استاد غلوش چندی است که با جامعه قرآنی جهان اسلام وداع کرده است و به سرای باقی کوچ رحلت گزید؛ این استاد نامی و مشهور با حضور در ایران و قرائت های ماندگار شور و هیجان قرآنی به یادماندنی را در اذهان نسل ده ۶۰ و ۷۰ ایجاد کرد که فراموش نخواه شد مطلب زیر به ناگفته هایی از این استاد پرداخته است.

به گزارشMuslimPressو به نقل از «ایکنا»؛ علی‌اکبر فضلی(محمودی) یکی از خادمان و قاریان قرآن کریم در قم خاطراتی با عنوان «ناگفته هایی از اولین سفر استاد غلوش به ایران» را به رشته تحریر درآورده است که به مناسبت درگذشت این قاری وموذن برجسته و معروف مصری، مطلب مذکور منتشر می شود.

با کمال تأسف درگذشت استاد راعب مصطفی غلوش را به همه دوستان و مجامع قرآنی تسلیت می گویم. چرا که او دارای سبک و روش جذابی بود که اغلب قاریان از او پیروی می کردند.

از این رو به پاس تجلیل از خدمات ماندگار آن استاد که از اولین سفرش موجب تحول قرآنی در ایران شد بعنوان کسیکه از مراحل اولیه جذب و دعوت، مسئولیت پیگیری کلیه امور مربوط به سفرش از مصر تا دبی و ایران را از طرف برادر عزیرم سیدمصطفی صدرزاده رییس رادیو قرآن برعهده داشت وظیفه خود می دانم پس از ۲۵ سال مطالب و ناگفته هایی از استاد غلوش و بسیونی در مدت یک ماه سفر به ایران به مناسب ده فجر انقلاب اسلامی در نقش هماهنگ کننده، مترجم و راهنما در کنار استاید بوده ام، برای قاریان و عموم مردم بیان کنم.

سال ۱۳۶۸ در مسجد المنخول دبی با اساتید آشنا شده و از آنها دعوت کردم تا به ایران بیایند که پس از موافقت اساتید به آقای صدرزاده انتقال دادم و سپس ایشان با وزارت خارجه و سفارت ایران در امارات هماهنگ کردند و در نتیجه در تاریخ ۱۳۸۶/۱۱ / ۱۴ به اتفاق اساتید به ایران آمدیم.

در طول راه و پس ازآن ارتباط خوبی با آنها داشته و درباره مسائل مختلف ایران با آنها صحبت کردم و تأثیر زیادی هم داشته که به طور خلاصه به مطالب و نکات مهم در حاشیه سفر اساتید به کشور اشاره می کنم.

۱. در برخورد اول و وقتی که از آنها دعوت کردم، گفتم: در ایران هزاران مستمع خواهید داشت که یکی از افرادی که در کنار غلوش بود پرسدی مگر ایرانی ها قرآن می خوانند. که پاسخ دادم بله. از رهبر انقلاب و مسئولین کشور گرفته تا کودک و پیر و جوان، ‌ همه قرآنی می خوانند. که در دیدار اول با مقام معظم رهبری و دیدن جمعیت ده ها هزار نفری مدرسه شهید مطهری، تلاوت در مسجد اعظم قم و مشهد مقدس نظر آنها تغییر یافت و با کمال تعجب گفتند نظیر این جمعیت را هیچ کجا ندیده اند.

۲. در طول سفر اساتید، در تهران، قم و مشهد تلاوت های زیادی داشتند اما تلاوت آیات تطهیر و اهل بیت در مدرسه شهید مطهری فوق العاده بود و از تلاوت های ماندگار غلوش می باشد، آنچنان که جمعیت یکباره ایستاد و تکبیر گفت.

۳. وقتی برای ضبط قرآن و اذان به شبکه ۲ تلوزیون رفتیم، ‌ اساتید به بنده گفتند ما تا حالا اذان شما را نگفته و آشنا نیستیم که من روی کاغذ آن را نوشتم و استاد غلوش به زیبایی هرچه تمام تر آن را اجرا کرد و امروز آن اذان یکی از اذان های ماندگار و جاودانه به شمار می رود.

