آمریکا با رصد تغییرات و تحولات در صحنه منطقه خاورمیانه و موقعیت جبهه مقاومت، به این جمع‌بندی رسیده است که اقدام نظامی علیه سوریه، تبدیل به یک جنگ منطقه‌ای شده و بسیاری از کشور‌های منطقه را درگیر خود خواهد ساخت. تلاش پنهان آمریکا در سوریه و سازماندهی معارضین برای جنگ نیابتی با دولت اسد در طول دو سال و نیم  گذشته، اکنون با نا امیدی آمریکا و غرب از نتیجه بخشی این جنگ نیابتی مواجه شده، و این موضوع با تغییرات در صحنه میدانی سوریه و همچنین منطقه خاورمیانه ارتباط بسیار نزدیکی دارد. در محیط امنیت ملی سوریه، در سه سطح ملی، منطقه‌ای و فرا منطقه ای، اتفاقاتی را که برای اهداف استراتژیک آمریکا خوشایند نبود شاهد بودیم. بحث حمله نظامی به سوریه از سوی آمریکا در این دوره به کرات بیان شده است. اما سوالی که مطرح است این است که چرا امریکا به تهدیدات نظامی خود جامه عمل نپوشانده است و دلایل و علل تاخیر در عملی کردن تهدید نظامی آمریکا علیه سوریه چیست؟ گمانه‌زنی‌های متعددی از سوی تحلیل‌گران مسائل منطقه صورت گرفته است که به برخی از آنها اشاره می‌شود: ۱ - شکل اجماع درونی:اوباما و تیم او تلاش فراوانی برای همراه سازی سیاستمداران این کشور، وهم چنین همراه سازی افکار عمومی آمریکا، برای راه‌اندازی یک جنگ جدید به انجام ‌رساندند اما در این راه با ناکامی‌ در سطح سیاستمدارن و نیز افکار عمومی مواجه شدند. با عنایت به اینکه اوباما با رویکرد توسعه صلح و تغییر دوره بوش جنگ طلب آمده بود و جایزه صلح نوبل را با این بهانه به او دادند و با توجه به این که اجماع درونی برای حمله به سوریه در آمریکا شکل نگرفته است لذا به نظر می‌رسد تا زمانی که این وضعیت ادامه دارد آمریکا به سوریه حمله نخواهد کرد.۲-مشکل همراهی بین‌المللی: ‌تیم اوباما در راه‌اندازی جنگی جدید، به همراهی بین‌المللی بشدت نیازمند است. چرا که در دوره قبل که آمریکا بدون همراهی مناسب بین‌المللی درگیر جنگ با عراق شد، برای آمریکا هزینه‌های سیاسی به دنبال داشت این در حالی است که تعدادی از کشور‌های غربی که در جنگ‌های قبلی آمریکا را در افغانستان و عراق همراهی میکردند امروز از این همراهی دوری می‌کنند. آمریکا با ملاحظه این شرایط که باید بار مسئولیت حقوقی، سیاسی، اقتصادی و روانی این جنگ را به تنهایی بدوش بکشد، اقدام به تاخیر انداختن آن کرده تا بتواند تعدادی از آنها را همراه خود نماید. چالش‌ها و موانع بین‌المللی همچون عدم اجماع در عرصه بین المللی(به ویژه مخالفت برخی از کشور‌های اروپایی با حمله نظامی به سوریه و مخالفت شدید حامیان سوریه با تصویب قطعنامه در شورای امنیت)، جلوگیری از شکل‌گیری جبهه بین‌المللی ضد سوری در سطح فرا منطقه‌ای(به خصوص مخالفت سازمان ملل در حمله نظامی بدون مجوز شورای امنیت)، و همراهی ژئوپولتیک ایران، روسیه و چین و تعارض این با منافع ژئوپولتیکی آمریکا و هم‌پیمانان آنها در موضوع سوریه، حمله نظامی آمریکا به سوریه را دچار مشکل جدی نموده و آمریکا را مجبور به تاخیر انداختن این جنگ کرده است۳ - چالش‌ها و موانع منطقه‌ای:تجربه شکست‌های جنگ ۳۳ روز و ۲۲روزه و … در کنار ناکامی آمریکا در رسیدن به اهداف راهبردی خود در عراق، وجود اختلاف در میان کشور‌های عربی در همراهی با سیاست حمله نظامی به سوریه، مخالفت‌های مردمی در کشور‌های منطقه علیه اقدام نظامی آمریکا در سوریه، نگرانی از گسترش غیر قابل کنترال دامنه بحران ناشی از جنگ نظامی در منطقه، تردید در نتیجه موفقیت آمیز عملیات نظامی در سوریه و همچنین نگرانی از نحوه واکنش غیر قابل پیش‌بینی حامیان سوریه به ویژه ایران در قبال حمله نظامی آمریکا علیه سوریه، نگرانی از بر هم خوردن امنیت رژیم صهیونیستی در مجموع شرایطی را در برآورد آمریکا از منطقه و درگیری با سوریه رقم زده که تا اصلاح این برآورد منطقه‌ای، مجبور به تاخیر اقدام نظامی است.