در حالی که سوریه صحنه ستیزه‌جویی‌های پرکینه و عمیق امریکا و متحدانش شده است، مسیحیان این کشور نیز با شرایط بسیار دشواری روبرو هستند. شهر مسیحی‌نشین سداد در شمال دمشق چندین روز در محاصره شبه‌نظامیان بوده است. شهر معلولا نیز که مهد مسیحیان سوریه محسوب می‌شود، هر از گاهی میان ارتش سوریه و شبه‌نظامیان دست به دست می‌شود.
همچنین در میان ربوده‌شدگان غیرنظامی در سوریه، تعداد زیادی مسیحی دیده می‌شود و حتی در ماه آوریل دو اسقف در شمال سوریه در مناطق تحت کنترل مخالفان مسلح حکومت بشار اسد ربوده شدند. اسقف بولس یازجی و اسقف یوحنا ابراهیم از نواحی مرزی ترکیه عازم شهر حلب بودند که توسط تکفیری‌ها گروگان گرفته شدند. در ماه سپتامبر گذشته اسقف ابراهیم به خبرگزاری رویترز گفته بود صد‌ها خانواده مسیحی ساکن حلب به دلیل درگیری نیروهای حکومتی و مخالفان مسلح از شهر فرار کرده‌اند. او گفته بود: «در تاریخ معاصر، حلب چنین دوران حساس و دردناکی را به خود ندیده است.» اسقف ابراهیم افزوده بود: «به مسیحیان به طور ددمنشانه حمله می‌شود و آن‌ها را به گروگان می‌گیرند. بستگانشان برای آزادی آن‌ها باج‌های سنگینی پرداخته‌اند.» در معلولا مراکز عبادت مسیحیان و آثار تاریخی مهمی واقع شده که تاریخ آنها به قرن دهم قبل از میلاد بازمی‌گردد. ساکنان مسیحی و همچنین مسلمان آن در کنار زبان عربی، ‌همچنان به زبان آرامی (سریانی) زبان حضرت عیسی مسیح سخن می‌گویند و منطقه معلولا تنها منطقه‌ی سوریه است که اکثر ساکنان آن را مسیحیان تشکیل می‌دهند. بر اساس آمار، مسیحیان در سوریه، حدود هشت درصد از جمعیت این کشور را شامل می‌‌شوند. همه مسیحیان سوریه از یک فرقه نیستند. مسیحیان سوریه دارای طوایف مختلفی شامل روم های ارتدوکس، سریانی‌های ارتدوکس، روم‌های کاتولیک، لاتین و پروتستان و مارونی‌ها، کلدانی‌ها، آشوری‌ها و سریانی‌های کاتولیک و ارمنی‌ها هستند و تنها در شهر حلب، ده مرکز زیر نظر کلیسا وجود دارد و شهر دمشق پایتخت سوریه نیز مقر مرکزی برخی از فرقه‌های مسیحیت است و سه کلیسای "جهانی" در آن قرار دارد. مسیحیان سوریه از نظر سیاسی هر چند حامی دولت هستند ولی چهره‌های مشهوری را نیز مانند میشل کیلو نویسنده و متفکر سوری در میان اپوزیسیون دارند که سال‌ها در دوره حکومت خانواده اسد در زندان به سر برده است؛ این درحالی است که آن‌ها هرگز رویکرد مسلحانه برای ساختار اصلاح سیاسی را تایید نمی‌کردند. مسیحیان به این نتیجه رسیده بودند که با وجود این که در یک کشور عربی اسلامی زندگی می‌کنند، اما هیچ محدودیتی از نظر انجام مراسم مذهبی و رفتارهای اجتماعی ندارند. مساله‌ای که البته با انتقاد برخی از گروه‌های سلفی در سوریه مواجه شده بود و آن‌ها پیش از بروز ناآرامی‌ها در سوریه از بشار اسد خواسته بودند که مسیحیان در این کشور را محدود کند تا آن‌ها مجبور به ترک سوریه شوند. در حالی که در زمان جنگ عراق و امریکا، بسیاری از مسیحیان که از جنگ داخلی عراق گریخته بودند، تصمیم گرفته بودند در دمشق مستقر شوند و این بیشتر به دلیل آرامشی بود که مسیحیان سوریه از آن برخوردار بودند. از نیم قرن پیش تا قبل از بروز ناآرامی‌ها در سوریه، اختلاف مذهبی و قومی در سوریه چندان مشهود نبود و همه اقوام و مذاهب در کنار یکدیگر در صلح و آرامش زندگی می‌کردند. در لبنان، کشور همسایه سوریه، به دلیل اختلافات قومی، حتی جنگی داخلی درگرفت، اما در تاریخ سوریه، هرگز شاهد چنین