باراک اوباما، رئیس‌جمهور امریکا می‌گوید به سبب تصمیم ارتش مصر برای کشتار معترضان صلح‌جو و اعلام حکومت نظامی متاسف است.
اگر وی تا این حد متاسف است، پس چرا هزینه چنین اقدامی را پرداخت می‌کند. بر هیچ کس پوشیده نیست که ژنرال عبدالفتاح السیسی، مرد قدرتمند مصر و سربازانی که وی برای کشتار معترضان اعزام می‌کند حقوق بگیر امریکا هستند. برپایه برآوردهای رسمی، مالیات‌دهندگان امریکایی سالیانه مبلغ ۱.۳ میلیارد دلار به صورت کمک نظامی مستقیم به ارتش مصر می‌دهند. با در نظر گرفتن کمک‌های غیرمستقیمی که به صورت‌های مختلف وجود دارد، از جمله پولی که از سوی دست‌نشانده‌های امریکا در حاشیه خلیج فارس روانه مصر می‌شود، مجموع این کمک‌های نظامی سالیانه به میلیاردها دلار می‌رسد. کمک‌های سخاوتمندانه‌ی امریکا به ارتش مصر اجازه داده است تا هیولایی که بین یک چهارم تا یک سوم اقتصاد این کشور را کنترل می‌کند پروارتر نماید. به همین خاطر است که مصر به لحاظ اقتصادی رو به زوال است. همانگونه که دکتر رابرت روزچلان در تارنمای «ریل اکانمی» نشان داده است، مخارج ارتش اقتصاد را به فنا می‌دهد. پولی که در ارتش به عنوان یک سازمان غیرمولد هزینه می‌شود، از بخش‌های مولد دزدیده می‌شود. در جوامعی با ارتش‌های بزرگ، بهترین دانشمندان، مهندس‌ها و دیگر کارشناسان از تولید کالاهای ارزشمند و ارائه خدمات مفید دست می‌کشند و زندگی خود را به منظور پیدا کردن راه‌هایی برای کشتن مردم صرف می‌کنند و مردم بی‌نوا نیز به جای آنکه شهروندانی مفید و سودمند باشند تعلیم می‌بینند که کورکورانه از دستورات پیروی کنند و بر پایه آنها آدم بکشند. بسیاری از آنان از مشکلات شدید روحی روانی که آنها را به عنصری غیر مفید و غیر مولد بدل می‌کند، رنج می‌برند. در مصر، سیطره‌ی اقتصادی ارتش حتی مشکلاتی بزرگتر خلق می‌کند. مصر سنتی هزار ساله از اقتدارگرایی و دیوان‌سالاری را به ارث برده است. فراعنه، امیرها، ریاست‌جمهوری‌های همیشگی و ژنرال‌هایی که حکم دیکتاتور دارند و نوکران جیره‌خوارشان نیز همواره بالاترین پست و مقام را دارند. این در حالی است که افراد سودمند صرفا رعیت هستند و همواره زیر دستِ نوکران دولت محسوب می‌شوند. استعمارگری انگلیس که لایه جدیدی از دیوان‌سالاری خارجی را به دنیا نمایاند، مشکلات را وخیم‌تر کرده است. جوانان مستعد مصری تعلیم دیده‌اند که باور کنند پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه به دولت بدهکارند و باید خدمات ارائه کنند. این باور گسترده که «دولت یک کار پر درآمد و غیر مفید به من بدهکار است» همچنان وجود دارد. این در حالی است که افسران ارتش و رفقایشان بزرگترین انگل‌هایِ مفت‌خور جامعه هستند. در جهانِ اقتصادی امروز، ملت‌هایی که از سوی یک بخش سودمندِ قوی هدایت می‌شوند در دراز مدت موفق خواهند بود. کشورهایی مانند مصر، که در آن دیوان سالاران (به ویژه دیوان سالاران ارتش) پول و قدرت را به چنگ آورده‌اند محکوم به فقر هستند. و امریکا که با کمک‌های سخاوتمندانه خود ارتش دیوان‌سالار و فاسد مصر را یاری می‌کند، همان نیروی اصلی است که مصر را به سوی فقر و فلاکت سوق می‌دهد. کمک نظامی امریکا نه تنها اقتصاد مصر را متزلزل کرده بلکه دموکراسی مردم این کشور را نیز از بین برده است. کمک‌های امریکا یک «دولت درونی» انگل‌گونه، متشکل از افسران نظامی و دوستان آنان به وجود آورده است. این افراد مصر را از پشت صحنه اداره می‌کنند. مبارک دست‌نشانده و عروسک پوشالی آنان بود. هنگامی که حسنی مبارک برکنار شد و مردم مصر فعالان اسلامی را برای پارلمان کشور و ریاست‌جمهوری انتخاب کردند، دولت درونی و حامیان خارجی آن احساس خطر کردند. از این رو اقتصاد را به ویرانی کشیدند، گوش مردم را با بدگویی از مرسی پر کردند و این کودتا را مهندسی نمودند. اگر اوباما این کودتا را در حقیقت همان چیزی که هست، می‌دانست قانون امریکا به خودی خود کمک‌های نظامی به مصر را قطع می‌کرد. چرا اوباما تصمیم گرفت دروغ بگوید و وانمود کند که این کودتا یک کودتا نیست؟ چرا وی اصرار دارد که امریکا به حمایت مالی از دیکتاتوریِ بی‌رحمانه مصر ادامه دهد؟ پاسخ در یک کلام خلاصه می‌شود؛ «اسرائیل». صهیونیست‌ها بر بخش‌های رسانه‌ای، مالی و سیاسی امریکا تسلط دارند. آنان به حمایت مالی از دیکتاتوری ارتش مصر اصرار دارند، چرا که می‌خواهند مصر را ضعیف و مطیعِ اربابان امریکایی و اسرائیلی‌اش نگاه دارند. صهیونیست‌ها می‌دانند که اگر دموکراسی حقیقی در مصر بنا نهاده شود، مردم این کشور لغو معاهده کمپ دیوید را خواهان می‌شوند و از ایستادگی فلسطینیان حمایت می‌کنند. آنان می‌دانند که اگر اقتصاد مصر پیشرفت کند، اسرائیل هیچگاه به اهداف دیرینه خود دست نخواهد یافت؛ آرزوی به یغما بردنِ تمامی سرزمین‌های بین نیل و فرات. از این رو، اسرائیلی‌ها بر سیاست امریکا در قبال خاورمیانه تسلط پیدا کرده و واشنگتن را نه تنها به سخاوتمندی در برابر اسرائیل، بلکه در برابر دیکتاتوری ارتش مصر نیز مجبور کرده‌اند. ارتش مصر، با دریافت حمایت مالی از امریکایِ تحت سلطه‌ی صهیونیست به محاصره اسرائیل و اسارت غزه کمک کرده است. ارتش حتی به حمله پهپادهای اسرائیلی در سینا نیز کمک می‌کند! محمد مرسی، یکی از دوستان حماس با محاصره‌ی غزه از سوی اسرائیل (و خود این رژیم) مخالفت کرد. از همین رو است که نتانیاهو از کودتا بر ضد مرسی حمایت کرد و وی را یک «افراطی» خواند و درباره‌ی «ناتوانی جنبش‌های اسلامی سیاسی» سخن گفت. دست نشانده‌ی نتانیاهو، یعنی ارتش مصر اکنون می‌تواند به گذشته بازگردد و بدون مداخله افرادی مانند مرسی کشور را از جانب اسرئیلی‌ها اداره کند. جنایتکاران امریکایی نتانیاهو، نو محافظه‌کاران، با این موضوع موافق هستند. بر اساس مقاله استفان نیگوسکی با نامِ «نئومحافظه‌کاران، دموکراسی گزینشی و کودتای ارتش مصر»، نومحافظه‌کاران امریکایی، طراحان کودتای ۱۱ سپتامبر، لفاظی‌های خود مبنی بر اینکه «بگذارید به خاطر دموکراسی به خاورمیانه حمله کنیم» را به بعد موکول کردند و از جنایت ارتش مصر و کشتار هزاران تن از معترضانِ صلح‌جوی حامی دموکراسی اعلام حمایت کامل نمودند. نومحافظه‌کاران دلیل خوبی برای نفرت از مرسی دارند؛ رئیس‌جمهور سابق مصر بارها داستان ۱۱ سپتامبر را مورد تمسخر قرار داد و تحقیق و بررسی مجدد آن را خواستار شد. چنین تحقیقی به سرعت نومحافظه‌کاری را ویران می‌کند و باعث می‌شود رهبران عالی رتبه‌ی نومحافظه‌کار همچون پال ولفوویتز، ریچارد پرل، اسکوتر لیبی، داو زخیم، داگلاس فیث، مارک گراسمن، مایکل لدین و بسیاری دیگر به سبب خیانت به دار آویخته شوند. به طور رسمی افشای حقیقت درباره واقعه ۱۱ سپتامبر به معنی پایان اسرائیل و صهیونیست خواهد بود. دموکراسی واقعی در خاورمیانه سریعا به توانمندی ضد صهیونیست‌ها و حامیانِ حقیقت در رابطه با ۱۱ سپتامبر منجر خواهد شد. (اکثریت مردم خاورمیانه با صهیونیسم مخالف هستند و تقریبا از هر چهار نفر، سه تن داستان گفته شده در رابطه با ۱۱ سپتامبر را باور ندارند.) از این رو امریکا که تحت حمایت صهیونیست قرار دارد به نطقِ دروغین درباره دموکراسی ادامه خواهد داد و از سوی دیگر با حمایت مالی از ارتش مصر و دیگر رژیم‌های دست نشانده، برای ویرانی آن اقدام خواهد کرد.