هرگاه آمریکا و اروپا درصدد ارتکاب جنایتی بر می آیند، نخستین کار خنده دار آنان، پرس وجو درباره واکنش قربانی است. در چند روز گذشته، آمریکایی ها و اروپایی فعالیت گسترده ای در راستای ارزیابی واکنش ایران، سوریه و حزب الله در قبال هرگونه تجاوز به سوریه برآمده اند.
" ابراهیم الامین " روزنامه نگار لبنانی با انتشار مطلبی در سایت " المنار " نوشت: رگاه آمریکا و اروپا درصدد ارتکاب جنایتی بر می آیند، نخستین کار خنده دار آنان، پرس وجو درباره واکنش قربانی است. در چند روز گذشته، آمریکایی ها و اروپایی فعالیت گسترده ای در راستای ارزیابی واکنش ایران، سوریه و حزب الله در قبال هرگونه تجاوز به سوریه برآمده اند. ساده لوحان از قربانی انتظار دارند که برهنه شده، دست ها را به نشانه تسلیم بالا ببرد و یک جمله را فریاد بزند: من آماده ام، مرا بکشید! اما جلادان حتی از این واکنش هم ناخرسندند، آن ها انتظار دارند مردم کشور قربانی با آنان همراه شوند، برای آن ها هورا بکشند و از این که این فرصت فراهم شده تا آنان نیز در شمار قربانیان این جلادان قرار بگیرند، تشکر و قدردانی کنند. در چنین شرایطی، مسئولان مراجع تصمیم گیری در کشورهای غربی شروع به اظهار نظر کرده و دادسخن می دهند که افکار عمومی در سوریه و در جهان عرب و غرب، مخالف سکوت در قبال جنایتی است که در سوریه روی داده است. در این میان هرگونه تلاش برای بررسی های دقیق، با بایکوت خبری رسانه ها مواجه می شود. نباید بدانیم که همه نظرسنجی ها در آمریکا، انگلیس و فرانسه نشانگر آن است که اکثر مردم این کشورها با تجاوز به سوریه مخالفند. نباید بشنویم که پارلمان های اکثر این کشورها در باره گرفتار شدن در باتلاق جنگ به اجماع نرسیده اند و کارشناسان و مسئولان ارشد فرماندهی ارتش ها و سازمان های اطلاعاتی درباره خطر چنین جنگی هشدارها داده اند. تنها چیزی که آن ها می خواهند بشنویم، صدای رهبران غربی است که ناگهان به این نتیجه رسیده اند که جنایتکاری محکوم وجود دارد و بدون نیاز به هرگونه مدرک و سند و بدون نیاز به بررسی باید مجازات شود و برای این کار حتی نیازی به محاکمه نیست. به این ترتیب، همان کسی که حکم صادر کرده است، نوع مجازات را انتخاب می کند و هر کس اعتراضی دارد یا می تواند خود را به خواب بزند یا این که حداکثر محکومیتی در این مجال بنویسد. در حال حاضر همه نشان هایی که از مراکز تصمیم گیری صادر شده است، قائل به نزدیک بودن تحقق حمله احتمالی به سوریه است. اما خبرهای فاش شده از مراجع تصمیم گیری و کسانی که باید مسئولیت حمله را به عهده دارند، از وجود تردید و دودلی در میان آنان حکایت دارد که شاید تلاشی برای وقت کشی به منظور هماهنگی هر چه بیشتر در جهت حمله باشد؛ اما شاید هم فرصتی باشد برای بازنگری در پیام های شتابزده فرستاده شده به مراجع ذیربط مبنی بر این که هر کنشی واکنشی را در پی خواهد داشت. آن ها می خواهند بدانند که واکنش چگونه خواهد بود؟ فوری، گسترده، یا محدود؟ اما تاکنون پاسخی در این مجال دریافت نکرده اند. یکی از سئوالات نگران کننده ای که جناح های مختلف غربی پاسخی برای آن دریافت نکرده اند، سئوالی اساسی درباره واکنش حزب الله به هرگونه تجاوز برضد سوریه است. سئوال آن ها درباره امنیت اسرائیل از یک سو و امنیت نیروهای بین المللی موجود در لبنان در درجه دوم و امنیت سیاسی و نظامی کشورهای غربی در درجه سوم است. حزب الله در این خصوص سکوت پیشه کرده است زیرا مجبور نیست در این لحظه موضعی مشخص اتخاذ کند. آشکاراست که هرگونه بیانیه ای که از سوی حزب الله صادر شود، محکومیت هرگونه حمله به سوریه را شامل می شود و مشتمل بر هشدار درباره پیامدهای خطرناک این تجاوز برای تمام منطقه خواهد بود و ممکن است در میان سطور بیانیه، سخنی درباره آمادگی این حزب برای پشتیبانی از سوریه در دفاع از خود بر ضد هرگونه تجاوز خارجی بیاید. به این ترتیب هر کس می خواهد منتظر تصمیم حزب الله باشد، می تواند منتظر باشد. با این حال مسائلی وجود که قابل توضیح است: نخست این که در شرایطی مشابه