سفر حسن روحانی، رئیس جمهور ایران به نیویورک و حضور در سازمان ملل با استقبال گرم بیشتر کشورهای جهان روبرو شد.
رسانه‌های جریان اصلی امریکا که اصولا نگاهی غیر دوستانه به اینگونه مسائل دارند «تلاش روحانی برای کسب احترام و اعتماد» را ستودند و به طور دقیق اظهارات وی را گزارش دادند - امری که با اطلاع رسانی غلط، افترا و فریبکاری رسانه‌های امریکا در مورد اظهارات احمدی نژاد، رئیس جمهور پیشین ایران در تضاد کامل است. حتی جان کری، وزیر خارجه امریکا، سرکرده سیاست‌های جنگ طلبانه دولت اوباما، نامه نگاری روحانی با اوباما را «مثبت و سازنده» خواند. تنها یک گروه به سخنرانی روحانی در سازمان ملل واکنش منفی نشان دادند: صهیونیست‌های تندرو و متحدان تروریست آنها. بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم اسرائیل تا ساعت ۱ بامداد بیدار ماند تا دست به کاری بزند که نشریه تایمز آو ایزرائیل (Times of Israel) آن را حمله‌ای «گزنده» به روحانی توصیف کرد. به گزارش این نشریه، نتانیاهو سخرانی رئیس جمهور ایران را «خود بینانه...ریاکارانه و نمایشی» توصیف کرد. گیلاد اردان، وزیر دفاع داخلی نتانیاهو نیز گفت: «بیش از همیشه نگران هستم. آشفته هستم...ادبیات روحانی در حال اثر گذاری است.» نتانیاهو که سال گذشته در سازمان ملل به دلیل نمایش نقاشی مضحکی از «بمب ایران» مورد تمسخر حضار واقع شده بود، بار دیگر بواسطه دستور به دیپلمات‌های اسرائیل جهت خروج از صحن سازمان ملل در زمان سخنرانی روحانی، خود را مضحکه عام و خاص کرد. هیچ کشور دیگری با اسرائیل در این حرکت همراه نشد - نمادی بارز کامل از انزوای فزاینده اسرائیل در جهان. تندروهای حزب لیکود ِ اسرائیل به شدت به هراس افتاده‌اند؛ نقشه‌های آنها برای جنگ با ایران در حال شکست خوردن است. اما اصلا چرا آنها اینچنین مشتاق حمله به ایران هستند؟ آیت الله خامنه‌ای، رهبر عالی ایران اعلام کرده است که سلاح‌های اتمی بر اساس آموزه‌های اسلام ممنوع است. روحانی، رئیس جمهور ایران نیز همانند احمدی نژاد، سلف خود گفته است، ما هرگز بدنبال بمب اتمی‌نبوده‌ایم و نخواهیم بود. سازمان اطلاعات مرکزی امریکا (سیا) هم همین را می‌گوید: «ایران در حال ساخت سلاح اتمی نیست.» بنابراین مسئله هسته‌ای برای آنها (صهیونیست‌ها) نعل وارونه و وسیله‌ای جهت گمراه کردن است. اشتیاق زیاد اعضای حزب لیکود اسرائیل برای حمله به ایران باید علت دیگری داشته باشد. برای درک و پی بردن به انگیزه اصلی اسرائیل برای جنگ با ایران، باید با «سیاست‌های چند لایه» حول محور حملات ۱۱ سپتامبر آشنا باشیم. ژنرال وسلی کلارک فاش ساخته است که ماجرای ۱۱ سپتامبر به منظور «حمله به ۷ کشور ظرف ۵ سال طراحی شده بود. بنا بود اولین حمله به عراق، سپس سوریه، لبنان، لیبی، سومالی، سودان و در نهایت به ایران صورت بگیرد.» این طرح شکست خورد. نئو محافظه ‌کارهایی که بعد از حملات ۱۱ سپتامبر در قدرت بودند، به طور موقت عراق را «از سر راه برداشتند» اما امروز دولت عراق دست کم به همان اندازه که با امریکا روابط دوستانه دارد، با ایران نیز از چنین روابطی برخوردار است. نئومحافظه کارها موفق شدند سومالی را «از سر راه بردارند»؛ کشوری که اکنون تحت اشغال و ویران شده است. آنها همچنین سودان را که هم اکنون به دو بخش مجزا تقسیم شده، هدف قرار دادند و بخش جنوبی و نفت خیز آن اکنون تحت سلطه اسرائیل است. و آنها قبل از اینکه قذافی بتواند با دینارهای طلا و درهم‌های نقره خود، دلارهای نفتی خانواده روتسچیلد را تضعیف کند، لیبی را «از سر راه برداشتند.» اما نئومحافظه کاران نتوانسته‌اند که سوریه یا لبنان را «از سر راه خود بردارند.» کشورهایی که از بین بردن آنها گام قبل از رسیدن به هدف نهاییشان یعنی تغییر رژیم در ایران است. آنها همچنین تا آستانه از دست دادن مصر هم پیش رفتند و همچنان ممکن است آن را از دست بدهند چرا که مردم این کشور به لطف نابودی دموکراسی کشور خود توسط عبدالفتاح السیسی، دست نشانده اسرائیل از این حقیقت که تحت اشغال اسرائیل هستند، آگاه شده‌اند. طرح ۱۱ سپتامبر برای زیر و زبر کردن خاورمیانه و گماشتن رژیم‌های دوست با اسرائیل در سراسر منطقه با بن بست روبرو شده است. مردم خاورمیانه بیش از همیشه ضد صهیونیست هستند. و آنها همسو با تجربه موفق ایران در پیوند جمهوریت و اسلام، به دنبال دموکراسی اسلامی هستند. دموکراسی اسلامی و ضد صهیونیسم ایران، نمونه‌ای برای کشورهای منطقه است. البته نمونه‌ای خطرناک در چشم اسرائیلی‌ها. از همین رو اصرار و سرسختی متعصبانه نتانیاهو برای تغییر رژیم در تهران را شاهد هستیم. اما علت دیگری نیز وجود دارد...