درگیری‌های مذهبی نبوده‌ایم. مسیحیان سوریه در ابتدای ناآرامی‌ها در سوریه از مخالفان حمایت می‌کردند. اما به تدریج با آشکار شدن ماهیت مخالفان مسلح، به حامیان بشار اسد پیوستند. یک اسقف از کلیسای ارتدوکس با حمایت کامل از بشار اسد اظهار داشت: «بله ما در ابتدا موافق قیام علیه اسد بودیم. اما ما خواستار یک اعتراض مسالمت‌آمیز بودیم. اما ناگهان همه چیز تغییر کرد و خطر درهای خانه‌های ما را هم کوبید. پس ما اکنون باید در پشت نظام به ویژه شخص بشار اسد بایستیم تا از مسلط شدن تکفیری‌ها بر این کشور جلوگیری کنیم.» در واقع حمله به روستای معلولا یک اشتباه استراتژیک از سوی گروه‌های مسلح تروریستی مورد حمایت خارجی بود که ماهیت این گروه‌ها را آشکار کرد. در واقع حمله گروه‌های تکفیری به ویژه دو گروه صقور الشام و احرار الشام به یک روستای مسیحی‌نشین، دو نکته اساسی را ثابت کرد. از یک سو، حمله به معلولا هم به مردم سوریه و هم به کشورهای منطقه ثابت کرد که این افراد مهاجم سوری نیستند، چرا که مردم این روستا، بیش از ده قرن است به صورت مسالمت‌آمیز در کنار مسلمانان زندگی می‌کنند و تاکنون حتی یک بار از سوی مسلمانان سوریه مورد آزار و اذیت قرار نگرفته بودند. از سوی دیگر مشخص شد که در صورتی که این گروه‌های تروریستی در سوریه به قدرت برسند، جز وهابی‌ها، همه را به تیغ خواهند بست و البته در نهایت زمینه را برای اشغال این کشور توسط رژیم اسرائیل و امریکا فراهم خواهند کرد. همین شرایط باعث شده است برخی از مسیحیان اسلحه به دست گرفته و هم گام با ارتش سوریه، علیه تکفیری‌ها بجنگند. داوطلبین مسیحی اکثرا در گروه‌های مشهور به «کمیته دفاع ملی» که توسط ارتش سوریه تشکیل شده، مشغول به جنگند. یکی از این واحدها به نام «شیرهای دره»، گروهی است که اعضای آن را اکثرا مسیحیان سوریه تشکیل می‌دهند و فرمانده این واحد نیز یک مسیحی است. این گروه در حال نبرد در «وادی النصارا» یا دره مسیحی‌ها در نزدیکی حمص است. البته تنها مسیحیان مورد هدف گروه‌های تکفیری نیستند و دیگر اقلیت‌های مذهبی و قومی در این کشور نیز که عمدتا از حامیان بشار اسد هستند مورد تعرض شبه‌نظامیان قرار می‌گیرند. در واقع بر اساس مبانی القاعده که بخشی از وهابیت محسوب می‌شود، همه مسلمانان به جز سلفی‌ها از دین اسلام خارج شده‌اند و مسیحیان نیز کافر هستند و باید از بین بروند. این در حالی است که کشورهای غربی که همواره داعیه مبارزه با تروریسم، خشونت و افراط‌گرایی را دارند و خود اکثرا مسیحی مذهب هستند، فراموش کرده‌اند که سلاح‌های خود را به شبه‌نظامیان در سوریه فرستاده‌اند و تروریست‌ها با همین سلاح‌ها به روی هم کیشان آن‌ها آتش می‌گشایند. براساس گزارش‌ها، جوامع مسیحی موجود در سوریه از دولت‌های غربی خواسته‌اند با اتخاذ سیاست‌های غیرمنطقی و قرار گرفتن در کنار گروه‌های جهادی خارجی وابسته به القاعده آنها را به حال خود وانگذارند. آنها همچنین از دولت‌های غربی می‌خواهند به عربستان و قطر که جنگجویان القاعده را تامین مالی می‌کنند، دستور داده شود که خود را از نبرد سوریه کنار بکشند. به طور کلی می‌توان گفت که غربی‌ها به ویژه امریکا که القاعده را مسئول حوادث تروریستی ۱۱سپتامبر ۲۰۰۱ می‌دانستند و به این بهانه ائتلافی تشکیل داده و به عراق و افغانستان حمله کردند، اکنون در حال حمایت از القاعده‌ای هستند که در صورت قدرت گرفتن در سوریه، مسیحیان از اصلی‌ترین قربانیان آن‌ها خواهند بود.