلات منطقه می‌شود، خیال محض است. خبرگزاری الشرق الجدید در مقاله‌ای به قلم غالب قندیل به بررسی شرایط نوین جهانی و تبدیل ایران به یک ابرقدرت جهانی پرداخته و می نویسد: وزرای خارجه قدرتهای بزرگ از این رو به ژنو رفتند که نشانه های دستیابی به یک توافق اولیه را دریافت کرده اند و احتمال می رود که این توافق، چندین دور مذاکره دیگر در آینده نزدیک را نیز در پی داشته باشد؛ نتیجه مذاکرات ژنو درباره مسأله هسته ای ایران هر چه که باشد حضور وزرای خارجه کشورهای بزرگ در این مذاکرات نشانگر این است که محاصره ایران توسط آمریکا و غرب بعد از سی و چهار سال شکست، جنگ و توطئه، در حال فروپاشی است و ملت و رهبران ایران در این سالها با اراده ای استوار، مقاومت و پیشرفت در به چالش کشیدن خواست استعمار، توانسته اند ورق را به نفع خود برگردانند. اعتراف آمریکا به قدرت ایرانآمریکا در شرایطی قدرت ایران را به رسمیت می شناسد که تصمیم حمله به سوریه، به خاطر پایمردی محور مقاومت در منطقه و متحدان آن در سراسر جهان یعنی مخالفان تسلط یکجانبه آمریکا بر دنیا، از روی میز برداشته شده است؛ این امر نتیجه مقاومت سوریه و ثبات ایران، حزب الله و سایر عناصر تشکیل دهنده محور مقاومت در منطقه است که تصمیم گرفتند در برابر هر گونه تجاوز استعماری علیه هر یک از طرفهای محور مقاومت، بایستند؛ این یک حقیقت راهبردی است که پایداری سوریه، آن را نهادینه ساخت و نشانه های آن از زمان بیرون راندن صهیونیستها از لبنان در سال ۲۰۰۰ و شکست غرب، اسرائیل و متحدان آنها در همه جنگهای استعماری پس از این دستاورد بزرگ، آشکار شد. بنابراین شکست برتری جویی استعمار و فروپاشی هژمونی یکجانبه آمریکا در جهان، حاصل رویارویی های قهرمانانه و پایمردی افسانه ای ملتهای منطقه است که ایران نقشی محوری در این امر بر عهده داشته است؛ ضمن اینکه ایران، حامی و پشتیبان همه متحدان خود در محور مقاومت و آزادی نیز به شمار می رود که این بعد اصلی موفقیت ایران است.عقب نشینی آمریکا در برابر محور مقاومتایران به واسطه اراده استقلال طلبانه و آزادانه ملت و رهبران شایسته و شجاع خود توانست بر محاصره تحمیلی از سوی استعمار غلبه کند و به توانمندیهای اقتصادی، علمی و نظامی عظیمی دست یابد که زمینه ورود این کشور به باشگاه قدرتهای بزرگ جهان را فراهم آورده است.اذعان آمریکا به قدرت ایران، برگ زرین دیگری در مسیر موفقیتها و مقاومت این کشور در برابر دهها سال توطئه استعماری – صهیونیستی است؛آنها تلاش داشتند از طریق پول عربستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس، ایران را از پا در آورده و این کشور را دچار فرسایش و نابودی سازند، توطئه ها همزمان با نخستین جنگ خلیج فارس – یعنی بعد از پیروزی انقلاب ایران – آغاز شد اما ایران با استفاده از اراده مقاومت و حمایت از همه عناصر مخالف با ائتلاف استعماری – صهیونیستی، توانست در برابر همه توطئه ها بایستد. پس از دیدار تاریخی امام آیت الله خمینی(ره) و حافظ اسد رهبران فقید ایران و سوریه، پایگاه مرکزی ائتلاف مقاومت یعنی ایران و سوریه پایه گذاری شد و شاید بتوان این تحلیل دقیق و واقع بینانه را مطرح کرد که اذعان آمریکا به قدرت ایران شبیه اذعان این کشور به قدرت چین است؛ از دیگر نشانه های تشابه مذکور این که عقب نشینی آمریکا محصول محیط منطقه ای مجاور ایران است که خود از تحولات بزرگ برآمده از موازنه قدرت، ناشی می شود. همانگونه که اذعان به قدرت چین، مقدمه تغییراتی شد که هندوچین و شرق آسیا را فراگرفت تحولات آینده مشرق عربی و خلیج فارس پس از پیشرفت ایران نیز مهم و تأثیرگذار خواهد بود.