علتی انفجاری‌تر در مورد دغدغه بیمارگونه نتانیاهو برای جنگ با ایران. نتانیاهو و ماموران نئومحافظه کار وی می‌دانند که اگر صلح پیروز شود و امریکا از وضعیت فوق العاده و اضطراری دوران جنگ خارج شود، حقیقت پشت حادثه ۱۱ سپتامبر احتمالا رخ نمایی خواهد کرد. و اگر چنین اتفاقی بیافتد، کار اسرائیل به عنوان یک رژیم آپارتاید ِصهیونیست به پایان خواهد رسید...و نتانیاهو به دار مجازات آویخته خواهد شد. یکی از گماشته‌های نتانیاهو، رودی جولیانی، شهردار سابق نیویورک ظاهرا به همان اندازه نتانیاهو از روحانی و وعده وی به صلح به هراس افتاده است. جولیانی در جریان یک گردهمایی که توسط گروه تروریستی «مجاهدین خلق» در مقابل مقر سازمان ملل و در اعتراض به سفر روحانی سازماندهی شده بود، سخنرانی کرد. شهردار سابق نیویورک و مظنون حملات ۱۱ سپتامبر در سخنرانی خود برای این گروه تروریستی روحانی را به دست داشتن در بمب گذاری سال ۱۹۹۴ در یک مرکز یهودی در بوینس آیرس متهم کرد. اینکه یک مظنون حمله تروریستی ۱۱ سپتامبر در سخنرانی خود برای یکی از منفورترین گروه‌های تروریستی جهان، رئیس جمهور میانه روی ایران را به تروریسم متهم می‌کند، در نوع خود بسیار جالب است. مسئله‌ای که این موضوع را جالب‌تر می‌کند این است که مشخص شده است بمب گذاری سال ۱۹۹۴ در بوینس آیرس آرژانتین یک عملیات پرچم دروغین توسط آژانس جاسوسی اسرائیل، موساد بوده است؛ همان آژانسی که جولیانی را برای حمله ۱۱ سپتامبر به مرکز تجارت جهانی به خدمت گرفت. زمانی که گروه فعالان «ما تغییر هستیم» جولیانی را به عنوان یک جنایتکار حادثه ۱۱ سپتامبر به تصویر کشید، وی ناچار شد که از رقابت‌های انتخاباتی سال ۲۰۰۸ انصراف دهد. جولیانی هر جایی می‌رفت اعضای گروه «ما تغییر هستیم» از وی این سوال را می‌پرسیدند: «آقای جولیانی، شما ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در تلویزیون گفتید که نابودی برج‌های تجارت جهانی از پیش به شما هشدار داده شده بود، به همین دلیل شما از آن محل دور شدید. اگر شما می‌دانستید که چنین اتفاقی در راه است، چرا به نیروهای امداد و آتش نشانان هشدار ندادید؟» در ابتدا، جولیانی با دروغگویی تکذیب کرد که از نابودی برج‌ها از پیش اطلاع داشته است. اما وقتی فعالان گروه «ما تغییر هستیم» کلیپ‌های اعتراف وی به آگاهی قبلی از حمله به برج‌ها را منتشر کردند، شهردار سابق نیویورک که با نام مستعار «آقای ۱۱ سپتامبر» برای رسیدن به ریاست جمهوری تلاش می‌کرد، ناچار شد که از نامزدی انتخابات ریاست جمهوری صرفنظر کند. رد پای جولیانی در حملات ۱۱ سپتامبر و حملات میکروبی بعد از آن موسوم به «حملات سیاه زخم» به چشم می‌خورد. خبرنگاری به نام باربارا هونگر می‌گوید، دفتر جولیانی مانورهایی ها را جهت پنهان کردن عملیات ۱۱ سپتامبر برنامه ریزی کرده بود: «دفتر مدیریت اضطراری شهردار رادولف جولیانی یک مانور را در مورد حملات تروریستی زیستی/شیمیایی که احتمالا دربردارنده سناریوی سیاه زخم نیز بود، برنامه ریزی کرد؛ مانوری که بابت آن کارکنان شهرداری روز ۱۱ سپتامبر در نیویورک مستقر شدند و همچنین یکی از مدیران شهرداری از کارمندان کاخ سفید خواست که داروی ضد سیاه زخم بخورند.» هونگر همچنین می‌گوید «رادولف جولیانی ساختمان فلوریدا را که مربوط به اولین حمله میکروبی بود خریداری کرد...جولیانی سپس کنترل را بدست گرفت و بر روند نابودی شواهد در محل حملات ۱۱ سپتامبر نظارت کرد و همچنین دستور داد فولادهای حاوی آثار مواد منفجره و همچنین صحنه جرم اولین حملات میکروبی پاکسازی شود.» امروز، جولیانی که زمانی تصور می‌کرد می‌تواند با همه جنایات خود، رئیس جمهور امریکا شود، ناچار شده که برای امرار معاش به نفع گروه‌های تروریستی تحت حمایت موساد سخنرانی کند. اگر جریان‌فعلی ادامه پیدا کند و صلح حکمفرما شود و امریکا نهایتا در مورد حملات ۱۱ سپتامبر دست به یک تحقیق واقعی بزند، «آقای ۱۱ سپتامبر» ممکن است روزی خود را در کنار شریک جرمش، بنیامین نتانیاهو حلق آویز ببیند.