ماجراجویی‌ها و بیش فعالی ترکیه در اتخاذ سیاستهای خصمانه در قبال سوریه در شرایطی است که بسیاری از صاحب نظران معتقدند دخالت در امور سوریه، سرپوشی برای چالش‌ها و نقصان‌های دولت عدالت و توسعه می‌باشد. ترکیه کشوری اروپایی- آسیایی در غرب آسیا و دارای پتانسیل‌های فراوان بوده و سالهاست به‌دنبال پیوستن به اتحادیه اروپا است. جمعیت بالای مسلمانان در این کشور، تعارضات در روابط با یونان و برخی از کشورهای منطقه و عدم تعادل و ثبات سیاسی این کشور مانع عضویت این کشور در اتحادیه اروپا شده است. با مرور تاریخ، درمی یابیم که اقتدار این کشور بعد از جنگ جهانی اول فرو ریخته و اکنون با شعارهای به ظاهر اسلامی تلاش دارد تا امپراطوری نئوعثمانی با شیوه اردوغانی را در منطقه احیا کند. لذا درصدد تأثیرگذاری بر معادلات منطقه خاورمیانه بوده و در این راستا، به مخالفت با هژمونی گفتمان جمهوری اسلامی پرداخته است. حمایت از تحریم‌ها تا مخالفت با موضوع هسته ای، تبلیغات ایران هراسی و هلال شیعی، همگی در راستای تقابل با نفوذ ایران در منطقه می-باشد. ترکیه طی سه سال گذشته و با شروع بحران در سوریه، به سراغ این کشور رفته تا با خارج کردن سوریه از خط مقاومت، تجزیه این کشور و قطع پل ارتباطی ایران با حزب الله و گروههای فلسطینی، به حضور کاریزماتیک ایران در این کشورها پایان دهد. حتی زمینه بحران در عراق و تجزیه این کشور، از طریق مداخلات در کردستان عراق و حمایت از گروههای سنی نشین در این کشور را در دستور کار خود داشت . ا این حال، از زمان آغاز مداخلات گروه‌های سلفی بنیادگرا در سوریه، منافع ترکیه با رژیم صهیونیستی پیوند خورده است. این در حالی می باشد که تعارضات سیاسی بین حزب عدالت و توسعه و سران رژیم صهیونیستی در بالاترین حد خود بود که ناگهان با چرخش 180 درجه ای، تغییر تاکتیک در سیاستهای ترکیه بوجود آمد. تا جایی که نتوانستند خوشحالی خود را از حمله آمریکا به سوریه پنهان نمایند. در همین راستا رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه در مصاحبه ای گفت: دخالت در سوریه باید چیزی شبیه به کوزوو باشد و هرگونه عملیات محدود غیر قابل قبول است. وی تأکید کرد حمله نظامی به سوریه باید به پایان دوران بشاراسد بینجامد و هرگونه اکتفا به عملیات نظامی محدود علیه سوریه بدون آنکه به براندازی اسد بینجامد آنکارا را قانع نخواهد کرد و هدف ما وادار کردن نظام سوریه به ترک این کشور است. شایان ذکر است که عملکرد حزب عدالت و توسعه در دو سال گذشته نارضایتی هایی را در بین مردم بوجود آورده است. از اختلافات اردوغان، نخست وزیر، و عبدالله گل رئیس جمهور، گرفته تا ناتوانی دولت اردوغان در مهار مشکلات اقتصادی، تلاشهای دولت اردوغان برای تغییر قانون اساسی و دامن زدن به مسائل قومیتی و سرکوب علوی ها، حمایت افراطی از اخوانی ها و سلفی ها در سوریه، زمینه‌های نارضایتی نخبگان این کشور از دولت اردوغان را بوجود آورده است. همچنین کودتای نظامی در مصر و برکناری دولت اخوانی، روابط این کشور را بیش از همیشه با مصر تیره و تار کرده است. حتی حمایت بیش از حد از اخوان المسلمین، رابطه این کشور با عربستان سعودی را از حالت عادی خود خارج نموده است. در عراق هم با حمایت از جریانهای اپوزسیون، باعث کدر شدن روابطش با این کشور شده است. هم چنین حمایت ترکیه از گروههای مخالف دولت سوریه و انتقال تروریستها به داخل خاک این کشور ، رابطه آنکارا با دمشق و تهران را تیره و تار نموده است. در مجموع با آنچه مرور شد، نزدیک به یک دهه از عمر دولت عدالت و توسعه می گذرد در حالی که شاخصه های پیشرفت در جامعه ترکیه، روند روبه رشدی را نداشته و افکار عمومی از عملکرد دولت مجاب نشده اند. در نتیجه چالشهای داخلی و خارجی این کشور می تواند بستر مناسبی برای مداخله نظامی این کشور در سوریه و دستاویزی برای ناکارآمدیها و ناکامیهای حزب عدالت و توسعه باشد. لذا ماجراجویی ها و بیش فعالی ترکیه در اتخاذ سیاستهای خصمانه در قبال سوریه در شرایطی است که بسیاری از صاحب نظران معتقدند دخالت در امور سوریه، سرپوشی برای چالش‌ها و نقصان‌های دولت عدالت و توسعه می باشد. لذا در صورت حل شدن بحران سوریه و تثبیت حکومت غیراخوانی در مصر، ناهماهنگی دیپلماسی ترکیه با اکثر همسایگان، می تواند مهر تأییدی بر ناکارآمدی دیپلماسی این کشور بزند که در نهایت باعث شکست حزب عدالت و توسعه در انتخابات سال آینده این کشور خواهد شد./