با وجود تظاهرات دو ساله‌ی معترضان و خواسته‌‎ی مخالفان برای اصلاحات سیاسی، سازمانی و اجتماعی رژیم آل‌خلیفه بی‌آنکه خم به ابرو بیاورد همچنان با تمام قوا به روش‌های استبدادی خود چسبیده است.
بحرین، جزیره‌ای تقریبا ناچیز که بین دو همسایه بزرگ خود یعنی ایران و عربستان سعودی گم شده است، یکی از مزیت‌های ژئو - راهبردی در منطقه به شمار می‌رود چرا که مستقیما مقابل تنگه‌ی هرمز، مسیر نفتی جهان، نقطه محوری بین آسیا و خاورمیانه قرار دارد. در حالی که بحرینی‌ها، همانند همتایان خود در تونس و مصر می‌توانستند به براندازی رژیم آل‌خلیفه، بقایای دوران سلطنتی که مردم بحرین احساس می‌کنند آرمان‌‎های دموکراتیکشان را به باد داده است، امید داشته باشند، موقعیت راهبردی این کشور قدرت‌های خارجی را بر آن داشته است تا همچنان آن را در چنگ خود نگاه دارند. درست مثل عربستان سعودی که نمی‌خواهد سرنگونی هیچ یک از دیکتاتوری‌های حاشیه خلیج فارس را ببیند، چون ممکن است این امر برای خودش نیز خطرآفرین شود و توازن قدرت را بر خلاف میلش تغییر دهد، امریکا نیز علاقه‌ای به از دست دادن راهبردی‌ترین موقعیت نظامی خود در منطقه ندارد. باید به یاد داشت که ناوگان پنجم امریکا تنها قدرت نظامی خارجی است که در تنگه هرمز حضور دارد. باید یک رژیم جدید در بحرین ظهور کند، واشنگتن در برابر از دست دادن برتری خود در منطقه خواهد ایستاد، این چیزی است که هنوز برای آن آماده نیست، به ویژه هنگامی که صحبتِ از دست دادن ایران، هدفِ بعدی این کشور در میان باشد. در حالی که سرنوشت بحرین قربانیِ برنامه‌ی قدرت‌های خارجی می‌شود، این مردمِ این کشور هستند که در این بین گرو نگاه داشته می‌شوند، این مردم قربانیان یکی دیگر از قساوت‌های سیاسی هستند، قدرت‌هایی که ادعای حمایت از عدالت و دموکراسی دارند و در حقیقت به دنبال جاه‌طلبی‌های نو استعماری خود در منطقه هستند به آنان خیانت کرده‌اند.جاه‌طلبی‌های خارجیاگرچه بحرین به لحاظ وسعت کوچک است اما برای قدرتی که بتواند بر دولت آن تسلط یابد نقشی راهبردی ایفا خواهد کرد. زمانی که بحرین در سال ۱۹۷۱ از امپراتوری بریتانیا جدا شد، از بندِ اربابی رهایی یافت و به بندِ اربابی دیگر، یعنی عربستان سعودی افتاد و اینگونه مردمِ خود را از رسیدن به اهداف سیاسی و اجتماعی‌شان بازداشت. اگرچه عربستان سعودی تا به حال توانسته است جایگاه خود در دولت بحرین را با حمایت از آل‌خلیفه حفظ کند، اما ایران به لحاظ مذهبی، سیاسی و ایدئولوژی نفوذ خود را بر مردم این کشور افزایش داده است. بحرینی‌ها با جمعیتی غالبا شیعه و فرهنگی قوی و روابط مذهبی با ایران همواره حضور این کشور، قدرتی که برخلاف انگلیس و عربستان سعودی و حتی امریکا هرگز سعی در تحمیل دیدگاه خود در منطقه نداشته و همواره خیرخواه و حامی مردم خود بوده است، را احساس کرده‌اند. اما در ورای سیاست‌های خالصانه مساله‌ی مهم بقا و ارتباط منطقه‌ای نهفته است. ایران برای رهایی از بندهای خود و گسستن تاری که امریکا به دور منطقه تنیده است به بحرین نیاز دارد. در حالی که واشنگتن پیش از انجام اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی روی ماشین تبلیغاتی خود کار می‌کند، ایران که با پایگاه‌های نظامی امریکا احاطه شده اکنون بسیار تنهاست. اگر بحرین پیروزی در برابر استبداد را مدعی شود، ایران در این بین برنده‌ی آشکار خواهد بود. آخرین دیدگاه سیاسی آیت‌الله خمینی نه تنها به حقیقت خواهد پیوست، بلکه اسلام سیاسی نیز در برابر دموکراتیک به سبک غربی خواهد ایستاد و چندین دهه نو استعماری را از بین خواهد برد.