برآشفتگی تل آویو و ریاض از عقب گرد آمریکاتل آویو و ریاض که از نتایج شکست آمریکا زیان دیده و بیمناک شده اند اکنون نقاب از چهره برگرفته اند؛ آمریکا و غرب دهها سال بود که تمامی نقشه های خود را بر پایه حمله همه جانبه به روند قدرت گرفتن ایران و رویارویی بی حد و حصر نظامی، اطلاعاتی، سیاسی و اقتصادی با محور مقاومت، بنیان نهاده بودند؛ محور مقاومتی که ایران با توانمندیها، نقش مستقیم و حمایت مداوم خود، تکیه گاه اصلی آن بوده و هست. حال که نشانه های شکست آمریکا عیان شده، تل آویو و ریاض که منافع و تحرک منطقه ای خود را بر دهها سال یکه تازی طرحهای مذکور آمریکا و غرب، استوار ساخته بودند سخت آشفته شده اند. هر چه زمان به پیش می رود دشمنان میزان قاطعیت اصولی ایران در حمایت از شرکای گزینه مقاومت و رد هر گونه سازش در این مسیر را بیشتر و بیشتر درخواهند یافت چرا که ایران به عنوان حامی مقاومت و طرفدار آرمان ملت فلسطین، جایگاه رو به رشد خود در روابط بین المللی را در خدمت به نیروهای مقاوم و آزادیخواه در منطقه یعنی سوریه، مقاومت لبنان و نیروهای آزاده ای قرار می دهد که در کشورهای حوزه خلیج فارس یعنی عراق، بحرین و یمن از حقوق طبیعی خود دفاع می کنند. این امر موجبات افزایش نگرانی قدرتهای مسلّطی را فراهم آورده که سالهای سال روی جنگ آفرینی و ماجراجویی های آمریکا و اسرائیل، حساب باز کرده بودند. درست است که این شیوه آمریکا و اسرائیل هنوز به پایان نرسیده اما با تنگناهای سرنوشت سازی روبرو شده که ادامه آن را سخت و دشوار ساخته چرا که هزینه های این شیوه برای ماجراجویان به شدت افزایش یافته است. آزمایش نافرجام قدرت علیه سوریه، این امر را روشن ساخت و نشان داد که سیاست استعماری در منطقه با شکستی راهبردی مواجه شده است.اولویتهای ایران تغییر ناپذیر استرابطه آینده ایران و آمریکا که از دل مذاکرات بیرون می آید بخشی از یک سیستم جنگ سرد منطقه ای و جهانی خواهد بود واین فرض که رابطه مذکور، موجب حل و فصل همه جانبه و فوری تمامی مشکلات منطقه می شود خیال محض است. اولویتهای آمریکا و ایران کاملاً با یکدیگر متفاوت است چرا که نخستین اولویت آمریکا دستیابی به یک سری تفاهمات قبل از خروج از افغانستان است اما دغدغه اصلی ایران، مسأله فلسطین است و در همه عرصه های قبلی کشمکش ثابت شده که موضع اصولی ایران در حمایت از سوریه و رد سازش بر سر اصول روشن این موضع، تغییر ناپذیر است؛ این در حالی است که آمریکا و متحدانش مجبور شده اند تلویحاً به شکست خود اذعان کنند. در حالی که کشورهای اروپایی متحد آمریکا سفر نمایندگان خود به دمشق را افزایش داده اند نشانه های آغاز عقب نشینی در آینده نزدیک، آشکار خواهد شد. نتیجه اینکه ملت و رهبران ایران حق دارند به خاطر روند موفقیتهای پی در پی، اذعان استعمارگران به تبدیل ایران به یک ابرقدرت را جشن بگیرند چرا که این اذعان، نشانه ای قاطع از پیروزی اراده مقاومت، پایداری و استقلال طلبی در منطقه است. شیوه کشمکش تغییر یافته اما ماهیت اصلی رویارویی جبهه ایران مستقل و آزاد و متحدانش در محور مقاومت با جبهه استعماری – صهیونیستی و دولتهای مزدور و وابسته به این ائتلاف، تغییری نکرده است با این تفاوت که موازنه تازه ای بر رویارویی مذکور حاکم شده و آن اینکه اوضاع به نفع ایران و شرکایش در حال تغییر است.