جان کری، دیپلمات ارشد امریکایی فردی نیست که به سبب صداقتش شهرت داشته باشد. به یاد بیاورید که چند ماه پیش ولادمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، کری را یک «دروغگوی گستاخ» خواند و این زمانی بود که وزیر خارجه امریکا سعی کرد نقش القاعده در کارزار سوریه را انکار کند.
با وجود این، جان کری هفته جاری در اقدامی که بدون شک تصادفی بود مطلبی صادقانه بیان کرد؛ وی در گفتگو با رسانه‌ها تصدیق کرد که بگو مگوی سیاسی اخیر بین امریکا و خاندان آل سعود تنها بر سر اختلافات «تاکتیکی» است. کری تصریح کرد که اهداف سیاسی اساسی، یا در حقیقت راهبرد مورد نظر تغییری نخواهد کرد. منظور کری سوریه بود. اما آنچه وی گفت درباره تنش‌های اخیر بین امریکا و اسرائیل بر سر موضوع ایران نیز صدق می‌کند. این دیپلمات امریکایی در آغاز سفر منطقه‌ای فشرده‌ی خود در ریاض، پایتخت عربستان سعودی این سخنان را بیان کرد. حتی از سر خط رسانه‌های جریان اصلی غرب نیز پیداست که هدف اصلی ماموریت ۱۱ روزه‌ی کری بهبود روابط تیره شده با رژیم‌‎های وابسته به امریکا، به ویژه عربستان سعودی و اسرائیل است، نه اهداف شرافتمندانه و والاتری همچون صلح در منطقه که به راستی درخورِ رهبرانِ حقیقی دموکراسی و حقوق بشر در جهان است. رژیم اسرائیل و عربستان سعودی هر دو در هفته‌های اخیر به سبب «ضعف» ظاهری واشنگتن در قبال سوریه و ایران اوقات تلخی کرده‌اند. این امر سبب شده است بسیاری از مفسران گمان آن برند که واشنگتن قصد دارد در رویکرد ستیزه‌جویانه‌ی معمول خود در قبال هم‌پیمانی دمشق و تهران تغییری اساسی پدید آورد. می‌توان گفت همین رویکرد تهاجمی است که به کلی جنگِ پنهانِ تحت حمایت عربستان و اسرائیل در سوریه و همچنین انسداد غیرقانونی ایران از طریق تحریم‌های غربی را پدید آورده است. واشنگتن از انجام یک جنایت جنگی آشکار بر ضد سوریه سرباز زد و در عین حال در یک محور دیپلماتیک جدید با ایران بر سر موضوع هسته‌ای این کشور گام نهاد و همین امر سبب خشم عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی را پدید آورده و به تنش‌های بسیار میان این محورِ تحت رهبری امریکا انجامیده است. اما سوال اینجاست که: این تنش‌ها تا چه اندازه اهمیت دارد؟ آیا این تنش‌ها می‌تواند نشان از آن باشد که واشنگتن قصد دارد هم‌پیمانی تاریخی و دیرینه خود با ریاض و تل‌آویو را زیر پا بگذارد تا از توافقنامه‌ای سیاسی برای ناآرامی دو سال و نیمه‌ی سوریه و همچنین تقابل چند دهه‌ای با ایران بر سر موضوع هسته‌ای این کشور دفاع کند؟ خب، باید گفت که جان کری در هفته جاری پاسخ این پرسش را به ما داد؛ کری از چیزی که خود «روابط مهم دفاعی» امریکا در خاورمیانه نامید سخن گفت. این یک اسم رمز امریکایی برای «هم‌پیمانی راهبردی با رژیم‌های خودکامه» به منظور پی ریزی کردن پایه‌های سیطره امپریالیستی واشنگتن در منطقه است. کری در حالی که سعی داشت همانند یک شوالیه در زرهی درخشان به نظر برسد به خبرنگاران گفت: «ما برای عربستان سعودی، اماراتی‌ها، قطری‌ها، اردنی‌ها، مصری‌ها و دیگران آنجا خواهیم بود. ما اجازه نخواهیم داد از خارج به این کشورها حمله شود. ما در کنار آنان خواهیم ایستاد.» لحن حقیرانه و سرشار از تقدیر این دیپلمات امریکایی در برابر «اربابش»، یعنی ملک عبدالله به سبب صدور مجوز دیدار با وی در ریاض کافی است که تعهد راهبردی واشنگتن به آل سعود و دیگر دیکتاتورهای خاورمیانه را نشان دهد. اما سخنانِ رک و نامعمول جان کری خطاب به کارکنان سفارت امریکا در ریاض بود که مطالبی را افشا کرد. کری پیش‌تر درباره مساله مربوط به تاکتیک و راهبرد این چنین گفت: «اکنون چیزهای مهمی وجود دارد که ما باید درباره آن سخن بگوییم تا اطمینان حاصل کنیم که روابط عربستان- امریکا در مسیر خود قرار دارد و به جلو حرکت می‌کند و افزون بر این باید کارهایی ضروری را انجام دهیم. اختلاف بر سر تاکتیک‌های فردی درباره‌ی سیاست به معنای اختلاف اساسی بر سر هدف این سیاست نیست.» این موضوعی اساسی بود که کری به طور سهوی آن را تصدیق کرد. درباره سوریه «هدف اساسی این سیاست» برکناری بشار اسد، رئیس جمهور این کشور است. ممکن