۴ - ظرفیت آمادگی مقابله سوریه؛ اقدام نظامی:با توجه به انسجام داخلی و آرایش تهاجمی ارتش سوریه در مقابله، تشکیل و قدرت‌گیری نیرو‌های دفاع وطنی و کارآمدی آن در پیشبرد جنگ احتمالی، تقویت پایگاه مردمی بشار اسد پس از موفقیت‌های ارتش و نیرو‌های مردمی، آشکار شدن بیش از پیش ماهیت تروریستی معارضین و تحلیل رفتن توان نیرو‌های تروریستی به دلیل فرسایشی شدن درگیری‌های داخلی، لازم است آمریکا تا اقداماتی که برای آماده‌سازی فضا و شرایط داخلی به عمل می آید عملیلات نظامی را به تاخیر اندازد.۵ - ابهام در برآورد:گمانه دیگر و مورد ابهام در برآورد استراتژیک برای آمریکا، تضمین ضریب موفقیت قابل قبول برای عملیات نظامی علیه سوریه در خصوص رسیدن به اهداف راهبردی است. و چون این ابهام وجود دارد باید این ابهام استراتژیک را حل نمود تا زمینه اقدام نظامی فراهم شود.برخی از این ابهام‌ها عبارتند از:وضعیت منطقه پس از اقدام نظامیاز منظر رویکرد راهبردی امریکا، نباید نیرو‌های سلفی افراطی نظیر القاعده و جبهه النصره، پیروز میدان شده و به حاکمیت برسند. این گروهها تنها و تنها باید در دوره کنونی برای ساقط کردن بشار اسد بکارگیری شده و پس از آن فاقد نقش در حاکمیت باشند. نیرو‌هایی که در درون معارضین سوریه مطلوب نسبی در شرایط فعلی برای آمریکا هستند، شورای ائتلاف و ارتش آزاد می‌باشند. با توجه به کیفیت استقرار نیرو‌های سلفی افراطی در سوریه و حوزه نفوذ عملیاتی آنها، این وضعیت برای آینده پس از اقدام نظامی و سقوط بشار مطلوب آمریکا نیستابهام در مورد ایراندر فضای سیاسی، ایران مواضعی را در خصوص سوریه گرفته است اما بصورت مبسوط از زبان مسئولین مختلف در حوزه‌های سیاسی، نظامی، امنیتی و … چه واکنش‌هایی ممکن است از ایران انجام شود، این چیزی است که برای آمریکا مبهم است. با توجه به تجارب، ظرفیت‌های گوناگون و هم چنین عمق نفوذ استراتژیک ایران در دنیای اسلام، و با توجه به اینکه ایران انتخابات موفقی را برگزار کرده، علی الرغم اتفاقات فتنه ۸۸، و مطالبی که در سخنان مقام معظم رهبری در دو سال قبل در رابطه با جنگ ۳۳ روزه و ۲۲ روزه … مطرح شد. ضرورت مرتفع شدن این ابهام برای تصمیم‌گیری آمریکا جدی است. زیرا عدم پیش‌بینی درست واکنش ایران، محاسبات و معادلات منطقه را دچار ابهام بیشتر می‌کند. نگرانی از ظرفیت‌های منطقه‌ای ایران و چگونگی حضور در این معادله و واکنش‌های مربوطه، شرایط را برای آمریکا دچار وضعیت بغرنجی کرده است. اقداماتی که در لبنان جهت ایجاد بحران داخلی و تضعیف حزب الله بعمل آمد تا ظرفیت آن از معادلات خارج شود و هوشیاری حزب‌الله در دفع آن، به این ابهام افزوده است.نتیجه‌گیری به نظر می‌رسد آمریکا با رصد تغییرات و تحولات در صحنه منطقه خاورمیانه و موقعیت جبهه مقاومت، به این جمع‌بندی رسیده است که  اقدام نظامی علیه سوریه، تبدیل به یک جنگ منطقه‌ای شده و بسیاری از کشور‌های منطقه را درگیر خود خواهد ساخت. در این رابطه ضرری که متوجه هم پیمانان آمریکا در منطقه، بخصوص اسرائیل خواهد شد به مراتب بیشتر از ضرر جبهه مقاومت است. تا زمانی که امریکا در بر آورد راهبردی از این ابهام استراتژیکی عبور نکند ناچار به تاخیر در عملیات نظامی است مگر اینکه یک اقدام نظامی در اهداف غیر حساس و غیر راهبردی را ، صرفا برای کسب پرستیژ بین‌المللی، دنبال کند./