شرایطی که امروز با آن مواجه هستیم، خوب است بدانیم که حزب الله، بخش اعظم ائتلافی است که رهبری آن را ایران به عهده دارد. در این میان علاوه بر ارتباط ویژه و غیرمحرمانه حزب الله با ایران و تاثیرپذیری این حزب در موضع گیری های خود از رهنمودهای آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی، نکته دیگری وجود دارد و کسی که پیگیر این موضوع است، باید بداند خوانشی دقیق از تعبیرات آیت الله خامنه ای داشته باشد که درباره " فاجعه ای " هشدار داده اند که در صورت تجاوز به سوریه " دامنگیر تمام منطقه " خواهد شد. فرماندهان بارز ارتش و نیروهای مسلح این اظهارات را دال بر آن دانستند که ایران در قبال حمله به سوریه که هم پیمان این کشور است، ساکت نخواهد نشست. دوم این که حزب الله کاملا درگیر بحران سوریه شده است و علت آن، رویارویی با گروهی مسلح مرتبط با غرب یا طرف های تکفیری است. این حزب تاکنون ده ها تن از اعضای خود را در درگیری با این گروه ها از دست داده است و نقشی جدی در این مجال ایفا می کند و آن چه در این کشور می گذرد را به خود مربوط می بیند زیرا یکی از شاخص ترین اهداف این جنگ، ضربه زدن به محور مقاومت و رسیدن به حزب الله است بنابراین حزب الله به کسی نیاز ندارد که دلایل حمله بیگانگان اعم از اسرائیل، آمریکا یا اروپا را برای این حزب توضیح دهد زیرا از مدت ها پیش منتظر وقوع چنین اتفاقی بوده است. به این ترتیب باید گفت کسانی که بر این باور بوده اند، حزب الله هنگام درگیر شدن در بحران سوریه، همه جوانب را به دقت بررسی کرده است، اکنون بر باور خود استوار خواهند بود. زیرا هرگونه تجاوز غربی به سوریه، انگیزه ای مضاعف برای حزب الله خواهد بود، نه برای پشتیبانی قدرتمندانه تر با بشار اسد که هم پیمان این حزب است، بلکه برای این که حزب الله به مرکز دفاع از سوریه در برابر این تجاوز تبدیل شود. اما این که حزب الله در این مجال چگونه رفتار خواهد کرد، مساله ای است که فقط حزب الله می تواند به آن پاسخ گوید.
هرگاه آمریکا و اروپا درصدد ارتکاب جنایتی بر می آیند، نخستین کار خنده دار آنان، پرس وجو درباره واکنش قربانی است. در چند روز گذشته، آمریکایی ها و اروپایی فعالیت گسترده ای در راستای ارزیابی واکنش ایران، سوریه و حزب الله در قبال هرگونه تجاوز به سوریه برآمده اند.
" ابراهیم الامین " روزنامه نگار لبنانی با انتشار مطلبی در سایت " المنار " نوشت: رگاه آمریکا و اروپا درصدد ارتکاب جنایتی بر می آیند، نخستین کار خنده دار آنان، پرس وجو درباره واکنش قربانی است. در چند روز گذشته، آمریکایی ها و اروپایی فعالیت گسترده ای در راستای ارزیابی واکنش ایران، سوریه و حزب الله در قبال هرگونه تجاوز به سوریه برآمده اند. ساده لوحان از قربانی انتظار دارند که برهنه شده، دست ها را به نشانه تسلیم بالا ببرد و یک جمله را فریاد بزند: من آماده ام، مرا بکشید! اما جلادان حتی از این واکنش هم ناخرسندند، آن ها انتظار دارند مردم کشور قربانی با آنان همراه شوند، برای آن ها هورا بکشند و از این که این فرصت فراهم شده تا آنان نیز در شمار قربانیان این جلادان قرار بگیرند، تشکر و قدردانی کنند. در چنین شرایطی، مسئولان مراجع تصمیم گیری در کشورهای غربی شروع به اظهار نظر کرده و دادسخن می دهند که افکار عمومی در سوریه و در جهان عرب و غرب، مخالف سکوت در قبال جنایتی است که در سوریه روی داده است. در این میان هرگونه تلاش برای بررسی های دقیق، با بایکوت خبری رسانه ها مواجه می شود. نباید بدانیم که همه نظرسنجی ها در آمریکا، انگلیس و فرانسه نشانگر آن است که اکثر مردم این کشورها با تجاوز به سوریه مخالفند. نباید بشنویم که پارلمان های اکثر این کشورها در باره گرفتار شدن در باتلاق جنگ به اجماع نرسیده اند و کارشناسان و مسئولان ارشد فرماندهی ارتش ها و سازمان های اطلاعاتی درباره خطر چنین جنگی هشدارها داده اند. تنها چیزی که آن ها می خواهند بشنویم، صدای رهبران غربی است که ناگهان به این نتیجه رسیده اند که جنایتکاری محکوم وجود دارد و بدون