است واشنگتن به طور رسمی به روند سیاسی کنفرانس ژنو ۲ برای حل بحران سوریه صحه بگذارد، اما اصل ماجرا تحمیل شرایطی است که برکناری اسد را تضمین کند. از این رو، امریکایی‌ها می‌خواهند به واسطه ابزار سیاسی به تغییر رژیم دست یابند، در حالی که حاکمان عربستان سعودی هنوز نیز بر گزینه نظامی‌گری پنهان اصرار دارند. این تفاوت صرفا تاکتیکی است و نه راهبردی. این همان چیزی است که کری سعی دارد در سفر کنونی خود به کشورهای خودکامه‌ی خاورمیانه و بازی با غرور شکننده‌ی آنان به آن دست یابد. هدف از این سفر اطمینان دوباره دادن است. اگر بخواهیم آنچه کری به پادشاه عربستان، نتانیاهو در اسرائیل، قطری‌ها، اماراتی‌ها، اردنی‌ها و ارتش کودتاگرِ مصر گفته است به عبارتی دیگر بیان کنیم حاصل این چنین است: «خواهش می‌کنم بچه‌ها، آرامش خود را حفظ کنید، عمو سام (نماد شخصیتی ایالات متحده امریکا) هنوز هم شما را دوست دارد، هنوز هم به شما نیاز دارد. فقط به ما اعتماد کنید، ما فقط باید برای رسیدن به هدف مشترکمان تاکتیک‌ها را تغییر دهیم.» واشنگتن دریافته است که استفاده از تاکتیک‌های نظامی به عنوان ابزاری برای تغییر رژیم در سوریه بی فایده است. این حقیقت در روزهای اخیر، زمانی که نیروهای دولت سوریه کنترل شهر کلیدی سفیرا، بین دمشق و شهر حلب را باز پس گرفتند آشکار شد. باز پس‌گیری این شهر بدان معناست که راه شبه‌نظامیان تحت حمایت خارج که حلب را اشغال کرده‌اند برای دریافت مهمات و تسلیحات سد شده است. افزون بر این، گفتنی است که بخش قابل توجهی از علت شکست شبه‌نظامیان در سفیرا ایجاد تفرقه و عداوت بین گروه‌های مزدور بوده است. نشریه واشنگتن پست می‌نویسد: «فرماندهان گروه مخالفان اعلام کردند کنترل بر سفیرا پس از آن از دست رفت که گروه‌های اسلامگرا نتوانستند به درخواست "تیپ توحید" برای تقویت نیروها پاسخ دهند. گفتنی است این تیپ بزرگترین گردان شورشی در حلب است که اعضای آن پس از حمله هوایی نیروهای ارتش سوریه به ناچار گریختند.» دولت امریکا و همچنین دولت انگلیس و فرانسه می‌دانند که بازی نظامیِ دو سال و نیمه ‌در سوریه با توجه به توانمندی ارتش دمشق و از هم گسستگی و زوال واسطه‌های مزدور در این کشور رو به پایان است. واشنگتن و هم پیمانان غربی آن همچنین از این امر آگاه هستند که اگر قرار باشد تاکتیک سیاسی را برای تغییر رژیم در سوریه اهرم خود قرار دهند، باید تلاش کنند تا مذاکرات ژنو ۲ هرچه سریع‌تر برگزار شود، اگرچه شبه نظامیان هنوز بخش‌هایی از خاک این کشور را در دست دارند. هرچه این درگیری بیشتر به طول بیانجامد، دست غرب نیز در هرگونه مذاکره سیاسی نهایی تنگ‌تر خواهد بود، چرا که شورشیان تحت حمایت خارج تار و مار خواهند شد و اسد نیز دلیلی برای مصالحه نخواهد داشت. با وجود این، اختلاف موجود بین عربستان سعودی و امریکا آن است که خاندان آل سعود درک نمی‌کند که تاکتیک‌های بازی باید تغییر کند. سعودی‌ها هنوز هم برای حمایت از تاکتیکِ شکست خورده‌ی نظامی‌گری به آب و آتش می‌زنند. به نظر می‌رسد سعودی‌ها درک نمی‌کنند که امریکایی‌ها هنوز در برابر اهداف جنگ پنهان تسلیم نشده‌اند. هدف غرب برای رهایی از دست اسد هنوز نیز به قوت خود باقی است، اما تفاوت اینجاست که از این پس این هدف با مانور سیاسی دنبال خواهد شد. این همان چیزی است که این هفته کری را به ریاض کشاند. وی به عربستان سعودی آمد تا به دست نشاندگان آل سعود اطمینان دهد که اساسا هیچ چیز تغییر نکرده است. افزون بر این، زمینه خصومت راهبردی اساسی در قبال سوریه در مورد ایران نیز صدق می‌کند و کری، حاکمان عربستان سعودی را از این حقیقت نیز آگاه خواهد کرد. می‌توان اطمینان داشت که این دیپلمات امریکایی وابستگانِ اسرائیلیِ واشنگتن را نیز در رابطه با دیپلماسی امریکا در قبال ایران تسکین خواهد داد. صراحت مقامات امریکایی، همچون وندی شرمن، رئیس تیم مذاکره‌کننده امریکا در مذاکرات هسته‌ای، مبنی بر این که تحریم‌های ایران «به این زودی‌ها» لغو نخواهد شد نیز حاکی از آن است که واشنگتن به جای تلاش برای تغییر اساسی در سیاست خود، از جمله عادی‌سازی روابط با ایران، دغدغه‌های تاکتیکی در سر دارد.