مطرح شدن مساله حمله نظامی آمریکا و متحدانش به سوریه از چشم بسیاری از کارشناسان مسایل نظامی، در راستای ایجاد یک راه‌حل سیاسی در میانه بن‌بستی که مخالفان در مقابل ارتش سوریه به آن دچار شده بودند، قابل ارزیابی است. این بن‌بست که با توجه به ناتوانی گروه‌های مسلح مختلف در شکست ارتش سوریه به ویژه در حومه دمشق و مناطق راهبردی این کشور مطرح بود، باعثشد تا طرح حمله نظامی جهت ایجاد یک توازن نظامی مطرح شود.
ارائه طرح تخلیه تسلیحات شیمیایی سوریه در راستای همین موضوع قابل بررسی و ارزیابی است چرا که هر دو طرف درگیر – کشورهای هم‌پیمان تاثیرگذار – را وادار کرد به صورت جدی به بحث در مورد بحران سوریه بپردازند و در حاشیه مساله تسلیحات شیمیایی، موضوعات دیگری مانند مذاکرات ژنو2 و آینده سیاسی سوریه، سرکوب جریان‌های تندروی وابسته به القاعده در سوریه و در نهایت ساز و کار سیاسی جهت تشکیل هر نهاد سیاسی برای یک دوره انتقالی – در قالب برگزاری انتخابات آزاد – را مدنظر قرار دهند. آمریکا تا پیش از طرح اتهام استفاده ارتش سوریه از تسلیحات شیمیایی، به صورت تاثیرگذار در مساله سوریه دخالت نداشت و این مساله را به متحدان منطقه‌ای خود واگذار کرده بود، اما ناتوانی این متحدان برای پایان ماموریت محوله، حضور مستقیم واشنگتن را الزامی کرد. تفاهم آمریکا و روسیه برای تخلیه سوریه از تسلیحات شیمیایی در واقع، ایده‌ای بود که در خلال رایزنی‌های تهران – دمشق – مسکو به دست آمد و از آنجا که ایده‌ای مناسب برای جایگزینی با جنگ بود، می‌توانست آمریکا و به خصوص اوباما را از بلوف بزرگ حمله به سوریه و مخمصمه‌ای که به تحریک متحدان منطقه‌ایش ایجاد کرد بود رها کند و در نهایت  افکار عمومی جهان نیز با آن موافق بودند به سرعت مورد پذیرش قرار گرفت. در این طرح که هنوز ابعاد آن چندان مشخص نشده، قرار بر آن است که تسلیحات شیمیایی سوریه مورد نظارت بین‌المللی قرار بگیرد و این کشور همه مکان‌هایی که در آن تسلیحات شیمیایی‌اش را ذخیره و نگهداری می‌کرده است در چارچوب پیمان منع استفاده از تسلیحات شیمیایی، نابود کند. توافق آمریکا و روسیه برای نابودی تسلیحات شیمیایی سوریه در واقع گام نخست یک پروسه درازمدت است که به نظر نمی‌رسد به سادگی قابل دستیابی باشد.