۴. در طول سفر درباره متعارف بودن جمله صدق ا… العلی العظیم در پایان تلاوت های ایرانیان صحبت کردم و گفتم که العلی یکی از اوصاف خداوند است لذا آنها پذیرفتند و با کمال اختیار واعتقاد در پایان همه تلاوت ها به کار می بردند. که همین امر شور و حالی در مستمعین ایرانی ایجاد می کرد و به شوق می آمدند.

۵. اساتید برنامه های زیادی داشتند و علاوه بر تلاوت های مجلسی متعدد دیدار مسئولین کشور، ‌ بازدید از اماکن دیدنی و کاخ ها، جلسات و نشست هایی هم با استاتید و قاریان بین المللی و برجسته تهران داشتند که بسیار مفید بود. از قبیل آقایان اساتید: شهیدی، ‌ عبایی، ‌ حشمتی، هاشم روغنی، جواد رفیعی، سعیدیان، منصوری، فاطمی، رضائیان، پناهی و ….

۶. بسیاری از مقامات و هزاران قاری و حافظ در همه جلسات حضور داشتند و بویژه استاد فاطمی نیا و مرحوم آیت ا… خزعلی در همه جا شرکت می کردند و به اساتید علاقه خاصی داشتند. غلوش به آیت ا… خزعلی می گفت: او معجزه قرآنی است، زیرا آن مرحوم قرآن را به صورت حفظ از اول به آخر و بالعکس می خواند که باعثتعجب همگان می شد و آقای خزعلی با کمال تواضع کنار رحل قرآن می نشست و می گفت: بپرسید.

۷. وقتی ربنای شجریان را برای غلوش گذاشتم، گفت او یک خواننده عربی است که به صوت و لحن و تجوید آشناست و هنگامی که گفتم او مشهور ترین استاد آواز ایران است خیلی تعجب کرده او را تحسین کرد.

۸. استاد غلوش به حرف زدن هنگام تلاوت قرآن بسیار حساس و خشمگین می شد، و همین امر موجب شد تا در شبی که همه قاریان و اساتید میهمان استاد مرحوم پور فرزیب مولایی بودند. نتوانست خشم و قهر خود را پس از تلاوت در حسینیه رهبری پنهان کند، زیرا دو نفر هنگام تلاوت ایشان صحبت کرده بودند.

۹. در اولین دیدار اساتید با رهبری، شاهد بودم که ایشان نسبت به غلوش علاقه خاصی نشان می دادند و فرمودند: «قبل از انقلاب من یک رادیو کوچکی داشتم و در امواج و رادیو ها به دنبال صدای شما می گشتم تا گوش کنم.»

۱۰. اساتید دو نوبت دیدار ویژه با مقام معظم رهبری داشتند. یکی در ابتدا و دیگری در انتهای سفر، که در دیدار اول رهبری بنده مترجم بودم و هردو دیدار بسیار صمیمانه بود و رهبری بویژه نسبت به غلوش اظهار علاقه و محبت ویژه ای داشت و خاطراتی از ابوالعینین شعیشع تعریف کردند، و اساتید هم نسبت به رهبری علاقه خاصی پیدا کردند.

غلوش می گفت: «این دیدار گویی جلسه قرآن است و کارشناس مسلط آنجا نشسته و حرف می زند». در دیدار پایانی هم از آنها ابراز رضایت کرد و با آرزوی دیدار مجدد این گونه سفر ها را بسیار مفید دانستد. سپس هدایا و سوغات های ایرانی به اساتید تقدیم نمودند.

۱۱. توصیه های غلوش: ۱ - قاری وقتی به بلوغ رسید باید تقلید را کنار بگذارد، در حالیکه ایرانی های اغلب تقلید می کنند. ۲ - صدا باید از مغز بیرون بیاید نه حنجره. ۳ - اغلب قاریان ایرانی نمی توانند اوج بگیرند. ۴ - همراه با قرائت باید قرآن را حفظ کرد. ۵ - ایرانی ها خیلی با استعدادند و من هیچ کجا چنین قراء و این همه جمعیت مستمع ندیده ام، حتی در مصر.

در پایان یک ماه سفر مفید، سودمند و تحول آفرین، اساتید غلوش و بسیونی، با خوشنودی و رضایت مندی و البته غلوش با چشمانی اشک آلود در پلکان هواپیما با ما خداحافظی کردند و در تاریخ ۱۴/۴ / ۱۳۶۸ به مصر بازگشتند.