«شک حالت خوشایندی نیست اما یقین مضحک است.» - ولتر
در می ماه سال ۲۰۱۳ میلادی، کارلا دل پونته، یکی از اعضای کمیته تحقیقاتی مستقل سازمان ملل در سوریه به «سوییس تی‌وی» گفت که هیچ مدرکی دال بر استفاده دولت دمشق از گاز اعصاب وجود ندارد و شهادت قربانیان قویا حاکی از آن است که این شورشیان بودند که از گاز سارین استفاده کردند. واشنگتن در ماه جاری با اشاره به شواهدی مبنی بر اینکه اسد بر ضد مردم خود از سلاح شیمیایی استفاده کرده است، اعلام کرد که تسلیح شورشیان را ادامه خواهد داد. برخلاف وجود شواهد مذکور، واشنگتن از ارسال ماسک ضد گاز برای شورشیان خودداری کرده است. امروز، درحالی که بازرسان شیمیایی سازمان ملل در سوریه در حال بررسی استفاده احتمالی از مواد شیمیایی هستند، جان کری، وزیر خارجه امریکا تمامی شک و شبهات را کنار گذاشت و اعلام کرد شواهد انکار ناپذیری در اختیار دارد مبنی بر اینکه دولت اسد مسئول استفاده از تسلیحات شیمیایی بوده است. ظاهرا جناب کری بر این باور است که از آن جایی که وی این «حقایق» در اختیار دارد، بازرسان سازمان ملل هیچ چیز جدیدی برای ارائه ندارند، از این گذشته، «جامعه اطلاعاتی امریکا درباره یافته‌های خود بسیار اطمینان دارد.» یقین داشتن تا این حد کاملا مضحک و یا غیرصادقانه است. تردید ما درباره این اطلاعات با توجه به منبعی که آن را در اختیار گذاشته است یعنی سازمان اطلاعاتی اسرائیل، دو چندان می‌شود. گزارش شده است که یکی از «واحدهای اطلاعاتی نیروهای دفاعی اسرائیل مکالمه شماری از مقامات ارشد سوریه هنگامی که آنان درباره حمله شیمیایی صحبت می‌کردند را شنود کرده است.» کری در اظهارات خود تاکید کرد: «شواهد نشان می‌دهد که نیروهای رژیم سوریه به منظور آماده شدن برای این حمله سه روز را در شرق دمشق سپری کرده‌اند.» اگر این گفته صحت داشته باشد، مشخص می‌شود که واحد نیروهای دفاعی اسرائیل از این طرح آگاه بوده و واشنگتن را مطلع نکرده است (و یا اینکه واشنگتن از این عمل خبر داشته اما اقدامی انجام نداده است)؛ در غیر این صورت نیروهای دفاعی اسرائیل به طور معجزه آسایی «مکالمه بین مقامات ارشد سوریه درباره استفاده از مواد شیمیایی در زمان حمله را ردیابی کرده‌اند.» (تایمز اسرائیل) همانگونه که کالین پاول، همتای سابق جان کری می‌گوید: «ما می‌دانیم که موشک‌ها فقط از مناطق تحت کنترل رژیم شلیک می‌شود و در مناطق تحت کنترل مخالفان فرود می‌آید.» استناد به این اطلاعات بر مبنای این موشک‌ها سوال‌ برانگیزتر است، چرا که موشک‌های مذکور، که گفته می‌شود از سوی اسد استفاده شده است شباهت بسیاری به سلاح موشک‌انداز دهه ۷۰ امریکا (SLUFAE) دارد. اگرچه این سامانه موشکی زمین به هوا با کلاهک‌های انفجاری دیگر مورد استفاده قرار نمی‌گیرد، اما این موضوع از سوی چندین کشور، از جمله رژیم اسرائیل مطرح شده است. به گفته یکی از بازرسان سابق سازمان ملل «چند سال پیش، جنگ‌افزار مشابهی در جریان گشت‌وگذار اسرائیل» در جنوب لبنان یافت شد. (نشریه فارن پالیسی) بنابراین، ما با اطلاعات مشکوک و موشک‌های رازآلود رو به رو هستیم، اما درباره تسلیحات شیمیایی که برپایه گزارش‌ها جان بسیاری را گرفته است چه؟ موضوع جالب دیگری که در اظهارات کری وجود دارد آن است که در محل انجام این حمله، هیچگونه رعب و وحشتی از سوی افرادی که آلوده شده‌اند مشاهده نشده و هیچگونه لباس محافظی نیز وجود نداشته است. بنابراین، اگر موشکی در کار نبوده پس از چه روشی استفاده شده و چه کسی این کار را کرده است؟ گزارش‌های مشکوکی در اینترنت منتشر شده است که می‌گوید پدر یکی از شورشیان مدعی شده است که سعودی‌ها این تسلیحات شیمیایی را بدون دستور عمل صحیح در اختیار شورشیان قرار داده‌اند و به همین خاطر است که «آنان» سهوا در داخل یک تونل تلفات بسیاری به بار آوردند. اگرچه این گفته‌ها بر این حقیقت صحه می‌گذارد که از سلاح شیمیایی استفاده شده است، اما این موضوع همچنان مبهم است، چه توضیحات قابل قبول دیگری برای این رویداد وجود دارد؟ دنیس گروملی، سال ۲۰۰۵ در مقاله خود با عنوان «پهپاد تروریست: واقعیت یا خیال؟» ضمن تاکید بر خطر هواپیماهای بدون سرنشین یا همان پهپادها گفت: «پخش عوامل شیمیایی و یا بیولوژیکی برای یک هواپیمای بدون سرنشین کار آسانی است؛ ثبات پرواز یک پهپاد اجازه می‌دهد مواد شیمیایی به صورت مساوی در یک خط آزاد شود و محیط را آلوده کند.» از قضا تایمز اسرائیل در آوریل سال ۲۰۱۳، به نقل از نشریه ل‌فیگارو گزارش کرد که «پهپادهای اسرائیلی مجوز داشته‌اند تا برای نظارت بر انبارهای شیمیایی و انجام عملیات در مواقع ضروری بر فراز اردن پرواز کنند.» اما آیا ممکن است این پهپادها برای ویرانی یکی از این انبارها و یا پخش تسلیحات شیمیایی مورد استفاده قرار گرفته باشد؟ به طور حتم، اسرائیل سلاح، ابزار و فرصت انجام این کار را داشته است. رژیم اسرائیل هیچ‌گونه بیانیه‌ی ‌سیاسی در رابطه با کنترل سلاح‌های بیولوژیک منتشر نکرده و پیمان‌نامه سلاح‌های بیولوژیکی در سال ۱۹۷۲ را نیز امضا و یا تایید نکرده است؛ با وجود این، به گفته دکتر انور کوهن، تمایل بن گوریون برای جست‌وجوی دانشمندانی به منظور «افزایش ظرفیت کشتارهای گسترده و یا معالجه مردم» بر علاقه وی به جنگ‌افزارهای بیولوژیکی اشاره داشت. از این رو بود که موسسه تحقیقات بیولوژیکی اسرائیل (IIBR) در نس زیونا، واقع در ۱۲ مایلیِ جنوب تل‌آویو تاسیس شد. این موسسه چندان بی‌خطر نبود. چندین «حادثه» در نس زیونا رخ داد و در اوت سال ۱۹۹۸، بولتن اخبار خارجی انگلیس به نقل از منابع اسرائیلی مدعی شد که «یکی از این حوادث آنچنان جدی بود که مقامات در نظر داشتند تمام شهر نس زیونا را تخلیه کنند و این پیش از آن بود که دانشمندان موسسه تحقیقات بیولوژیکی اسرائیل اعلام کنند که خطر برطرف شده است.» پس از آن، افشاگری‌های بیشتری در اکتبر سال ۱۹۹۸ پدیدار شد، در آن زمان اسرائیل تایید کرد که هواپیمای بویینگ ال عال که سال ۱۹۹۲ در آمستردام سقوط کرد حاملِ محموله‌ای برای نس زیونا بود. این محموله دی متیل متیل فیفونات را شامل می‌شد، یک نوع ماده شیمیایی که در گاز اعصاب سارین به کار برده می‌شود. شاید به خاطر آزمایش‌های موسسه تحقیقات بیولوژیکی اسرائیل در نس زیونا و تمامی حوادث مربوط به آن و همچنین سیاست‌های رژیم صهیونیستی است که شهروندان آن همواره به حالت آماده باش قرار دارند و ماسک‌های ضد گازشان همیشه آماده است، امری که عکس‌های آن برای توجیه اقدامات غیرقانونی و تهاجمی منتشر می‌شود. در این رابطه، سوال‌های بی‌پاسخ بسیار و احتمالات بی‌شماری وجود دارد که همه آنها بر مضحک بودن یقین کری درباره سوریه اشاره دارد. همانگونه که اغلب درباره این موضوع تکرار شده است باید از خود پرسید که چه کسی در این میان سود می‌برد؟ در حال حاضر به نظر می‌رسد که توجه جناب کری از «طرح صلح» به «نقشه جنگ» معطوف شده است؛ عمل مضحکی که برای سوریه هزینه بسیاری در بر خواهد داشت و برای اعتبار امریکا نیز گران تمام خواهد شد.