نقض حقوق بشرهمانگونه که مریوان حما، یکی از اعضای کمپین دیده‌بان حقوق بشر در ماه ژوئن گفت «وضعیت حقوق بشر در بحرین همچنان نابسامان است.» با وجود انتشار گزارش‌های بسیار، توصیه‌نامه و بیانیه از سوی نهادهای بین‌المللی مختلف، گروه‌ها و کمیته‌های حقوق بشری، رژیم آل‌خلیفه با استفاده از اتهام ترور و خشونت فرقه‌ای مهندسی شده به منظور توجیه اقدامات رقت‌انگیز خود برای اعمال خشونت علیه شهروندان، سرکوب رقت‌نگیسرکوب معترضان را شدت بخشیده است. با وجود ادعاهای شاه حمد برای اصلاح و سازماندهی کنفرانس گفتگوی ملی برای حل بحران بحرین از طریق اجماع سیاسی، دیکتاتوری بحرین آشکارا راه خود به سوی سرکوب‌های بزرگتر را ادامه می‌دهد. تعداد بی‌شماری از فعالان حقوق بشر و فعالان سیاسی در بدترین شرایط زندانی هستند، از تمامی حقوق‌ها محروم مانده‌اند و مثل حیوانی که آماده‌ی سلاخی شدن باشد با آنان رفتار می‌شود. دستگاه‌های امنیتی برای ترساندن مردم و وادار کردن آنان به تصدیق خواسته‌ی دولت عبادتگاه‌ها را تخریب کرده‌اند. شخصیت‌های مذهبی و مردمی که در بین آنان شیخ قاسم، روحانی برجسته‌ی شیعه نیز حضور دارد به صورت ناعادلانه از سوی این رژیم هدف گرفته می‌شوند. به گفته‌ی سازمان دیده‌بان حقوق بشر، آزادی انجمن با هیچ چیز بهتر از آزادی بیان پیش نمی‌رود، دولت بحرین اخیرا پیش‌نویس قانونی را به پارلمان این کشور، که اکثر اعضای آن از افراد حامی این رژیم هستند، فرستاده است که به مقامات اجازه می‌دهد سازمان‌هایی را که رهبران‌شان از سیاست‌‎ها و مقامات دولت انتقاد می‌کنند را منحل کنند و توانایی این گروه‌ها برای کسب درآمد را به شدت محدود نمایند. سازمان‌های ثبت نشده «غیرقانونی» هستند و پیوستن به این شرکت‌ها برپایه ‌حقوق جزا جرم جنایی محسوب می‌شود. پارلمان بحرین در ماه می قانون تجمع عمومی را اصلاح کرد تا از این طریق برگزاری تظاهرات در «مکان‌‎های شلوغ، و مکان‌‎هایی که ماهیت امنیتی دارد» باز دارد. در حقیقت پارلمان سعی داشت با این قانون تمامی تظاهرات‌های آتی احتمالی را ممنوع کند. منطق زننده‌ی روند سرکوبگری در این رژیم به تازگی حتی زبان خود بحرین را نیز بند آورده است؛ این امر پس از آن بود که افشا شد نیروهای امنیتی با کنار گذاشتن اصول اخلاقی و مذهبی ریحان الموسوی، یکی از فعالان جوان را در برابر چشم دیگران برهنه کردند.سیاست‌های دوگانه با گذشت دو سال از انتشار گزارش بسیونی (کمیته‌ی مستقل تحقیقات بحرین) جامعه بین‌المللی با سکوت در برابر سیاست شکنجه‌ی نظام‌مند آل‌خلیفه خود را در مغایرت با ارزش‌های دموکراتیکی که مدعی‌اش بود قرار داده است. سال ۲۰۱۲، هنگامی که از مقامات امریکا پرسیده شد چرا خشونت بحرین را نادیده می‌گیرید اما اقدام بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه را برای این به اصطلاح نقض حقوق بشر سرزنش می‌کنید، دریاسالار، مارک فاکس، فرمانده‌ی ناوگان پنجم نیروهای امریکا در بحرین در چند کلمه به طور خلاصه پاسخ داد: «آنان (سران رژِیم بحرین) از هم‌پیمانان دیرینه ما هستند و برای انجام ماموریتمان نقش مهمی ایفا می‌کنند.» هیلاری کلینتون، وزیر خارجه‌ی وقت امریکا نیز گفت: «کشورهای ما منافع راهبردی مشترک بسیاری دارند و برای دفاع از امنیت منطقه‌ای چندین دهه با یکدیگر همکاری کرده‌اند... در این شرایط، بحرینی‌ها خود باید مسائلِ گزارش شده را حل کنند و در راهی پیش بروند که سبب ارتقاء اصلاحات، مصالحه و ثبات شود.» اتحادیه اروپا و دولت اوباما با تحریم ایران به اتهام نقض حقوق بشر و اقدام نظامی علیه دیکتاتور لیبی به کار گیری از سیاست‌های دوگانه را به نهایت رسانده‌اند اما در پرداختن به سرکوب آشکار جنبش حامی دموکراسی در بحرین باز مانده‌اند. امریکا و اتحادیه اروپا به جای محکوم کردن ظلم دولت بحرین علیه شهروندانش و حمایت از خواسته‌ی قانونی معترضان برای یک سلطنت مشروطه خود را به انتشار چند بیانیه‌ی پوچ محدود کرده‌اند بی‌آنکه هیچ اقدام مناسبی درباره‌ی بحران شدید سیاسی در بحرین انجام دهند.