نیاز به هرگونه مدرک و سند و بدون نیاز به بررسی باید مجازات شود و برای این کار حتی نیازی به محاکمه نیست. به این ترتیب، همان کسی که حکم صادر کرده است، نوع مجازات را انتخاب می کند و هر کس اعتراضی دارد یا می تواند خود را به خواب بزند یا این که حداکثر محکومیتی در این مجال بنویسد. در حال حاضر همه نشان هایی که از مراکز تصمیم گیری صادر شده است، قائل به نزدیک بودن تحقق حمله احتمالی به سوریه است. اما خبرهای فاش شده از مراجع تصمیم گیری و کسانی که باید مسئولیت حمله را به عهده دارند، از وجود تردید و دودلی در میان آنان حکایت دارد که شاید تلاشی برای وقت کشی به منظور هماهنگی هر چه بیشتر در جهت حمله باشد؛ اما شاید هم فرصتی باشد برای بازنگری در پیام های شتابزده فرستاده شده به مراجع ذیربط مبنی بر این که هر کنشی واکنشی را در پی خواهد داشت. آن ها می خواهند بدانند که واکنش چگونه خواهد بود؟ فوری، گسترده، یا محدود؟ اما تاکنون پاسخی در این مجال دریافت نکرده اند. یکی از سئوالات نگران کننده ای که جناح های مختلف غربی پاسخی برای آن دریافت نکرده اند، سئوالی اساسی درباره واکنش حزب الله به هرگونه تجاوز برضد سوریه است. سئوال آن ها درباره امنیت اسرائیل از یک سو و امنیت نیروهای بین المللی موجود در لبنان در درجه دوم و امنیت سیاسی و نظامی کشورهای غربی در درجه سوم است. حزب الله در این خصوص سکوت پیشه کرده است زیرا مجبور نیست در این لحظه موضعی مشخص اتخاذ کند. آشکاراست که هرگونه بیانیه ای که از سوی حزب الله صادر شود، محکومیت هرگونه حمله به سوریه را شامل می شود و مشتمل بر هشدار درباره پیامدهای خطرناک این تجاوز برای تمام منطقه خواهد بود و ممکن است در میان سطور بیانیه، سخنی درباره آمادگی این حزب برای پشتیبانی از سوریه در دفاع از خود بر ضد هرگونه تجاوز خارجی بیاید. به این ترتیب هر کس می خواهد منتظر تصمیم حزب الله باشد، می تواند منتظر باشد. با این حال مسائلی وجود که قابل توضیح است: نخست این که در شرایطی مشابه شرایطی که امروز با آن مواجه هستیم، خوب است بدانیم که حزب الله، بخش اعظم ائتلافی است که رهبری آن را ایران به عهده دارد. در این میان علاوه بر ارتباط ویژه و غیرمحرمانه حزب الله با ایران و تاثیرپذیری این حزب در موضع گیری های خود از رهنمودهای آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی، نکته دیگری وجود دارد و کسی که پیگیر این موضوع است، باید بداند خوانشی دقیق از تعبیرات آیت الله خامنه ای داشته باشد که درباره " فاجعه ای " هشدار داده اند که در صورت تجاوز به سوریه " دامنگیر تمام منطقه " خواهد شد. فرماندهان بارز ارتش و نیروهای مسلح این اظهارات را دال بر آن دانستند که ایران در قبال حمله به سوریه که هم پیمان این کشور است، ساکت نخواهد نشست. دوم این که حزب الله کاملا درگیر بحران سوریه شده است و علت آن، رویارویی با گروهی مسلح مرتبط با غرب یا طرف های تکفیری است. این حزب تاکنون ده ها تن از اعضای خود را در درگیری با این گروه ها از دست داده است و نقشی جدی در این مجال ایفا می کند و آن چه در این کشور می گذرد را به خود مربوط می بیند زیرا یکی از شاخص ترین اهداف این جنگ، ضربه زدن به محور مقاومت و رسیدن به حزب الله است بنابراین حزب الله به کسی نیاز ندارد که دلایل حمله بیگانگان اعم از اسرائیل، آمریکا یا اروپا را برای این حزب توضیح دهد زیرا از مدت ها پیش منتظر وقوع چنین اتفاقی بوده است. به این ترتیب باید گفت کسانی که بر این باور بوده اند، حزب الله هنگام درگیر شدن در بحران سوریه، همه جوانب را به دقت بررسی کرده است، اکنون بر باور خود استوار خواهند بود. زیرا هرگونه تجاوز غربی به سوریه، انگیزه ای مضاعف برای حزب الله خواهد بود، نه برای پشتیبانی قدرتمندانه تر با بشار اسد که هم پیمان این حزب است، بلکه برای این که حزب الله به مرکز دفاع از سوریه در برابر این تجاوز تبدیل شود. اما این که حزب الله در این مجال چگونه رفتار خواهد کرد، مساله ای است که فقط حزب الله می تواند به آن پاسخ گوید.